دیدگاه
محمد مالجو
یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵
نمایندۀ مجلس ادعا کرده است که رئیسجمهور مسعود پزشکیان آتشبس را بدون اخذ اجازه از مقام بالاتر پذیرفته، تهدید به استعفا کرده، مانع اجرای حملۀ نظامی به اسرائيل شده، و هشدار داده که در صورت هدفگرفتن ناوهای آمریکایی کنارهگیری خواهد کرد.
اگر حتی نیمی از این روایت درست باشد، تصویر دیگری از پزشکیان پیشِ روی ما قرار میگیرد: رئیسجمهوری که فقط عقب نمینشیند، بلکه در لحظههای حساس گاه نیز میایستد و هزینه میدهد. اگر چنین باشد، مسئله دیگر توانستن یا نتوانستن نیست، مسئله این است که گاه که اراده کرده توانسته است، دستکم در بزنگاههایی.
اگر واقعاً در برابر شتابگیری جنگ ایستاده، اگر استعفا را به اهرم فشار تبدیل کرده، اگر جلوِ تصمیمی را گرفته که میتوانست کشور را به پرتگاه خطرناکتری بکشاند، آنگاه دقیقاً همان کاری را کرده که از یک مقام ارشد اجرایی انتظار میرود: استفاده از حد اختیارات برای جلوگیری از فاجعه، نه توجیهش.
اما همینجا نقطۀ چرخش است. کسی که در آستانۀ جنگ میایستد حق ندارد در برابر سلب یک حق پایه سکوت کند. کسی که برای جلوگیری از یک تصمیم نظامی هزینه میدهد باید برای جلوگیری از تحقیر روزمرۀ شهروندان نیز هزینه بدهد. اینترنت مسئلۀ فرعی نیست، همان منطق است در لباسی دیگر. آنجا مرگ در کار بود، اینجا حذف تدریجی شأن و حق شهروندی.
این همان نقطهای است که آزمونی دیگر آغاز میشود. ایستادن در برابر منطق جنگ اگر فضیلت است، ایستادن در برابر منطق تبعیض ضرورت است. اینترنت طبقاتی نه صرفاً یک سیاست بد، بلکه صورتبندی یک نظم نابرابر و تبعیضآلود است که حق را به امتیاز تقلیل میدهد.
اگر روایت نمایندۀ مجلس درست باشد، پس یک سابقه وجود دارد: سابقۀ ایستادن. اکنون همان ایستادن باید تکرار شود، نه در میدان نظامی، بلکه در میدان حقوق شهروندی؛ نه در حرف، بلکه در عمل.
آقای رئیسجمهور یا مسیر ایستادگی در برابر زورگوییهای افراطیون را ادامه میدهد یا همۀ آن معدود لحظههای ایستادگیاش از حافظۀ سیاسی جامعه پاک میشود.
از کانال تلگرام نویسنده