حمید آصفی
پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵
اظهارات دربارهٔ توافق اولیه برای ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم میان آمریکا و جمهوری اسلامی اگر صحت پیدا کند، احتمالاً مهمترین دستاورد مذاکرات سوئیس نخواهد بود، بلکه مهمترین نشانه از تغییر ماهیت رویارویی دو کشور در دوران پس از بحران خواهد بود.
در نگاه نخست، چنین خبری عجیب به نظر میرسد. آمریکا و ایران دهههاست یکدیگر را دشمن راهبردی میدانند. سپاه پاسداران در ادبیات امنیتی واشنگتن [آمریکا] یکی از اصلیترین بازیگران چالشزا در منطقه محسوب میشود و سنتکام نیز فرماندهی اصلی عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه است. اما دقیقاً به همین دلیل، ایجاد کانال ارتباطی میان این دو نهاد اهمیت پیدا میکند.
هدف واقعی: جلوگیری از جنگ ناخواسته
در روابط بینالملل بسیاری از جنگها نه بهدلیل تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ، بلکه بر اثر سوءبرداشت، خطای محاسباتی، یا فقدان ارتباط مستقیم آغاز شدهاند.
در منطقهای که نیروهای آمریکایی، نیروهای وابسته به ایران، اسرائیل، حزبالله، گروههای عراقی، و بازیگران متعدد دیگر همزمان حضور دارند یک اشتباه تاکتیکی میتواند ظرف چند ساعت به بحرانی راهبردی تبدیل شود.
به همین دلیل قدرتهای رقیب معمولاً حتی در اوج دشمنی نیز خطوط ارتباط اضطراری ایجاد میکنند.
نمونهٔ مشهور آن «خط قرمز» میان واشنگتن و مسکو پس از بحران موشکی کوبا بود. آمریکا و شوروی رقیب ایدئولوژیک و هستهیی بودند، اما پذیرفتند که نبود ارتباط مستقیم خطرناکتر از وجود آن است.
اگر امروز میان سپاه و سنتکام نیز سازوکاری مشابه شکل بگیرد، فلسفهٔ آن نه دوستی، بلکه مدیریت خطر خواهد بود.
چرا دوحه؟
انتخاب دوحه نیز تصادفی نیست.
از نگاه ایران، قطر کشوری است که برخلاف برخی دولتهای عربی منطقه در بسیاری از بحرانها نقش میانجی ایفا کرده و نه بخشی از جبههٔ فشار حداکثری.
بنابراین، اگر قرار باشد یک «اتاق کنترل بحران» میان دو طرف شکل بگیرد، دوحه یکی از منطقیترین گزینهها خواهد بود.
تغییر در اولویتهای آمریکا
بخش مهمتر خبر آن چیزی است که دربارهٔ نگاه جدید دولت آمریکا آشکار میکند.
گزارشهای مربوط به مذاکرات سوئیس نشان میدهد که یکی از محورهای اصلی گفتوگوها کاهش تنشهای منطقهیی، امنیت تنگهٔ هرمز، و جلوگیری از درگیریهای جدید بوده است.
این نشان میدهد که واشنگتن [آمریکا]، دستکم در مقطع کنونی، بیش از آنکه بهدنبال تغییر رفتار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی باشد بهدنبال مدیریت ریسکهای امنیتی است.
به زبان ساده، اولویت آمریکا ممکن است از «حل کامل اختلافها» به «جلوگیری از انفجار بحران» تغییر کرده باشد.
این رویکرد واقعگرایانهتر است، زیرا تجربهٔ دو دههٔ گذشته نشان داده که حل همه اختلافها میان [دولتهای] تهران و واشنگتن تقریباً غیرممکن است، اما کاهش احتمال برخورد نظامی مستقیم امکانپذیر است.
سود ایران چیست؟
برای جمهوری اسلامی نیز چنین کانالی مزایای مهمی دارد.
نخست آنکه خطر برخورد ناخواسته با نیروهای آمریکایی کاهش پیدا میکند.
دوم آنکه میتواند در شرایط بحرانی پیامهای فوری را بدون واسطههای متعدد منتقل کند.
سوم آنکه داشتن مسیر ارتباطی مستقیم احتمال تصمیمگیریهای شتابزده در آمریکا را کاهش میدهد.
از منظر سپاه نیز اطلاع سریع از نیّت و تحرکات طرف مقابل میتواند ارزش اطلاعاتی و عملیاتی قابل توجهی داشته باشد.
در واقع، ارزش واقعی این کانال نه در زمانی است که اوضاع آرام است، بلکه در روزی آشکار خواهد شد که یک موشک اشتباه شلیک شود، یک پهپاد سرنگون گردد، یا یک درگیری ناگهانی در خلیج فارس شکل بگیرد. آن روز یک خط تلفن مستقیم ممکن است از وقوع جنگی جلوگیری کند که هیچیک از دو طرف واقعاً خواهانش نیستند.
از کانال تلگرام نویسنده