حسین قطیب
چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵
بخش مهمی از جریان سیاسی مدافع «مقاومت» و افزایش توان بازدارندگی در ایران متأسفانه این مفاهیم را نه در چارچوب عقلانیت راهبردی، منافع ملی، و الزامات توسعه، بلکه با نگاهی ایدئولوژیک، هویتی، و گاه آخرزمانی صورتبندی میکند. در این رویکرد، امنیت به هدفی مستقل از رفاه، توسعه اقتصادی، و رضایت اجتماعی تبدیل میشود، گویی میتوان کشوری ضعیف از نظر اقتصادی، فرسوده از نظر اجتماعی، و منزوی در نظام بینالملل داشت، اما همچنان از بازدارندگی پایدار سخن گفت.
مخالفت این طیف با قراردادها، مذاکرات، و تفاهمهای بینالمللی نیز همواره حاصل ارزیابی فنی هزینهها و منافع نیست، بلکه در بسیاری از موارد تابع رقابتهای جناحی و ملاحظات سیاست داخلی است. همان توافقی که از سوی رقیب سیاسی «تسلیم» خوانده میشود، ممکن است در شرایطی دیگر و به دست نیروهای همسو بهعنوان «پیروزی راهبردی» معرفی شود. این استاندارد دوگانه اعتبار بحث امنیت ملی را بهشدت آسیب زده است.
افزون بر این، سابقهٔ دوگانهسازی میان «خودی» و «غیرخودی»، محدودسازی تنوع اجتماعی، و تلاش برای تحمیل یک سبک زندگی خاص سبب شده است که بخش قابل توجهی از جامعه مفهوم مقاومت را نه با استقلال و امنیت ملی، بلکه با سرکوب داخلی، انزوای خارجی، و بیاعتنایی به توسعه پیوند دهد. نتیجهٔ این وضعیت آن است که حتی بحث ضروری و عقلانی دربارهٔ بازدارندگی نیز در افکار عمومی با تندروی، جمود فکری، و ماجراجویی ایدئولوژیک یکسان پنداشته میشود.
حال آنکه بازدارندگی، در معنای علمی و راهبردیاش، نه دشمن دیپلماسی است و نه جایگزین توسعه. بازدارندگی پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که قدرت نظامی با مشروعیت سیاسی، انسجام اجتماعی، اقتصاد توانمند، فناوری پیشرفته، و روابط خارجی سنجیده همراه باشد. کشوری که مردمش از آینده ناامیدند و اقتصادش توان بازتولید قدرت ندارد حتی با برخورداری از ابزارهای نظامی نیز نمیتواند امنیتی پایدار ایجاد کند.
از این رو، ضروری است مفهوم بازدارندگی از انحصار گفتمانهای ایدئولوژیک خارج شود و بار دیگر در چارچوب منافع ملی، توسعه، و عقلانیت راهبردی تعریف گردد. دفاع از ایران نباید به معنای فدا کردن ایران در راه آرمانهای انتزاعی باشد. سیاست امنیتی مسئولانه پیش از هر چیز باید حافظ جان، رفاه، کرامت، و آینده مردم ایران باشد.
از کانال تلگرام نویسنده