شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵
گزارشهای منتشرشده از استانهای جنوبی ایران نشان میدهد جنگ اخیر فقط تأسیسات نظامی و نفتی را هدف نگرفته، بلکه مستقیماً به یکی از آسیبپذیرترین گروههای معیشتی منطقه، یعنی صیادان و خانوادههای ساحلنشین، ضربه زده است. در بندرعباس و عسلویه، دهها قایق صیادی در حملات اخیر آسیب دیده یا بهطور کامل از بین رفتهاند؛ قایقهایی که برای بسیاری از خانوادهها نه فقط ابزار کار، بلکه تنها سرمایه و ستون اصلی زندگی بودهاند.
در بندرعباس، اعضای تعاونی صیادان «پشتشهر» گفتهاند در جریان حملات روزهای ۱۷ و ۱۸ تیر به نوار ساحلی هرمزگان، دستکم ۳۰ فروند قایق صیادی در اسکله پنجپله بهطور کامل نابود شده است. فرامرز جامهگیر، عضو هیئتمدیره این تعاونی، ارزش هر قایق را حدود دو میلیارد تومان برآورد کرده و گفته خسارت مستقیم به شناورها به حدود ۶۰ میلیارد تومان میرسد. هوشنگ افراخته، عضو دیگر این تعاونی، نیز از اصابت پرتابهای دیگر به اسکله شناور صیادان و غرق شدن کامل آن خبر داده است.
در عسلویه نیز اسکله صیادی روستای بنود هدف قرار گرفت. فرماندار عسلویه اعلام کرده است دو پرتابه ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه صبح به این اسکله اصابت کرده و در نتیجه آن ۱۰ فروند قایق صیادی متعلق به اهالی منطقه دچار آتشسوزی شده است. به گفته او، آتشنشانی چاهمبارک پس از حادثه در محل حاضر شد و آتش را مهار کرد. تا زمان انتشار گزارشهای اولیه، تلفات جانی اعلام نشده بود، اما ارزیابی خسارت به تجهیزات صیادی همچنان ادامه داشت.
برای صیادان، از دست رفتن قایق به معنای توقف فوری درآمد است. بسیاری از این قایقها با وام، قرض، مشارکت خانوادگی یا سالها پسانداز تهیه شدهاند. نابودی یک قایق تنها یک خسارت فنی نیست؛ یعنی بیکار شدن ناخدا، کارگر، تورباف، تعمیرکار، فروشنده ماهی و خانوادههایی که زنجیره زندگیشان به دریا گره خورده است. در روستاها و محلههای ساحلی جنوب، یک قایق میتواند نان چند خانوار را تأمین کند.
جنگ همچنین مسیرهای تجارت دریایی سنتی را پرهزینهتر و ناامنتر کرده است. فعالان حوزه لنجداری و تجارت دریایی میگویند هزینه ورود هر لنج ایرانی به دبی که پیش از جنگ حدود هزار درهم بود، در شرایط جدید به حدود ۸۷۰۰ درهم رسیده است. چنین افزایشی مستقیماً بر قیمت کالاهای وارداتی، هزینه حملونقل، بازارهای محلی و قدرت خرید مردم جنوب اثر میگذارد. لنجها در اقتصاد جنوب فقط وسیله حمل کالا نیستند؛ بخشی از زندگی روزمره، شبکه دادوستد و اشتغال سنتی ساحلاند.
افزایش هزینه لنجها در کنار نابودی قایقهای صیادی، دو ضربه همزمان به اقتصاد محلی وارد کرده است: از یکسو صید و درآمد مستقیم صیادان کاهش مییابد و از سوی دیگر کالاهایی که از مسیرهای دریایی وارد میشود گرانتر به دست مردم میرسد. نتیجه، فشار مضاعف بر خانوادههایی است که پیش از جنگ هم با تورم، گرانی سوخت، هزینه تعمیر موتور، بیمه ناکافی و نبود حمایتهای پایدار دستوپنجه نرم میکردند.
این بحران در منطقهای رخ میدهد که مردم آن سالهاست با کمبود آب، قطعی برق، گرمای طاقتفرسا، آلودگی صنعتی و شکاف عمیق میان ثروت نفت و فقر محلی روبهرو هستند. جنوب ایران، با وجود نقش حیاتیاش در اقتصاد انرژی کشور، سهم ناچیزی از رفاه و امنیت اقتصادی برده است. اکنون جنگ، همان زندگی شکننده را نیز بیثباتتر کرده است.
در چنین شرایطی، زنان و کودکان خانوادههای صیاد بیش از همه زیر فشار قرار میگیرند. وقتی قایق از بین میرود، درآمد خانه قطع میشود؛ بدهیها باقی میماند، هزینه خوراک و درمان بالا میرود و اضطراب آینده بر زندگی روزانه سایه میاندازد. کودکان این خانوادهها نه فقط شاهد آتش گرفتن قایقها و اسکلهها هستند، بلکه پیامدهای آن را در سفره خانه، مدرسه، درمان و احساس امنیت خود تجربه میکنند.
مقامهای محلی از بررسی خسارتها سخن گفتهاند، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که وعدههای جبران خسارت برای صیادان اغلب دیر، ناقص یا گرفتار بروکراسی میشود. اگر جبران فوری و کامل انجام نشود، بسیاری از صیادان امکان بازگشت به کار را از دست خواهند داد و ناچار به کارهای موقت، مهاجرت، قرض سنگین یا ترک حرفهای خواهند شد که نسلها در خانوادههایشان جریان داشته است.
ضربه به اسکلههای صیادی بندرعباس و عسلویه نشان میدهد جنگ فقط در نقشههای نظامی و بیانیههای رسمی رخ نمیدهد. جنگ در جنوب ایران خود را در قایق سوخته، اسکله غرقشده، لنج گرانشده، بازار ملتهب، کودک نگران و خانواده بیدرآمد نشان میدهد. برای صیادان، این جنگ پیش از آنکه یک خبر سیاسی باشد، از همان لحظهای آغاز شده که دیگر نتوانستهاند به دریا بروند.
اخبار روز