Skip to content
جولای 20, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا و طرح یک پرسش
  • جهان
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا و طرح یک پرسش

سهند ایرانمهر

یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵

آمریکا در آستانهٔ دویست‌ و پنجاهمین سال استقلالش همچنان قدرتمندترین کشور جهان است: کشوری که بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا را در اختیار دارد، نبض فناوری‌های پیشرفته و بازارهای مالی جهانی را در دست گرفته، و از نظر نظامی نیز هنوز هیچ رقیبی نتوانسته جایگاهش را به چالش بکشد. با این همه، پرسش مهم دیگر این نیست که آمریکا تا چه اندازه قدرتمند است، بلکه این است که آیا جامعهٔ آمریکایی هنوز به اندازهٔ گذشته به خودش و به نظام سیاسی‌اش باور دارد؟

مایکل هیرش، ستون‌نویس مجلهٔ فارن پالیسی، در یادداشتی که به مناسبت دویست‌ و پنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحد آمریکا منتشر شده است از همین نقطه آغاز می‌کند. او به تعبیر مشهور جورج واشنگتن اشاره می‌کند که جمهوری تازه‌تأسیس آمریکا را «آزمایش بزرگ» می‌نامید، آزمایشی که قرار بود نشان دهد آیا حکومتی مبتنی بر قانون اساسی، تفکیک قوا، و مشارکت مردم می‌تواند در بلندمدت دوام بیاورد یا نه. از نگاه هیرش، اکنون پس از دو قرن و نیم این پرسش بار دیگر با جدیتی تازه پیش روی آمریکاست.

نویسنده تأکید می‌کند که برخلاف روایت‌هایی که سال‌هاست از «افول آمریکا» سخن می‌گویند، نشانه‌های قدرت این کشور همچنان پابرجاست. اقتصاد آمریکا همچنان موتور اصلی اقتصاد جهانی است، شرکت‌های فناوری‌اش آیندهٔ هوشواره (هوش مصنوعی) و اقتصاد دیجیتال را رقم می‌زنند، و دلار هنوز ستون اصلی نظام مالی بین‌المللی است. اگر معیار تنها قدرت مادّی باشد، کمتر کشوری در تاریخ توانسته جایگاهی مشابه با ایالات متحد آمریکا پیدا کند.

اما مسئلهٔ اصلی در جای دیگری است. هیرش معتقد است بحران امروز آمریکا نه بحران قدرت، بلکه بحران اعتماد است. جامعه‌ای که زمانی خودش را الگوی دموکراسی می‌دانست امروز بیش از هر زمان دیگری گرفتار تردید در مورد نهادهای سیاسی‌اش شده است. آمارهای افکار عمومی نیز همین واقعیت را بازتاب می‌دهد: رضایت آمریکایی‌ها از مسیر حرکت کشور طی دو دههٔ گذشته سقوط کرده و احساس غرور در مورد هویت آمریکایی نیز به پایین‌ترین سطوح رسیده است. این کاهش صرفاً نارضایتی از یک دولت یا یک رئیس‌جمهور نیست، بلکه نشانهٔ فرسایش سرمایهٔ اجتماعی و اعتماد عمومی به کل نظام سیاسی است.

به باور نویسنده، شکاف میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها نیز دیگر تنها اختلافی بر سر مالیات، مهاجرت، یا سیاست خارجی نیست. آنچه امروز آمریکا را نگران‌کننده کرده این است که دو جریان اصلی سیاسی حتی دربارهٔ قواعد بازی نیز توافق ندارند. مشروعیت انتخابات، استقلال دادگاه‌ها، حدود اختیارات دولت، و حتی اعتبار قانون اساسی همگی به موضوع منازعه تبدیل شده‌‌اند. هنگامی که رقابت سیاسی از اختلاف بر سر سیاست‌ها به اختلاف بر سر اصل نظام سیاسی برسد، کارآمدی نهادها نیز به‌تدریج آسیب می‌بیند و توان حکومت برای حل کردن مسائل اساسی کاهش می‌یابد.

با این حال، هیرش از پیش‌گویی فروپاشی آمریکا پرهیز می‌کند. او یادآور می‌شود که این کشور در طول تاریخش بحران‌هایی به‌مراتب عمیق‌تر را پشت سر گذاشته است، از جنگ داخلی و شکاف خونین شمال و جنوب گرفته تا رکود بزرگ، جنگ ویتنام، و رسوایی واترگیت. آنچه تا کنون جمهوری آمریکا را حفظ کرده نه مصونیت از بحران، بلکه توانایی اصلاح و بازسازی نهادهایش بوده است. از همین رو، نویسنده هنوز از پایان «آزمایش بزرگ» سخن نمی‌گوید، بلکه هشدار می‌دهد که این ظرفیت ترمیم نباید بدیهی فرض شود.

شاید مهم‌ترین نکتهٔ این یادداشت نیز همین باشد که بقای جمهوری را تنها با اندازهٔ تولید ناخالص داخلی، ارزش بازار شرکت‌ها، یا قدرت ارتش نمی‌توان سنجید. دوام نظام‌های سیاسی بیش از هر چیز به اعتماد شهروندان بستگی دارد، به این باور که قانون برای همه یکسان اجرا می‌شود، انتخابات معنا دارد، نهادها مستقل‌اند، و اختلاف‌های سیاسی را می‌توان در چارچوب قواعد مشترک حل کرد. اگر این سرمایهٔ نامرئی از میان برود، حتی بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان نیز تضمینی برای استمرار جمهوری نخواهد بود.

در نهایت، هیرش پرسشی را پیش روی آمریکایی‌ها می‌گذارد که شاید مهم‌تر از همهٔ مباحث مربوط به رشد اقتصادی یا رقابت با چین باشد: آیا ملت آمریکا هنوز به همان آرمانی ایمان دارد که دو قرن و نیم پیش پایه‌های جمهوری آن کشور را بنا نهاد؟ زیرا تاریخ نشان داده است که امپراتوری‌ها معمولاً زمانی دچار بحران می‌شوند که پیش از از دست دادن قدرت، اعتماد به خود را از دست داده باشند.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: نتانیاهو برای فرار از شکست در انتخابات چه خواهد کرد؟
Next: ادامهٔ اعتراض کارگران «ایران برک»: نه حقوق گرفتیم، نه بیمهٔ بیکاری داریم!
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved