Skip to content
جولای 15, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • تاراج بزرگ آمریکا: غارت میراث فرهنگی ایران
  • ایران
  • تاریخی
  • نوار متحرک

تاراج بزرگ آمریکا: غارت میراث فرهنگی ایران

نگاهی به کتاب «تاراج بزرگ، آمریکا و غارت میراث فرهنگی ایران» که سندی تکان‌دهنده از دورانی است که ثروت‌های ملی و معنوی ایران در غفلت عمومی و فساد اداری دورهٔ پهلوی اول به تاراج رفت.

لیندا سارنگ*

سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵

چندی پیش یکی از دوستان و آموزگاران زندگی‌ام محبت کرد و کتاب The Great American Plunder of Persia’s Antiquities, 1925–1941 (با عنوان فارسی «تاراج بزرگ؛ آمریکا و غارت میراث فرهنگی ایران ۱۳۰۴–۱۳۲۰») نوشتهٔ دکتر محمدقلی مجد را به من هدیه داد. گرچه این کتاب بیشتر از ۲۰ سال پیش در آمریکا منتشر شده است، خواندنش در این روزها من را ترغیب کرد که چکیده‌ای از آن تهیه کنم. البته احتمالاً پیش از این نیز دیگرانی نیز چنین کرده‌اند.

می‌توان گفت که این کتاب یکی از جنجالی‌ترین، مستندترین، و افشاگرانه‌ترین آثار پژوهشی در حوزهٔ تاریخ معاصر ایران و باستان‌شناسی است. این اثر پژوهشی با تکیه بر اسناد رسمی و محرمانه و از طبقه‌بندی خارج‌شدهٔ وزارت امور خارجی ایالات متحد آمریکا به بررسی سازوکارهایی می‌پردازد که طی آن حجم عظیمی از آثار باستانی و هنری ایران به‌ویژه در دوران رضاشاه پهلوی به موزه‌ها، مؤسسات، و مجموعه‌های خصوصی در آمریکا انتقال یافت.

شناسنامه و معرفی کلی کتاب

نویسنده: محمدقلی مجد (پژوهشگر تاریخ معاصر و دانش‌آموختهٔ دانشگاه کُرنل آمریکا، استاد بازنشستهٔ دانشگاه پنسیلوانیا)

عنوان اصلی: The Great American Plunder of Persia’s Antiquities, 1925–1941
ناشر و تاریخ چاپ اول نسخهٔ انگلیسی: University Press of America. 2003
عنوان ترجمهٔ فارسی: تاراج بزرگ؛ آمریکا و غارت میراث فرهنگی ایران (۱۹۴۱–۱۹۲۵/ ۱۳۲۰–۱۳۰۴)
مترجمان فارسی: مصطفی امیری و گلاره مرادی (ویراستار: علی‌اکبر رنجبر کرمانی)
ناشر نسخهٔ فارسی: مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

درباره نویسنده و روش پژوهش او

دکتر محمدقلی مجد، تاریخ‌نگار ایرانی مقیم آمریکا، به‌دلیل اتخاذ رویکردی خاص در تاریخ‌نگاری معاصر شناخته شده است. روش کار مجد بر مستندسازی بسیار دقیق بر پایه اسناد دست اول استوار است. او به‌جای تکیه بر منابع دست دوم یا روایت‌های تاریخی معمول، مستقیماً به سراغ بایگانی اسناد ملی ایالات متحد آمریکا (NARA) در مریلند می‌رود.

مجد در این کتاب نیز از همین شیوه استفاده کرده است. کتاب بر اساس مکاتبات دیپلماتیک محرمانه میان سفارت آمریکا در تهران (وزیر مختارهای وقت مانند کالیست رابرتز و هورنی بروک)، وزارت امور خارجی آمریکا در واشنگتن، و رؤسای مؤسسات علمی و موزه‌های آمریکایی تدویدن شده است. این روش به کتاب اعتبار زیادی می‌دهد، زیرا راویان این رویدادها خودِ کارگزاران و عاملان نقل‌ و انتقال‌های آثار باستانی بوده‌اند.

