جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵
آزادگی ،البته جامه ایست که هرگز به قامت ناراست شما درازدستان کوته فکر زیبنده نیامد.گویا به هیچ راه راست و حرف حقی باورمند نیستید.سیلی محکمی که برصورت حیثیت نداشته تان فرود آمد نیز بیدارتان نکرد.مگر مسعود فرهیخته چه کرده بود که سزاوار سلول انفرادی شد؟ از چه می ترسید؟ از اینکه حاضر نشد در بیدادگاهتان حاضر شود به تشویش افتاده اید.عده ای امید داشتند که محض حفظ ظاهر هم که شده،از شدت سرکوب ،بکاهید و کمی بر مدار و مسیر منطق و انسانیت بگردید و چه ساده انگار بودند آنان که می پنداشتند آنچه از وفاق و ایرانی بودن و یک دلی و مدارا و گردآمدن زیر یک پرچم و یک نام می گفتید به حقیقت نزدیک خواهد شد.چه بد حاکمانی هستید ! همیشه دروغ گفته اید و همواره تیشه به ریشه نازک اعتماد ملی زده اید.همه کسانی که مسعود فرهیخته را می شناسند نیک می دانند که او ازین خشم و غضب ها بیمناک نخواهد شد و سر بر آستان تسلیم و خواهش نخواهد نهاد .تحمل حبس انفرادی مصداق شکنجه است و معلم را شکنجه کردن ،بی آنکه سزاوارش باشد تنها از حکمرانانی نادان بر می آید. شرط بلاغ با شما گفتن خشت بر آب زدن است .ما معلمان را امیدی به بیداری وجدان شما نیست.این بیانیه جهت ثبت در یادها نوشته شده است تا همه بدانند ما جز اجرای حق نخواستیم و شما بیدادگران جز ستم،هیچ نکردید.ما هشدار می دهیم که ادامه این همه اجحاف و نقض حقوق زندانیان ثمری جز سنگین تر شدن بار جرم و گناه برای شما ندارد و روسیاهی همیشگی ،سایه وار باشما خواهد ماند.
در پایان از همه معلمان و هم وطنان آزاده ای که برای مسعود فرهیخته و دیگر معلمان دربند هرنوع حمایتی به کار بسته اند سپاسگزاریم و از معدود دست اندرکارانی که هنوز غرقه ی منجلاب ستمکاری نشده اند می خواهیم خویشتن را از آن گرداب برهانند و در استیفای حقوق زندانیان تحت ستم از هیچ کمکی دریغ ننمایند.
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مَجاز کرد
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
تیرماه ۱۴۰۵