شیخ محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، در جریان دیدار با رئیسجمهور اسرائیل در ابوظبی در ۳۰ ژانویه ۲۰۲۲ (خبرگزاری AFP)
شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵
به گزارش برخی منابع غربی نظیر وال استریت ژورنال، در جریان جنگ رمضان، امارات متحده عربی در کنار اسرائیل و ایالات متحد آمریکا مجموعهای از حملههای هوایی به هدفهایی در خاک ایران کرد. به گفتهٔ این منابع، این حملهها با هماهنگی آمریکا و اسرائيل و با استفاده از اطلاعات جاسوسی آنها صورت گرفت و هدفهایی در بندر عباس، جزایر قشم و ابوموسی، پالایشگاه لاوان، پتروشیمی عسلویه، و دیگر تأسیسات انرژی را شامل شد. این ادعا در حالی مطرح میشود که امارات رسماً اعلام کرده در جنگ اخیر هیچ مشارکتی نداشته است.
پیشینهٔ روابط با اسرائیل
امارات در چارچوب توافق ابراهیم از نخستین کشورهای عربی بود که وارد فرایند عادیسازی روابط با اسرائيل شد. پس از آن توافق، همکاریهای اقتصادی، تجاری، اطلاعاتی، و امنیتی میان دو طرف گسترش یافت و امارات به یکی از مبادی کریدور آیمک تبدیل شد. در همین چارچوب، چند عامل در ترغیب امارات به گسترش همکاری با اسرائیل دخیل بود. نخست، امارات بهدنبال حامیانی قدرتمند برای پیشبرد جاهطلبیهای منطقهیی و مطرح کردن خودش بهعنوان یک قدرت منطقهیی بود. دوم، برداشت امارات این بود که میتواند با پیوستن به ائتلاف آمریکا و اسرائیل در تقابل با ایران سهمی در دستاوردهای احتمالی این تقابل نظیر تصرف جزایر سهگانه داشته باشد.
پیامدهای ورود مستقیم به جنگ با ایران
امارات با وجود آگاهی از آسیبپذیریهایش، بهویژه در حوزهٔ اقتصادی که شامل تجارت، گردشگری، و صادرات انرژی میشود، بر این گمان بود که همکاری با آمریکا و اسرائیل میتواند این ضعف را جبران کند. بر همین اساس، همکاری امنیتی با آمریکا و اسرائیل علیه ایران را پنهانی تشدید کرد. در طول جنگ نیز اسرائيل تلاش کرد با وعدهٔ تقویت توان دفاعی و استقرار سامانهٔ دفاعی گنبد آهنین، آن کشور را به مشارکت رسمی در جنگ ترغیب کند. اما بهدلیل اثبات ناکارامدی این سامانهها، حتی در دفاع از خود اسرائیل، چنین وعدههایی امارات را به ورود مستقیم به جنگ ترغیب نکرد.
در عین حال، شواهدی نظیر بقایای پهپاد وینگ لونگ، فیلم پرواز جنگندههای میراژ در حریم هوایی ایران، و تصاویر جنگندههای اماراتی با علائم ملی مخدوششده نشاندهندهٔ نقش مستقیم امارات در حمله به ایران است. اما ترس از پیامدهای ورود رسمی به جنگ سبب شد امارات مشارکت در جنگ را اعلام نکند، زیرا این اذعان میتوانست دامنهٔ هدفهای ایران در خاک امارات را گسترش دهد و روابط دو کشور را تیرهتر کند. همچنین، اعلام جنگ به ایران سبب میشد دیگر کشورهای عربی برای بهبود روابط با ایران ناچار شوند از امارات فاصله بگیرند. به علاوه، با توجه به روابط بهتر برخی از امیرنشینهای امارات با ایران، خطر تشدید اختلافهای داخلی نیز بسیار محتمل بود.
در این چارچوب، به نظر میرسد امارات برای حفظ وجههاش برخی اقدامات نظامی علیه ایران را بدون پذیرش رسمی مسئولیت آن صورت داده و تنها برخی رسانههای غربی آن را افشا کردهاند. کارکرد دیگری که میتوان برای این افشا تصور کرد نمایش مزیتهای امنیتی توافق ابراهیم و کمرنگ جلوه دادن بیخاصیتی آن است.
بر سر دو راهی
در جریان جنگ اخیر، بیشترین حملههای ایران متوجه امارات متحده عربی بود. مطابق آمار رسانههای غربی، بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به خاک آن کشور شلیک شد. بر همین اساس، همکاری دفاعی و امنیتی با آمریکا و اسرائیل نهتنها منافع امنیتی برای امارات به همراه نداشت، بلکه به عاملی برای افزایش ناامنیها و وارد آمدن خسارت به این امیرنشین تبدیل شد.
اکنون به نظر میرسد پس از جنگ با ایران، امارات در یک دوراهی راهبردی قرار گرفته است. از سویی، این کشور تمایل دارد در راستای پروژهٔ منطقهییاش روابط با آمریکا و اسرائیل را تعمیق بخشد. حضور نظامی-امنیتی گستردهتر این دو بازیگر در امارات آن کشور را به عرصهای مشروع [قانونی!] برای پاسخ ایران در تقابل با آمریکا و اسرائیل تبدیل میکند. از سوی دیگر، امارات برای بازیابی امنیت اقتصادی و ترانزیتیاش ناچار خواهد بود از تشدید تنش در روابط با ایران اجتناب کند. تلاش برای یافتن راهی میانه احتمالاً مسیری است که امارات دنبال خواهد کرد. در این ارتباط، میتوان تداوم تعاملات امنیتی نیمهپنهان با اسرائیل و تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش با ایران را انتظار داشت.
از کانال تلگرام اندیشکدهٔ تهران