زمینهٔ تاریخی: شکستن انحصار فرانسه و ورود آمریکایی‌ها

تا پیش از سال ۱۹۲۷ (۱۳۰۶ خورشیدی)، انحصار کامل کاوش‌های باستان‌شناسی در ایران طبق عهدنامه‌های دوران قاجار در دست فرانسوی‌ها بود. با روی کار آمدن رضاشاه و سیاست‌های در ظاهر ناسیونالیستی نوین او، دولت شاهنشاهی ایران تصمیم گرفت این انحصار را لغو کند. در سال ۱۳۰۹، قانون جدید عتیقه‌جات به تصویب رسید که به موزه‌ها و مؤسسات دیگر کشورها، از جمله آمریکا، نیز اجازهٔ کاوش داد.

لغو این انحصار به‌جای حفظ و صیانت از آثار باستانی ایران، راه را برای ورود همه‌جانبهٔ مؤسسات آمریکایی و دلالان آمریکایی به ایران هموار کرد. به عقیدهٔ محمدقلی مجد، در این دوره یک «تقسیم غنایم» نانوشته میان قدرت‌های بزرگ شکل گرفت. به باور نویسنده: «در حالی که بریتانیا نفت ایران را می‌برد و شوروی در شیلات و خاویار شمال فعالیت داشت، ایالات متحد آمریکا سهم خودش را از ثروت‌های ایران در قالب غارت بی‌سابقهٔ میراث باستانی و فرهنگی این کشور گرفت.»

کاوش‌های باستان‌شناسی در تخت‌ جمشید (دههٔ ۱۹۳۰) محور اصلی بسیاری از مستندات کتاب مجد است.
(Source: The University of Chicago Magazine)

بخش‌های کلیدی و محورهای اصلی کتاب

کتاب در چندین فصل مجزا به واکاوی پرونده‌های بزرگ خروج آثار باستانی از ایران می‌پردازد. مهم‌ترین محورهای بررسی‌شده در کتاب عبارت‌اند از:

۱. کاوش‌های تخت جمشید و سرنوشت الواح گلی شیکاگو

بخش وسیعی از کتاب به کاوش‌های مؤسسهٔ شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو در تخت جمشید (پرسپولیس) اختصاص دارد. این کاوش‌ها ابتدا زیر نظر ارنست هرتسفلد و سپس اریک اشمیت انجام شد.

مجد با ارائهٔ اسناد نشان می‌دهد که چگونه بخش اعظمی از یافته‌های این کاوش‌ها در سال‌های ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۴، از جمله بیش از ۳۰هزار لوح گلی گران‌بها (الواح تخت جمشید)، به بهانهٔ «مطالعه، خواندن، و رمزگشایی» در سال ۱۳۱۵ به‌صورت امانت به شیکاگو منتقل شد. این محمولهٔ عظیم شامل حدود ۵۰ صندوق چوبی بزرگ بود که هزاران قطعه و لوح کامل گلی آغشته به پارافین در آنها جای داده شده بود. او مستنداتی ارائه می‌دهد که نشان‌دهندهٔ تبانی‌های اداری و فشارهای سیاسی برای تسهیل خروج این آثار در زمان رضاشاه است.

قرار بود متن این لوح‌ها در دوره‌ای کوتاه‌ (که در ابتدا ۳ سال تعیین شده بود) ترجمه شود. ولی روند مطالعه و دعواهای حقوقی بر سر بازگشت کامل آنها دهه‌ها طول کشید. سرانجام بخش‌هایی از آنها زیر فشارهای حقوقی در شش مرحله، از سال ۱۳۲۷ تا ۱۴۰۳، به ایران بازگردانده شد. تا امروز بیش از ۶,۸۰۰ قطعه لوح ارزشمند به ایران بازگشته است، اما طبق گفتهٔ مسئولان میراث فرهنگی، هنوز چندهزار قطعهٔ دیگر از این آرشیو بزرگ در دانشگاه شیکاگو باقی مانده که قرار است در سال‌های آینده به تدریج به ایران بازگردانده شوند.

