صادق کار
جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵
وضع اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی در ایران نەتنها بحرانی است، بلکە بحرانهایی کە در حال حاضر در اوج قرار دارند روزبەروز تشدید میشوند.
رشد اقتصادی منفی است، قریب به پنجمیلیون نفر بیکارند، تورم و گرانی با شتاب بە افزایش ادامە میدهند، و تورم نقطەبەنقطە سەرقمی شدە است.
قیمت برخی داروها تا ٨برابر افزایش دادە شدە. مزدهای دەهاهزار کارگر را کارفرمایان و دولت برای «تعدیل» مزدها و تشدید فشار بە کارگران بە گرو گرفتەاند. دولتمردان و کارفرمایان تقصیر همهٔ اینها را بە گردن جنگ میاندازند. مهم نیست کە تقصیر بە عهدۀ چە عواملی است؛ مهمتر نتایج درد و رنج و محرومیتهایی است کە برای مردم به وجود آمدە است.
در چنین حال و هوایی، در حالی کە پذیرش آتشبس از سوی طرفهای جنگ مردم را بە پایان یافتن جنگ و شروع اندکی گشایش اقتصادی و بە بهبود شرایطشان بعد از جنگ امیدوار کردە بود، ابتدا عدەای از جریانهای مخالف تفاهمنامە با استفادە از فرصتهای مختلف خواستار توقف مذاکرە و ادامۀ جنگ شدند. سپس درگیریهای نظامی سنگینی از هر دو سو بە مواضع یکدیگر از سر گرفتە شد.
اگرچە مردم هنوز امید بە حفظ آتشبس دارند، و با وجود اعلام پایان آن از جانب ترامپ موضوع را خیلی جدّی نگرفتەاند، با این وصف، ظرف کمتر از دو روز قیمت ارزهای خارجی و مواد غذایی کە بعد از آتشبس تا حدودی از رشد بازماندە بود شروع بە افزایش کرد.
فریاد انتقام و خونخواهی علی خامنەای در جریان مراسمهای خاکسپاری او نیز بە نوبۀ خود بر نگرانیها از احتمال شکست آتشبس و آغاز دوبارۀ جنگ افزود. شروع حملههای جنگی گستردۀ آمریکا در دو روز گذشتە و حملههای تلافیجویانۀ نظامیان ایران متأسفانە وضع را مغشوشتر از آن کە بود کرد.
با این حال، اعلام پایان یافتن آتشبس در سخنان دوپهلوی ترامپ و متهم کردن دولت آمریکا بە نقض آتشبس از سوی هیئت ایرانی نشان میدهد کە امکان نجات آتشبس از فروپاشی، بەدلیل تنگناهایی کە هر دو طرف دارند، وجود دارد.
بازگشت بە جنگ، ولو در کوتاەمدت، اگرچە برای هر دو طرف از جنبههای مختلف پُرهزینە و ناخوشایند است، اما امری بهکلی منتفی نیست. به همین دلیل، باید امیدوار بود کە آتشبس ادامە پیدا کند و مذاکرات از سر گرفتە شود. در این جنگ نیز مانند همهٔ جنگها دو طرف یکدیگر را بە نقض توافقها متهم میکنند. اما بە نظر میرسد علت درگیری مربوط بە تلاش دولت آمریکا برای به دست گرفتن کنترل تنگۀ هرمز باشد، کە با واکنش متقابل نظامیان ایران مواجە شدە است.
علت هرچە باشد، این درگیریها بە نفع دولت اسرائیل است کە از اول هم، بەدلیل هدفهای معیّنی کە دارد، تلاش کردە است با تسلط بر ایران هدفهای استعماری و توسعەطلبانەاش را- کە توسعۀ سرزمینی اسرائیل از دجلە تا فرات است- با استفادە از حضور نظامی آمریکا در جنگ پیش ببرد.
بامداد دیروز خبرنگار خبرگزاری دولتی نروژ نکتۀ جالبی را در ارتباط با درگیریهای دو روز گذشتە بین ایران و آمریکا مطرح کرد. او پس از نام بردن از شهرها و جزیرههایی کە در جنوب ایران مورد حملە قرار گرفتەاند گفت: «ترامپ مرتب قصدش از جنگ با ایران را جلوگیری از ساختن بمب اتمی عنوان کردە است. اما در حملههای آمریکا تنها جایی کە مورد هدف قرار نگرفتە مراکز هستەیی است.»
واقعیت این است کە جلوگیری از تولید بمب هستەیی برای ترامپ و نتانیاهو بهانەای بیش برای توجیە عملیات جنگی نیست. اگر دعوا بر سر بمب بود، برجام در واقع امکان تولید آن را از بین بردە بود. اکنون نیز آنچە ترامپ و نتانیاهو از قرارداد جدید با ایران میتوانند به دست آورند اگر از برجام بدتر نباشد، بهتر نیست. با این تفاوت کە با وجود دو جنگ تجاوزگرانۀ پُرهزینە هم نتوانستەاند بە خواستهایشان برسند.
