چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵
🔸در روزهای گذشته علی جعفری آذر، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس درباره وضعیت جامعه افراد دارای معلولیت گفت که کمکهزینههای پرداختی برای مسکن در شرایط تورمی گرهگشا نیست و ناتوانی جسمی این افراد برای حضور و پیگیری امور اداری موجب سوءاستفاده برخی ادارات در جایگزینی آنها با افراد دیگر شده است. او افزود با احتساب افزایش مستمریها در سال جاری و سال گذشته، دریافتی افراد دارای معلولیت به دو میلیون تومان نمیرسد و این مبلغ نیازهای معیشتی آنها را برطرف نمیکند.
🔸همچنین به گزارش ایلنا، جامعه هدف سازمانهای حمایتی مانند بهزیستی این روزها در شرایط بسیار دشواری به سر میبرند و افراد دارای معلولیت به عنوان بخش مهمی از این جامعه با بحرانهایی عمیقتر دست و پنجه نرم میکنند و کمکهزینه معیشتی شمار زیادی از این افراد در خرداد ماه به دلیل آنچه فقدان بودجه نامیده میشود، قطع شده است. در کنار این موضوع، مبالغ حق پرستاری و کمکهزینه لوازم بهداشتی نیز با تاخیر پرداخت میشود و وعدهها برای افزایش حق پرستاری هنوز جامه عمل نپوشیده است. این مشکلات در شهرستانها و مناطق دور از پایتخت بیشتر است. ریشه این وضعیت را میتوان در نادیده گرفتن نیازهای اساسی گروههای آسیبپذیر و سیاستگذاریهای ناکارآمد در تخصیص بودجه جستجو کرد.
🔸حسین، ۴۴ ساله از استان خوزستان، یکی از افرادی است که با قطع کمکهزینه معیشتی در خرداد ماه روبرو شده است. زندگی او روایت تلخی از فداکاری و رنج است. چند سال پیش، زمانی که او کارگر ساختمانی بود، برای تامین هزینههای درمان دختر بیمارش مجبور به فروش یکی از کلیههای خود شد. فشارهای روانی و اقتصادی ناشی از این مسیر درمانی طولانی در نهایت منجر به سکته و قطع یکی از پاهای او شد. اکنون در خانواده چهار نفره آنها، دو نفر دارای معلولیت هستند. با وجود این شرایط وخیم و ابتلا به زخم بستر، بهزیستی کمکهزینه معیشتی او را قطع کرده و دلیل آن را دستور از مراجع بالاتر عنوان میکند. حسین با گذشت دو سال از تشکیل پرونده در بهزیستی، هنوز در نوبت دریافت حق پرستاری است و ویلچری که در اختیار دارد نیز خراب است. او به دلیل هزینههای بالای درمان و دارو، حمایت خیرین را نیز از دست داده است، زیرا شرایط اقتصادی فعلی توان کمکرسانی را از نیکوکاران نیز گرفته است.
🔸در سوی دیگر راحله ۴۵ ساله قرار دارد که ۱۵ سال پیش در یک سانحه رانندگی دچار ضایعه نخاعی شد. او که به تنهایی زندگی میکند و شغل و درآمد مستقلی ندارد، برای گذران زندگی به سهم اندکی از حقوق بازنشستگی پدرش، یارانه و مستمری ناچیز بهزیستی متکی است. راحله از تاخیر در افزایش مبلغ حق پرستاری گلایه دارد و میگوید سال گذشته این مبلغ چهار میلیون و دویست هزار تومان بود که به هیچ وجه پاسخگوی هزینههای سنگین استخدام پرستار نیست. کمکهزینه یک میلیون و پانصد هزار تومانی لوازم بهداشتی نیز تنها برای نیاز یک هفته تا ده روز او کفایت میکند. علاوه بر این، راحله به دلایل نامشخصی از دریافت کمکهزینه معیشتی محروم شده است و مددکاران به او گفتهاند این مبلغ شامل همه افراد دارای معلولیت نمیشود.
🔸این روایتها گویای وضعیتی بغرنجاند که افراد دارای معلولیت روزانه با آن روبرویند. مستمریها و کمکهزینههای اندک که تنها راه امرار معاش بسیاری از این افراد به شمار میرود، در پیچ و خم مشکلات بودجهای قطع یا با تاخیر پرداخت میشود. در شرایط اقتصادی کنونی و تورم موجود، این افراد بدون داشتن فرصتهای برابر اجتماعی و اقتصادی، توان تامین هزینههای سرسامآور درمانی و مراقبتی خود را ندارند و نیازمند توجه و برنامهریزی عملی و فوری هستند.