پس از تصویب قانون عتیقه‌جات سال ۱۳۰۹ در زمان رضاشاه پهلوی، مؤسساتی مانند دانشگاه شیکاگو و دانشگاه پنسیلوانیا که مجوز کاوش رسمی داشتند از نفوذ سیاسی‌شان برای خارج کردن آثار باستان استفاده کردند. آنها ستون‌های سنگی، سرستون‌های عظیم (مانند سرستون‌های دو سر گاو تخت جمشید)، و کتیبه‌های سنگی چند تُنی را به‌عنوان «سهم ۵۰درصدی خودشان از کاوش‌ها» بسته‌بندی و با تأیید دولت وقت از کشور خارج کردند. امروزه این ستون‌ها و سرستون‌های عظیم هخامنشی در موزهٔ شرق‌شناسی شیکاگو و موزهٔ پنسیلوانیا در فیلادلفیا در معرض دید عموم قرار دارند.

مؤسسه/شخصیت کلیدیحوزه فعالیت در ایرانمقصد نهایی آثار باستانی
مؤسسهٔ شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگوکاوش‌های گسترده در تخت جمشیددانشگاه شیکاگو و موزه‌های آمریکا
موزهٔ باستان‌شناسی دانشگاه پنسیلوانیاکاوش در تپه حصار دامغان و چشمه علیموزهٔ فیلادلفیا
آرتور آپهام پوپدلال هنری و مشاور موزه‌هاموزهٔ متروپولیتن نیویورک و کلکسیون‌های شخصی

۲. آرتور آپهام پوپ و غارت آثار اسلامی و مساجد

یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های کتاب افشای نقش آرتور آپهام پوپ (Arthur Upham Pope)، تاریخ‌نگار هنر آمریکایی است. در تاریخ رسمی، از پوپ به‌عنوان تاریخ‌نگاری برجسته و خادم بزرگ هنر ایران یاد می‌شود. اما محمدقلی مجد با تکیه بر اسناد محرمانهٔ وزارت امور خارجی آمریکا تصویر بسیار متفاوتی از آرتور آپهام پوپ (کاشف و ایران‌شناس مشهور) در کتابش ارائه می‌دهد و او را سرکردهٔ یکی از بزرگ‌ترین باندهای سازمان‌یافتهٔ قاچاق عتیقه در دورهٔ پهلوی اول معرفی می‌کند.

طبق این اسناد، پوپ با جلب اعتماد رضاشاه و درباریان و با تکیه بر عنوانِ علمی «موزه‌دار مشاور»، شبکه‌ای گسترده برای شناسایی، خرید ارزان‌قیمت، و خروج غیرقانونی ارزشمندترین آثار هنری و تاریخی ایران ایجاد کرده بود. او با نفوذ به مذهبی‌ترین و حساس‌ترین مکان‌های تاریخی مانند مساجد و مقبره‌ها که ورود خارجی‌ها به آنها ممنوع یا بسیار سخت بود به عکاسی، مستندسازی، و سپس خارج کردن قطعاتی بی‌نظیر چون محراب‌های سفالی نفیس و کاشی‌های زرین‌فام قرون وسطایی مشغول شد.

بر اساس مکاتبات افشاشده در کتاب، پوپ رابطهٔ مالی و کاری بسیار نزدیکی با موزه‌های بزرگ آمریکا از جمله موزهٔ متروپولیتن نیویورک و مجموعه‌داران شخصی داشت و خودش هم واسطه و دلال عتقیه‌جات و آثار باستانی نیز بود. اسناد دیپلماتیک نشان می‌دهد که او چگونه با دور زدن قوانین گمرکی نوپای ایران و حتی با استفاده از مصونیت‌های خاص یا جعبه‌های بسته‌بندی دیپلماتیک گنجینه‌های عظیمی شامل فرش‌های دستباف صفوی، نسخه‌های خطی قرآن‌های تاریخی، و کاشی‌های مسجدهای اصفهان و نطنز و قم را به غرب منتقل کرد و با قیمت‌های گزاف فروخت.

