Skip to content
جولای 20, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • ۲۵۰ سالگی آمریکا: انقلابی که هنوز برایش می‌جنگیم
  • جهان
  • نوار متحرک

۲۵۰ سالگی آمریکا: انقلابی که هنوز برایش می‌جنگیم

از پیپلز وُرلد (دنیای مردم)، نشریهٔ چپ‌گرای آمریکا

ترجمه و تنظیم از پیام

یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵

دویست و پنجاه سال پیش در چهارم ژوئیه گروهی از بازرگانان، وکلا، و کشاورزان استعماری نام خودشان را بر روی تکه‌ای کاغذ پوستی نوشتند که جهان را تکان داد. آنها با رادیکال‌ترین زبانی که عصرشان می‌توانست تصور کند اعلام کردند که دولت‌ها قدرت عادلانه‌شان را از رضایت حکومت‌شوندگان می‌گیرند و وقتی دولتی عامل تخریب این هدف شود، حق مردم است که آن دولت را تغییر دهند یا برچینند.

دولت ترامپ که مشغول صرف ده‌هامیلیون دلار برای جشن‌های «آزادی ۲۵۰»، نمایش قدرت نظامی، و تصاویر متحرک هوشواره‌یی از جورج واشنگتن است ترجیح می‌دهد که ما خیلی روی آن بخش آخر مکث نکنیم.

هربرت آپتکر، تاریخ‌نگار، دوران کار حرفه‌یی‌اش را صرف پافشاری بر این موضوع کرد که انقلاب آمریکا صرفاً ناشی از اختلاف مالیاتی نبود. همان‌طور که او در کتابش در سال ۱۹۶۰ در این مورد نوشت، «ادامهٔ مبارزات دفاع از دموکراسی» دوران استعمار یک قیام مردمی واقعی بود. این انقلاب ناقص بود، از جانب منافع طبقاتی کسانی که آن را رهبری می‌کردند محدود می‌شد، و با گناه اولیهٔ برده‌داری به پیش می‌رفت و بر روی ویرانه‌های ملت‌های بومی سرزمین آمریکا بنا شده بود که زمین‌هایشان غصب و جان‌هایشان در قربانگاه توسعه‌طلبی قربانی شده بود. جست‌وجوی زمین و منابع، که باعث مهاجرت اروپایی‌ها و رشد جمهوری جدید شد، هرگز برای سرمایه‌داری آمریکایی امری فرعی نبود، بلکه موتور محرک آن بود، و نسل‌کشی مورد نیازش نه عارضه‌ای جانبی، بلکه سیاستی عمدی بود که در هر دولتی از شهر واشنگتن گرفته تا دورهٔ تخصیص سکونتگاه‌های ویژهٔ بومیان و فراتر از آن ادامه یافت.

انقلاب آمریکا همهٔ این چیزها بود، اما نه‌فقط همین‌ها.

صنعتگران فیلادلفیا، کشاورزان ماساچوست، ملوانان و کارگران اسکله (از جمله سیاه‌پوستان و بومیان) که توافق‌نامه‌های عدم واردات را با مشت‌های خود اجرا می‌کردند، فقط مهره‌هایی در نمایش یک تاجر نبودند. آنها بازیگران کلیدی بودند که برای چیزی که برایشان مهم بود می‌جنگیدند. این انقلابی است که ارزش بزرگداشت دارد – نه نسخه‌ای از آن که توسط وارثان طبقه حاکم که آن را ربوده بودند به ما فروخته می‌شود. زیرا آنها آن را ربودند – از همان ابتدا. قانون اساسی که پس از اعلامیه آمد، برده‌داری را در جای خود تثبیت کرد. زنان هنوز هیچ موجودیت سیاسی نداشتند. توده‌هایی که صاحب ملک نبودند، نمی‌توانستند رأی دهند. وعده سال ۱۷۷۶ به زبان آزادی جهانی نوشته شده بود، اما «آزادی» که بنیانگذاران درباره آن نوشتند، فقط برای طبقه خودشان در نظر گرفته شده بود.
سنت مارکسیستی همیشه این پویایی را درک کرده است: هر انقلاب بورژوایی، آرمان آزادی بشر را پیش می‌برد و همزمان اشکال جدیدی از سلطه را ایجاد می‌کند. انقلاب آمریکا نیز از این قاعده مستثنی نبود. این انقلاب، به تعبیر نسل‌های مختلف تحلیل سوسیالیستی، انقلابی ناتمام بود – انقلابی که زمینه‌ای را ایجاد کرد که مبارزات آینده در آن انجام شود، اما نتوانست خود را در محدوده طبقه‌ای که آن را رهبری می‌کرد، تکمیل کند.
گام بزرگ بعدی به جلو، غرق در خون بود. جنگ داخلی و آزمایش کوتاه بازسازی رادیکال – آن «شکست باشکوه»، همانطور که دبلیو.ای.بی. دو بوا آن را انقلاب دوم آمریکا نامید، انقلابی که قدرت برده‌داران را در هم کوبید و برای مدت کوتاهی شهروندی، حق رأی و قدرت سیاسی را به مردان سیاه‌پوست سابقاً برده در سراسر جنوب گسترش داد. مردان آزاد شده در مجالس قانونگذاری خدمت می‌کردند، مدارس ساخته شدند و توزیع مجدد زمین در دستور کار قرار گرفت. طبقه حاکم آن را هرج و مرج می‌نامید، اما این یکی از بهترین دوران دموکراسی در خاک آمریکا بود. آنها آن را با خشونت سرکوب کردند و یک قرن ترور برتری‌طلبان سفیدپوست به دنبال آن آمد.
در میان این تحولات، پیشرفت دیگری که به سختی به دست آمده بود، حاصل شد. اصلاحیه نوزدهم قانون اساسی ۱۹۲۰ توسط نسل‌هایی از زنانی که سازماندهی کردند، راهپیمایی کردند، به زندان رفتند و از سکوت خودداری کردند، از یک طبقه حاکم مقاوم به دست آمد. با این حال، حتی این پیروزی از همان ابتدا ناقص بود – زنان سیاه‌پوست در سراسر جنوب توسط جیم کرو از غرفه رأی‌گیری محروم ماندند.
سپس موج دیگری با جنبش حقوق مدنی از راه رسید که دموکراسی را مجبور کرد دوباره به معنای واقعی خود بازگردد – با قانون حق رأی، قانون مسکن عادلانه و موارد دیگر. میلیون‌ها آمریکایی سیاه‌پوست، به همراه کارگران، چپ‌گرایان، افراد باوجدان، قوس تاریخ را در برابر واکنش دیکسی‌کرات‌ها(۱) خم کردند.
همه اینها درسی را نشان می‌دهد که هیچ میزانی از تجمعات MAGA «آزادی ۲۵۰» یا مسابقات قفس کاخ سفید نمی‌تواند آن را پنهان کند: هر پیشرفت دموکراسی واقعی در تاریخ آمریکا از پایین، بر خلاف اعتراضات بالا، حاصل شده است. و هر پیشرفتی جزئی، مورد مناقشه و در معرض عقب‌گرد بوده است.
ما اکنون در یکی از آن لحظات عقب‌گرد زندگی می‌کنیم. دولت ترامپ، تخریب دولت نظارتی با بودجه میلیاردرها، جناح ماسک و تیل(۲) از طبقه حاکم – هیچ‌کدام از اینها انحرافی در داستان سرمایه‌داری آمریکا نیستند. آنها نمایانگر سیستمی هستند که سعی دارد از تظاهرهای دموکراتیکی که دیگر مفید نمی‌داند، دست بکشد.
آنها تصویری از انقلاب می‌خواهند که در سال ۱۷۷۶ منجمد شده باشد – اسطوره‌شناسی بنیان‌گذاری که از محتوای رادیکال خود عاری شده باشد و برای مشروعیت بخشیدن به قدرت به جای به چالش کشیدن آن مفید باشد.
اما طبقه کارگر آمریکا تاریخ خاص خود را دارد که ارزش جشن گرفتن در این ۲۵۰مین سالگرد را دارد: اعتصابات بزرگ راه‌آهن در سال ۱۸۷۷، زمانی که کارگران با خشمی که در طبقه حاکم ترس ایجاد کرد، مبارزه کردند. پیروزی در فلینت در سال‌های ۱۹۳۶-۱۹۳۷، زمانی که کارگران خودروسازی نشستند و تا زمانی که اتحادیه نداشتند، حرکت نمی‌کردند. راه‌پیمایی در واشنگتن. اعتصاب بهداشت ممفیس. جنبش توده‌ای برای پایان دادن به جنگ ویتنام. دولورس هوئرتا و کارگران مزرعه. استون‌وال ۱۹۶۹. استندینگ راک. شورش‌های معلمان در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹. راهپیمایی‌های زنان علیه ترامپیسم. اعتصاب ایستاده اتحادیه کارگران خودرو. اعتصاب عمومی مینیاپولیس علیه اداره مهاجرت و گمرک. همه اینها بخش‌هایی از راهپیمایی طولانی، ناقص و ناکامل مردم آمریکا به سوی آنچه اعلامیه استقلال در واقع وعده داده بود، هستند. این سفری است که هرچند با مکث، به سمت سوسیالیسم اشاره دارد – به سوی جامعه‌ای که در آن افرادی که کار می‌کنند، تصمیم می‌گیرند، جایی که ثروت تولید شده توسط کار به جیب کسانی که مالک هستند اما کار نمی‌کنند، سرازیر نمی‌شود.
انقلاب ۱۷۷۶ ناتمام است. کار تکمیل دموکراسی – و در نهایت فراتر رفتن از جامعه طبقاتی که مدام در حال خرابکاری در آن است – هنوز باید تکمیل شود.
در این چهارم ژوئیه، در حالی که دولت بر فراز جمهوری‌ای که به طور فعال در حال برچیدن آن است، آتش‌بازی روشن می‌کند، به یاد داشته باشیم که سنت واقعی آمریکایی آن چیزی نیست که برای دوربین‌ها به نمایش گذاشته می‌شود. این سنتی است که توسط همه کسانی که در حال حاضر می‌جنگند تا کلمات اعلامیه استقلال را به طور کامل برای همه ما معنا بخشند، به پیش می‌رود.
این تولدی است که ارزش جشن گرفتن دارد.


۱- دیکسی‌کرات، حزب سیاسی و طرفدار جدایی نژادها بود و عمر کوتاهی داشت. م.

۲- جناح ماسک-تیل با جاه‌طلبی‌های سیاسی و دخالت در انتخابات میان‌دوره‌یی ۲۰۲۲ آمریکا و انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ مشخص می‌شود. آنها در شکل‌گیری جنبش‌های ارتجاعی جدیدی نقش دارند که خواهان کنار گذاشتن دمکراسی و بازسازی دولت بر اساس الگوی استارت‌آپ‌ها هستند. م.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: درگیری در ارفورت؛ هم‌زمانی همایش ملی حزب «آلترناتیو برای آلمان» با تظاهرات گسترده مخالفان
Next: نتانیاهو برای فرار از شکست در انتخابات چه خواهد کرد؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved