الف. هوشیار – اندیشۀ نو
شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵
وقتی داور سوت آغاز فینال جام جهانی را به صدا درمیآورد، میلیاردها نفر مسابقهای را میبینند که در ظاهر تنها نود دقیقه فوتبال است. شاید همزمان خبرهایی را هم در مورد زندگی شخصی ستارههای فوتبال، یا انتقاد به سوگیریهای داوری، یا رفتارهای ناعادلانه با تیمهای ورزشی مورد نظرمان دنبال کنیم. اما در همان لحظه، در لایهای که تقریباً هیچ تماشاگری آن را نمیبیند، یکی از بزرگترین ماشینهای اقتصادی جهان نیز به حرکت درمیآید.
در چند ثانیه، میلیونها شرط تازه ثبت میشود؛ الگوریتمها احتمال گل بعدی را دوباره محاسبه میکنند؛ شرکتهای داده هزاران متغیر آماری را بهروز میکنند؛ هوش مصنوعی مدلهای پیشبینی را اصلاح میکند؛ بازارهای شرطبندی ضرایب را تغییر میدهند؛ و صدها شرکت در سراسر جهان، از بانکها و شرکتهای پرداخت گرفته تا مراکز داده و شرکتهای امنیت سایبری، بخشی از درآمد خود را از همین مسابقه به دست میآورند.
در چنین لحظهای، آنچه در جریان است دیگر فقط فوتبال نیست؛ بلکه گردش همزمان پول، داده، احتمال، الگوریتم و ریسک است.
جام جهانی، شاید بیش از هر رویداد ورزشی دیگری، به ما نشان میدهد که سرمایهداری معاصر چگونه از اقتصاد کالاها به سمت اقتصاد اطلاعات حرکت کرده است.
بازی فوتبال دیگر محصول اصلی نیست
در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، اقتصاد فوتبال نسبتاً ساده بود. باشگاهها از سه منبع اصلی درآمد داشتند: فروش بلیت، حق عضویت، و گاهی فروش بازیکن. و تلویزیون بعدها به این فهرست اضافه شد. اما امروز اگر بخواهیم اقتصاد جام جهانی را فقط با فروش بلیت یا حق پخش توضیح دهیم، بخش بزرگی از ماجرا را ندیدهایم.
امروز فوتبال، هستهٔ مرکزی شبکهای از صنایع است که هر کدام ارزش اقتصادی مستقلی تولید میکنند. اطراف یک مسابقهٔ جام جهانی اکنون لایههای متعددی شکل گرفته است:
- شبکههای تلویزیونی،
- رسانههای دیجیتال،
- شرکتهای تبلیغاتی،
- اسپانسرها،
- تولیدکنندگان داده،
- شرکتهای هوش مصنوعی،
- بازارهای شرطبندی،
- سامانههای کشف تقلب،
- شرکتهای پرداخت،
- پلتفرمهای استریم،
- شبکههای اجتماعی،
- و حتی شرکتهایی که تنها کارشان فروش دادههای زندهٔ مسابقات است.
فوتبال در این میان بیش از آنکه خود محصول نهایی باشد، به سکویی تبدیل شده که دهها صنعت دیگر بر روی آن ارزش خلق میکنند.
صنعتی که فوتبال را به داده تبدیل کرد
اگر از شما بپرسند مهمترین کالای جام جهانی چیست، احتمالاً خواهید گفت: «فوتبال.» اما پاسخ اقتصاد امروز چیز دیگری است. مهمترین کالا، داده هایی است که هر روز از هر حرکت بازیکن ثبت میشود. هر پاس، هر شوت، هر سرعت دویدن، هر تغییر موقعیت، هر لمس توپ، هر حرکت داور، هر میزان دویدن بازیکنان، در هر مسابقه میلیونها نقطهٔ داده تولید میشود.
این دادهها دیگر صرفاً برای مربیان نیست. آنها فروخته میشوند. شرکتهایی مانند جنیوس اسپرت، اسپرت رادار ، و استاتز پرفورم همین دادهها را پردازش میکنند و به مشتریان مختلف مانند:
- رسانهها،
- باشگاهها،
- تحلیلگران،
- شرکتهای شرطبندی،
- و حتی صندوقهای سرمایهگذاری ورزشی.
می فروشند.
فیفا و بازار شرطبندی
رابطهٔ فیفا با صنعت جهانی شرطبندی، رابطهای دوگانه و پیچیده است. از یک سو، فیفا خود برگزارکنندهٔ شرطبندی نیست و مطابق مقررات اخلاقیاش، بازیکنان، داوران و مدیران فوتبال را از هرگونه شرطبندی یا سوءاستفاده از اطلاعات محرمانه منع میکند و مأموریت خود را حفظ سلامت مسابقات میداند. از سوی دیگر، برای مبارزه با تبانی و دستکاری نتایج، با شرکتهای تخصصی تحلیل داده مانند اسپورت رادار (Sportradar) همکاری میکند تا بازارهای شرطبندی را بهصورت لحظهای پایش کرده و الگوهای مشکوک را شناسایی کند.
افزون بر این، فیفا حقوق تجاری دادههای رسمی مسابقات را به شرکتهایی واگذار میکند که بخشی از مشتریان اصلی آنها اپراتورهای شرطبندی هستند.
از منظر اقتصاد سیاسی، این بدان معناست که فوتبال حرفهای و صنعت شرطبندی، هرچند از نظر حقوقی مستقلاند، در عمل در یک اکوسیستم اقتصادی مشترک فعالیت میکنند. صنعت شرطبندی از محبوبیت جام جهانی سود میبرد، شرکتهای داده از فروش اطلاعات رسمی مسابقات درآمد کسب میکنند و فیفا نیز از تجاریسازی این دادهها منتفع میشود. همین همپوشانی باعث شده برخی پژوهشگران دربارهٔ تعارض منافع بالقوه هشدار دهند؛ زیرا گاه همان شرکتهایی که دادههای مسابقات را به بازار شرطبندی عرضه میکنند، در عین حال در سامانههای نظارت بر سلامت مسابقات نیز نقش دارند. این وضعیت، جام جهانی را نه فقط یک تورنمنت ورزشی، بلکه به یکی از گرههای اصلی اقتصاد جهانی داده، رسانه و بازارهای پیشبینی تبدیل کرده است.
حجم چرخش مالی این بازارها چقدر است؟
۱. اندازه بازار جهانی
بر اساس برآوردهای جدید مؤسسات پژوهشی بازار:
- درآمد بازار جهانی شرطبندی ورزشی در سال ۲۰۲۶ حدود ۸۸ میلیارد دلار برآورد شده و انتظار میرود تا ۲۰۳۰ به بیش از ۱۰۶ میلیارد دلار برسد.
- در سطح کل صنعت قمار (کازینو، لاتاری، شرطبندی و…)، درآمد جهانی در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۴۴ میلیارد دلار برآورد شده است.
این اعداد تنها درآمد شرکتها هستند، نه کل پولی که مردم شرط میبندند[1].
۲. حجم واقعی شرطبندی
جالبتر از درآمد، حجم پولی است که جابهجا میشود. بر اساس گزارشهای ذکر شده:
- ارزش کل شرطهای ورزشی در جهان سالانه صدها میلیارد دلار است.
- سهم فوتبال از همه ورزشها بیش از هر رشته دیگری است.
به همین دلیل است که فوتبال مهمترین دارایی صنعت شرطبندی محسوب میشود.
۳. جام جهانی؛ بزرگترین رویداد شرطبندی
برای جام جهانی ۲۰۲۶ تحلیلگران شرکت سرمایهگذاری Macquarie تخمین زدهاند که:
مجموع شرطهای ثبتشده از ۵۰ میلیارد دلار عبور کند.
برای مقایسه:
- جام جهانی ۲۰۲۲ حدود ۳۵ میلیارد دلار برآورد شده بود.
یعنی رشدی حدود ۴۰ درصد، که ناشی از افزایش تعداد مسابقات، گسترش بازار قانونی آمریکا و توسعه شرطبندی آنلاین است.
از پیشبینی نتیجه تا قیمتگذاری آینده
شرطبندی سنتی تقریباً همیشه به شکل سادهای انجام میشد. شرط بر سر آن بود که چه کسی میبرد. امروز چنین نیست. در هر مسابقه هزاران بازار کوچک وجود دارد. گل بعدی چه زمانی زده میشود؟ اولین کرنر برای کدام تیم خواهد بود؟ بازیکن شماره ۹ گل میزند؟ چند کارت زرد داده خواهد شد؟ مالکیت توپ از ۶۰ درصد عبور میکند؟ هر یک از این پرسشها، بازاری مستقل است. در عمل، مسابقهٔ فوتبال به هزاران قرارداد کوچک بر سر آینده تقسیم شده است.
اینجاست که شباهت عجیبی میان شرطبندی و بازار مشتقات مالی پدیدار میشود. در بورس، معاملهگران روی آیندهٔ قیمت نفت، طلا یا ارز موقعیت میگیرند. در فوتبال نیز میلیونها نفر روی آیندهٔ رویدادهای مسابقه موقعیت میگیرند. در هر دو بازار، آنچه خرید و فروش میشود، خودِ رویداد نیست؛ بلکه احتمال وقوع آن است.