شبکهٔ قاچق زیر نظر پوپ محراب‌های چند تُنی مسجدهای تاریخی ایران را که عملاً بخشی از دیوار بنای مسجد بودند با ترفندهای خاص از بنا جدا و از کشور خارج کردند. خارج کردن محراب‌های تاریخی و عظیمی که عملاً بخشی از پی و دیوارهای مسجدها یا امامزاده‌ها بودند یکی از تاریک‌ترین و پیچیده‌ترین بخش‌های قاچاق میراث فرهنگی ایران است. این کار به‌علت ابعاد بزرگ، سنگینی، و اتصال مستقیم این قطعات به بنای اصلی نیازمند ترکیبی از تخریب، سندسازی، و تبانی‌های گسترده بود.

دلالانی مانند آرتور آپهام پوپ یا دستیاران محلی آنها به متولیان مسجدهای قدیمی و محلی که اغلب دستشان تنگ بود پیشنهادهای وسوسه‌کننده‌ای می‌دادند. به متولیان می‌گفتند این دیوارها و محراب قدیمی در حال ریزش و تخریب است. ما حاضریم پیشرفته‌ترین کاشی‌کاری‌های نو و محکم را به‌جای این بناهای مخروبه برای شما بسازیم و هزینهٔ بازسازی کل مسجد را هم بدهیم. با این ترفند، محراب کهنه و ارزشمند را برمی‌داشتند، دیواری گچی و نوساز به جایش تحویل می‌دادند، و محراب اصلی را به‌سرعت بسته‌بندی می‌کردند.

بسیاری از محراب‌های نفیس ایران (مانند محراب معروف مسجد میدان سنگ کاشان که اکنون در موزهٔ برلین است یا محراب‌های بقعهٔ علی‌بن سهل اصفهان) از کاشی‌های زرین‌فام، سفال‌های لعاب‌دار، و ملات‌های ساروجی ساخته شده بودند. قاچاقچیان و دلالان با تیشه و قلم بندکشی‌ها و ملات‌های پشت کاشی‌ها را به‌آرامی می‌تراشیدند و محراب را به قطعات و جورچین‌های (پازل‌های) کوچک‌تر تبدیل می‌کردند. هر قطعه شماره‌گذاری، بسته‌بندی، و کُدگذاری می‌شد تا پس از خروج از ایران در کارگاه‌های مرمت موزه‌های غربی (مانند متروپولیتن نیویورک یا پرگامون برلین) دوباره به هم چسبانده و بازسازی شوند.

مجد در این کتاب تأکید می‌کند که فعالیت‌های پوپ، که در لوای «خدمت به هنر ایران» و برگزاری نمایشگاه‌های باشکوه هنر ایرانی در لندن و نیویورک توجیه می‌شد، در واقع پوششی برای بازاریابی، قیمت‌گذاری، و مشروعیت‌بخشی به تجارت سیاه عتیقه‌جات و آثار باستانی غارت‌شده از ایران بود. اسناد وزارت خارجهٔ آمریکا ثابت می‌کند که بخش بزرگی از جذاب‌ترین تالارهای هنر اسلامی در موزه‌های آمریکا مستقیماً از طریق معاملات و قاچاق‌های زنجیره‌یی این «چهرهٔ فرهنگی» تأمین شده است.