بنابراین، دستکم برای ترامپ روشن است کە نە شرایط برای تن دادن بە ریسک آغاز یک جنگ تازە با ایران را در اختیار دارد و نە شرایط در آمریکا، اروپا، اعراب منطقە، و افکار عمومی در کشورهای دیگر از جنگ حمایت میکند.
ناکامی ترامپ در شریک کردن اعضای ناتو در جنگ با ایران نشان میدهد کە حتی متحدان سنّتی آمریکا هم تا کنون راضی بە شرکت در جنگ و حمایت نظامی از آمریکا نشدەاند.
از اینها کە بگذریم، مسئلۀ افزایش قیمت انرژی و بنزین و تورم، کمبود گاز هلیوم، و کود شیمیایی هم میماند کە دشواریهای زیادی برای همۀ کشورهای جهان ایجاد میکند، مشکلاتی کە هیچکدام لااقل در کوتاەمدت قابل رفع نیستند. بنابراین، منطق میگوید کە امکان تداوم جنگ کنونی ضعیف است. سخنان ضدونقیض ترامپ در این خصوص نیز ناشی از همین مشکلات است.
اما در ایران اقلیت کوچکی از وابستگان بە قدرت و همچنین رهبران اسرائیل از شکست آتشبس استقبال میکنند. مخالفت تندروهای ایرانی با برقراری صلح، چە بخواهند یا نخواهند، بە نفع هدفهای اسرائیل عمل میکند و هیچ بعید نیست کە نفوذیهای اسرائیل هم در میان آنها بُر خوردە باشند. اما برای اینکە ریشۀ جنگ بین ایران و اسرائیل و کشورهای عرب منطقە کندە شود، راەحل دیگری نیست غیر از به رسمیت شناختن دولت اسرائیل، بدون اینکە اجباری برای داشتن رابطۀ سیاسی با آن وجود داشتە باشد، کنار گذاشتن تهدید علیە موجودیت اسرائیل، دست برداشتن رژیم ایران از تشکیل دستجات سیاسی مسلح در لبنان و عراق و غیرە، و پایان دادن بە تهدید رهبران کشورهای خارجی و برقراری مناسبات متعارف سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی با کشورهایی کە با ایران خصومتورزی ندارند.
بند کردن بە تنگۀ هرمز برای کسب درآمد موضوعی نیست کە دنیا با آن کنار بیاید. به همین دلیل آن را نباید بە ابزار مداخلەجویانۀ دیگری در دست بیگانگان تبدیل کرد. تهدید بە ترور ترامپ، کە این روزها در محافل و مجالس طرفداران حکومت- بیمحابا از عواقب آن- فریاد زدە میشود، کاری است غیرقابل توجیە، ابلهانە، و ناممکن و دارای هزینەهای زیاد برای کشور ما.
مردم میبینند کە دو جنگ از لحاظ زمانی کوتاەمدت چە بر سر آنها آوردە است: وضع اقتصادی و معیشتی اکثر مردم را صددرصد وخیمتر کردە است، تورم را صددرصد افزایش دادە است، بیش از یکمیلیون نفر را بیکار و بیدرآمد کردە است، هزاران نفر را بە قتل رساندە است، دەهاهزار کارخانە، بیمارستان، خانە را ویران کردە است، زندانها را پر، دەها نفر را اعدام، و اختناق و استبداد را در کشور تشدید کرده، هزاران نفر از مردم را در جریان خیزش دی بە قتل رساندەاند، و بیش از سەمیلیون ایرانی را از خانە و کاشانەشان آوارە کردە است.
جنگ را هیچکس دوست ندارد بە غیر از آنهایی کە دنبال سود و سوءاستفادە از جنگ برای تحکیم قدرت و سلطە و کسب ثروت افزونترند. اکثریت قاطع مردم خواهان پایان جنگ، حفظ آتشبس، و توافق ولو با دشمنان کشور از طریق مذاکرە و مصالحەاند. هر کس در این مورد تردید دارد میتواند از طریق رجوع بە همەپرسی خلاف این را اثبات کند. برای عموم مردم، بهویژە طبقۀ مزد و حقوق بگیر، جنگ یعنی فقر، فلاکت مداوم، گرسنگی، و سرکوب. با وجود جنگ نەتنها هیچچیز بهتر نمیشود، بلکە روزبەروز بدتر میشود. بنابراین، صلح بر سایر امور برای مردم اولویت دارد.
من در مورد غیرقابل اعتماد بودن ترامپ ذرەای تردید ندارم، با وجود این، ایران مجبور است با او مذاکرە کند و تلاش کند بە صلح برسد و نباید اجازە داد اقلیت کوچکی با تفکرات واپسگرایانە و همسویی با دولت اسرائیل و تفکرات آخرزمانی بە تداوم جنگ مساعدت کنند.
از وبگاه به پیش