فوتبال و والاستریت؛ دو جهان که به هم شبیه شدهاند
در نگاه اول شاید عجیب به نظر برسد، اما بسیاری از فناوریهایی که امروز در بازارهای مالی استفاده میشوند، وارد فوتبال نیز شدهاند.
- مدیریت ریسک.
- بازارسازی (Market Making).
- مدلهای احتمالاتی.
- یادگیری ماشین.
- الگوریتمهای قیمتگذاری.
- معاملات با فرکانس بالا.
- پوشش ریسک (Hedging).
- آربیتراژ (Arbitrage).
حتی بسیاری از متخصصانی که امروز برای شرکتهای بزرگ شرطبندی کار میکنند، سابقهٔ فعالیت در بانکهای سرمایهگذاری یا صندوقهای پوشش ریسک را دارند. و دلیلش هم ساده است. ریاضیاتِ قیمتگذاری احتمال، تقریباً همان است.
اقتصاد اطلاعات
در قرن بیستم کارخانهها فولاد تولید میکردند. در قرن بیستویکم بسیاری از شرکتها احتمال تولید میکنند. این جمله در نگاه اول عجیب است. اما دقیقاً همین اتفاق افتاده است. شرکتهای تحلیل داده، محصول فیزیکی تولید نمیکنند. آنها برآورد احتمال تولید میکنند. اینکه احتمال گل بعدی چند درصد است. احتمال قهرمانی آرژانتین چقدر است. احتمال پیروزی در ضربات پنالتی چیست.
در واقع، آنچه ارزش پیدا کرده، دانستن آینده نیست؛ بلکه قیمتگذاری آینده است.
آیا بازارهای شرطبندی آینده را بهتر میدانند؟
اقتصاددانان سالهاست دربارهٔ این موضوع بحث میکنند. برخی معتقدند بازارهای شرطبندی از نظرسنجیها دقیقترند، زیرا افراد پول واقعی خود را به خطر میاندازند و این انگیزهای قوی برای جمعآوری اطلاعات و برآورد دقیقتر ایجاد میکند. اما این تصویر کامل نیست.
همین بازارها نیز میتوانند گرفتار رفتار گلهای، شایعات، هیجان جمعی و حتی دستکاری شوند. درست همانگونه که بازارهای سهام بارها دچار حباب و سقوط شدهاند. بنابراین، بازار شرطبندی را میتوان ابزاری برای تجمیع اطلاعات دانست، نه ماشینی که حقیقت را بیخطا آشکار میکند.
پرسش بزرگتر؛ سرمایهداری امروز چه میفروشد؟
شاید مهمترین درس جام جهانی، خود فوتبال نباشد. جام جهانی به ما نشان میدهد که سرمایهداری امروز، بیش از آنکه کالاهای فیزیکی بفروشد، ریسک و عدم قطعیت را به دارایی اقتصادی تبدیل میکند.
اگر در سرمایهداری صنعتی، کارخانهها فولاد، خودرو یا پارچه تولید میکردند، در سرمایهداری اطلاعاتی بخش مهمی از ارزش از راه تولید، پردازش و قیمتگذاری اطلاعات به دست میآید. بازارهای مالی، شرکتهای بیمه، پلتفرمهای تبلیغاتی، هوش مصنوعی و صنعت شرطبندی، همگی به شیوههای متفاوت با «اطلاعات درباره آینده» کار میکنند.
از این منظر، فوتبال دیگر فقط یک ورزش نیست. جام جهانی را میتوان آزمایشگاهی دید که در آن بسیاری از ویژگیهای اقتصاد معاصر بهطور فشرده قابل مشاهدهاند: داده به کالا تبدیل میشود، الگوریتمها احتمال را قیمتگذاری میکنند، شبکههای مالی سرمایه را جابهجا میکنند و میلیونها تصمیم فردی در کنار هم، بازاری جهانی برای ارزشگذاری آینده میسازند.
به همین دلیل، اگر بخواهیم اقتصاد قرن بیستویکم را بفهمیم، گاهی تماشای آنچه در ورای نود دقیقه فوتبال می گذرد، بیش از خواندن کتابهای اقتصادی، مفید است. البته نه به خاطر خود بازی، بلکه به خاطر جهانی که پیرامون آن ساخته شده است.
[1] https://www.statista.com/topics/1740/sports-betting/?srsltid=AfmBOor0TzZSXm7f8bXpg-HHNhkw3i6Je5irFYqxilLkVlh08aNDMAZ8#topicOverview