۳. دور زدن قوانین گمرکی و سهم‌بندی‌های ناعادلانه

قانون عتیقه‌جات ایران تصریح می‌کرد که آثار کشف‌شده باید به‌طور مساوی (۵۰-۵۰) بین دولت ایران و مؤسسهٔ کاوش‌کننده تقسیم شود. با این حال، مجد در کتابش اسنادی ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد کارشناسان آمریکایی با ارزیابی‌های نادرست ارزشمندترین آثار را سهم خودشان می‌کردند و قطعات کم‌اهمیت‌تر را به موزهٔ ملی ایران واگذار می‌کردند. در مواردی نیز با بسته‌بندی‌های دیپلماتیک و بدون نظارت گمرکی اشیاء عتیقه را از کشور خارج می‌کردند.

نقد و ارزیابی کتاب

کتاب محمدقلی مجد از دو زاویهٔ متمایز قابل بررسی و ارزیابی است:

نقاط قوت پژوهش

مستند بودن: اتکای کامل به گزارش‌های رسمی دیپلماتیک که پیش از این هرگز منتشر نشده بودند راه را بر هرگونه تکذیب یا توجیه ساده می‌بندد.
تابوشکنی تاریخی: این اثر روایت‌های تطهیرکننده دربارهٔ باستان‌شناسان غربی را به چالش می‌کشد و چهرهٔ تجاری و استعماری پشت شعارهای «نجات علمی تاریخ بشر» را آشکار می‌سازد.
احقاق حقوق ملی: اطلاعات ارائه‌شده در این کتاب می‌تواند به‌عنوان مستندات حقوقی برای پیگیری بازگرداندن آثار تاریخی ایران از موزه‌های غربی استفاده شود.

نقاط ضعف و رویکردهای انتقادی

برخی از منتقدان تاریخی و باستان‌شناسان معتقدند که مجد در تحلیل‌هایش گاه دچار افراط و تفریط می‌شود:

تمرکز تک‌بُعدی بر اسناد سیاسی: منتقدان می‌گویند او اسناد مالی و فنی داخلی خودِ موزه‌ها و مؤسسات علمی را بررسی نکرده که ممکن است تصویر کامل‌تری ارائه دهد.
نادیده گرفتن جنبه‌های علمی کاوش: اگرچه خروج آثار محکوم است، اما کار علمی، مستندسازی، و مرمتی که برخی از این باستان‌شناسان کرده‌اند تا حدی پایهٔ علمی باستان‌شناسی مدرن ایران را شکل داد، اما مجد کل این فرایند را فقط «عملیات سرقت» توصیف می‌کند، که گرچه صحت دارد، اما یک‌جانبه است.

در مجموع، کتاب تاراج بزرگ، آمریکا و غارت میراث فرهنگی ایران سندی تکان‌دهنده از دورانی است که ثروت‌های ملی و معنوی ایران در غفلت عمومی و فساد اداری دورهٔ پهلوی اول به تاراج رفت. محمدقلی مجد با قلمی صریح و اسنادی انکارناپذیر نشان می‌دهد که چگونه موزه‌های بزرگ امروز غرب شکوه خودشان را تا حد زیادی مدیون غارت نظام‌مند تمدن‌های باستانی مثل ایران هستند. خواندن این کتاب برای کسانی که به تاریخ معاصر ایران، مسائل استعمار فرهنگی، و پشت پرده‌های سیاست بین‌الملل علاقه‌مندند جالب و بیدارکننده خواهد بود.

*متن این نوشتار بر اساس کتاب اصلی به زبان انگلیسی تهیه شده و در تهیهٔ آن از امکانات هوشواره نیز استفاده شده است. اطلاعات مربوط به ترجمهٔ فارسی کتاب محض اطلاع خواننده است.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: آنچه جدیدترین کشف شرکت آنتروپیک دربارهٔ هوش مصنوعی نشان می‌دهد، و آنچه نشان نمی‌دهد
Next: گزارش محرمانه دولت: ۶۳ درصد ایرانیان خشمگین‌اند؛ اکثریت ادامه مذاکره با آمریکا را ترجیح می‌دهند
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved