Skip to content
می 16, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • وقتی واژه‌ها جنگ را می‌سازند؛ «تسلیم‌گوییِ ترامپ» و نابودیِ امکانِ توافق
  • خبرها

وقتی واژه‌ها جنگ را می‌سازند؛ «تسلیم‌گوییِ ترامپ» و نابودیِ امکانِ توافق

حمید آصفی

شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

مشکل فقط تحریم نیست. مشکل فقط سانتریفیوژ و موشک و نفت هم نیست. یکی از موانع اصلی مذاکرهٔ ایران و آمریکا خودِ زبانِ مذاکره است. ادبیاتی که از دهان ترامپ خارج می‌شود پیش از آنکه توافق بسازد، میدانِ مقاومت تولید می‌کند.
ترامپ بارها تکرار کرده که ایرانی‌ها می‌خواهند توافق کنند، ایرانی‌ها دنبال مذاکره‌اند، و جناح میانه‌رو ایران آمادهٔ سازش است، اما از تندروها می‌ترسد. در ظاهر، این حرف می‌تواند نشانهٔ تمایل به دیپلماسی باشد، اما دقیقاً در همان لحظه او همه‌چیز را تخریب می‌کند. چرا؟ چون بلافاصله واژه‌ای را وارد معادله می‌کند که در سیاست ایران حکم انفجار دارد: «تسلیم».
او مدام از این حرف می‌زند که ایران باید تسلیم شود، باید عقب‌نشینی کند، و باید همه‌چیز را واگذار کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که حتی نیروهای متمایل به مذاکره را هم وارد فاز واکنش رادیکال می‌کند.
در ایران مذاکره شاید قابل دفاع باشد، اما تسلیم نه. توافق شاید قابل فروش باشد، اما تحقیر نه.
ترامپ این تفاوت را یا نمی‌فهمد یا عمداً نادیده می‌گیرد و همین مسئله یکی از موتورهای اصلی شکست دیپلماسی است.
در سیاست فقط محتوا تعیین‌کننده نیست، صورت‌بندی روانیِ محتوا هم تعیین‌کننده است. هیچ ساختار سیاسی، حتی ضعیف‌ترین ساختارها، وقتی احساس کند قرار است در برابر افکار عمومی تحقیر شود، به‌سادگی وارد توافق نمی‌شود. این فقط دربارهٔ جمهوری اسلامی نیست، دربارهٔ هر حکومتی در هر نقطهٔ جهان صدق می‌کند.
اما ترامپ مذاکره را به «نمایش سلطه» تبدیل کرده است. او تصور می‌کند اگر مدام از تسلیم حرف بزند، ساختار ایران دچار شکاف روانی می‌شود، اما نتیجه دقیقاً برعکس است. این ادبیات نه‌تنها تندروها را تغذیه می‌کند، بلکه میانه‌روها را هم به مواضع سخت‌تر هل می‌دهد.
اینجاست که پدیده‌ای خطرناک شکل می‌گیرد: «رادیکالیزه‌شدنِ میانه». یعنی حتی کسانی که در حالت عادی از مذاکره دفاع می‌کنند وقتی با زبان تحقیر مواجه می‌شوند ناچارند برای حفظ اعتبار داخلی لحن سخت‌تری اتخاذ کنند، چون در فضای سیاسی ایران هیچ جریان سیاسی نمی‌خواهد متهم به «توافقِ تحقیرآمیز» شود.
ترامپ متوجه نیست که در ایران واژه‌ها فقط واژه نیستند؛ واژه‌ها حافظهٔ تاریخی دارند. وقتی از «تسلیم» حرف می‌زند، بخشی از جامعهٔ سیاسی ایران فوری وارد حافظهٔ جنگ، فشار خارجی، تهدید، و مداخله می‌شود. در چنین فضایی دیگر مسئله توافق نیست، مسئله حیثیت سیاسی است.
این دقیقاً همان جایی است که زبان ترامپ به ضد خودش تبدیل می‌شود. او فکر می‌کند در حال افزایش فشار است، اما در عمل در حال تولید «انسجام تد‌افعی» در ساختار قدرت ایران است.
حتی جناح‌هایی که از بحران اقتصادی نگران‌اند و مایل به کاهش تنش هستند زیر فشار این ادبیات مجبور می‌شوند عقب بکشند. چرا؟ چون هیچ سیاستمداری نمی‌تواند توافقی را پیش ببرد که در افکار عمومی شبیه به «تسلیم‌نامه» دیده شود.
اینجاست که دیپلماسی وارد فاز «خودتخریبی زبانی» می‌شود. ترامپ از یک طرف می‌گوید ایران می‌خواهد مذاکره کند و از طرف دیگر طوری حرف می‌زند که انگار قرار است یک کشور شکست‌خورده سند تسلیم امضا کند. این تناقض فقط اشتباه رسانه‌ای نیست، یک خطای استراتژیک است.
اگر واقعاً هدف تقویت جناح مذاکره در ایران بود، منطقی‌ترین کار این بود که ادبیات تهدید و تحقیر کاهش پیدا کند تا جریان‌های متمایل به توافق بتوانند در داخل کشور استدلال سیاسی بسازند. اما وقتی هر روز از «تسلیم ایران» صحبت می‌شود، عملاً همهٔ پل‌های داخلیِ توافق تخریب می‌شود.
در چنین وضعی مذاکره دیگر شبیه به فرایند دیپلماتیک دیده نمی‌شود، بلکه شبیه به «عملیات حیثیت‌زدایی» دیده می‌شود و هیچ ساختار سیاسی، مخصوصاً ساختاری با مختصات جمهوری اسلامی، وارد چنین زمینی نمی‌شود.
ترامپ شاید تصور می‌کند زبان خشن ابزار قدرت است، اما در خاورمیانه زبان تحقیر اغلب نتیجهٔ معکوس می‌دهد. این منطقه منطقهٔ واکنش به تصویر ضعف است. هر بازیگری که احساس کند در حال تحقیر شدن است، حتی اگر در ضعیف‌ترین وضع اقتصادی باشد، ممکن است تصمیم‌هایی بگیرد که کاملاً غیرقابل پیش‌بینی باشد.
به همین دلیل، خطر اصلی فقط شکست خوردن مذاکرات نیست، خطر اصلی تبدیل‌ شدنِ شکست مذاکرات به «بحران حیثیتیِ کنترل‌نشده» است.
وقتی دیپلماسی از واژگان تحقیر تغذیه کند، میدان سیاست به‌تدریج از عقلانیت خالی می‌شود. آنجا دیگر کسی دنبال توافق پایدار نیست، همه دنبال این هستند که ثابت کنند تسلیم نشده‌اند.
و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که مذاکره می‌میرد، اما تنش زنده می‌ماند.

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: تاکید لاوروف بر کمک‌رسانی به کوبا برای پایان دادن فوری به محاصرهٔ تجاری آمریکا
Next: ضرب‌الاجل ۷۲ساعته دستگاه قضایی دلگان برای برخورد با سوخت‌بران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved