Skip to content
می 15, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • رسانه به‌مثابهٔ میدان: جایی که جنگ بازتولید می‌شود ‏
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

رسانه به‌مثابهٔ میدان: جایی که جنگ بازتولید می‌شود ‏

الف. هوش‌یار

دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

در جهانِ امروز جنگ‌ها فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهند؛ هم‌زمان، در میدان دیگری هم جریان دارند: میدان رسانه. برای فهم ‏این میدان هیچ چارچوبی به‌ اندازهٔ نگاه پی‌یر بوردیو (‏Pierre Bourdieu‏) دقیق و بی‌رحمانه نیست. بوردیو ‏وقتی از «جامعه‌شناسی به‌مثابهٔ هنر رزمی» سخن می‌گوید، دقیقاً به همین لحظه‌ها فکر می‌کند- لحظه‌هایی که روایت جای ‏واقعیت را می‌گیرد و تصویر به سلاح تبدیل می‌شود.‏

در این نوشته تلاش می‌شود با تکیه بر نقد رسانه‌ای بوردیو نشان داده شود که چگونه جنگ- مثلاً آنچه در روایت‌ها از «جنگ ۴۰‏روزهٔ ایران» ساخته می‌شود- نه فقط گزارش، بلکه «ساخته» می‌شود و چرا این ساختن خودش بخشی از ماشین جنگ است.‏

رسانه به‌مثابهٔ میدان: جایی که جنگ بازتولید می‌شود

در نگاه بوردیو، رسانه «میدان» است: فضایی از رقابت، با قواعد خاص خودش. این قواعد ساده‌، اما بی‌رحم‌اند:‏
سرعت، جذابیت، و قابلیت مصرف.‏

در چنین میدانی، آنچه در جنگ رخ می‌دهد نه به‌صورتی پیچیده و چندلایه، بلکه به‌صورت قطعه‌های قابل‌ پخش ‏بازسازی می‌شود: یک انفجار کوتاه، یک تصویر از دود، و یک تیتر فوری برای آن. اما آنچه حذف می‌شود دقیقاً همان ‏چیزی است که جنگ را قابل‌ فهم می‌کند: تاریخچهٔ منازعه، ساختارهای قدرت درگیر در جنگ، تجربهٔ زیستهٔ مردم. به این ‏ترتیب، جنگ از «فرایند تاریخی» به یک «سری اپیزودهای هیجانی» تقلیل می‌یابد.‏

منطق رسانه: سرعتی که فهم را می‌کُشد

بوردیو در نقد رسانه تأکید می‌کند که رسانه‌ها اسیر منطق سرعت‌اند. در جنگ این منطق به اوج می‌رسد. در روایت‌های ‏رسانه‌ای، تحلیل‌های عمیق جایش را به «کارشناسان چنددقیقه‌ای» می‌دهد. پیچیدگی‌های سیاسی تبدیل به دوگانه‌های قطبی ‏می‌شوند: «ما/آنها»، «خوب/بد».‏

برای مثال، حملهٔ هوایی به شهرها به‌عنوان «پاسخ ضروری» فریم می‌شود. تلفات غیرنظامی به حاشیه می‌رود یا در اعداد خلاصه ‏می‌شود و هر کجا که لازم باشد، پیامدهای ناخواستهٔ جنگ عنوان می‌شود. سرعت در اینجا فقط یک ویژگی فنی نیست، بلکه یک ‏سازوکار (مکانیسم) حذف است.‏

فریم‌سازی: جنگی که دیده می‌شود جنگی است که رسانه‌ها می‌سازند

بوردیو شاید واژهٔ «فریم» را به ‌کار نبرد، اما دقیقاً همین پدیده را توضیح می‌دهد: رسانه تعیین می‌کند چه دیده شود، چگونه ‏دیده شود، و چه چیزی اصلاً دیده نشود. این فریم‌سازی در جنگ به‌شکل‌های مختلف عمل می‌کند:‏

‏۱. شخصی‌سازی جنگ
رهبران به شخصیت‌های مرکزی تبدیل می‌شوند: «تصمیم فلان رهبر»، «واکنش فلان فرمانده نظامی»؛ در نتیجه، ‏ساختارها ناپدید می‌شوند و جنگ به «ارادهٔ افراد» تقلیل می‌یابد.‏

‏۲. تزیین و زیباسازی خشونت‏
تصاویر موشک‌هایی که در شب روشنایی ایجاد می‌کنند و نماهای هوایی از انفجارها؛ اینها تصویری‌هایی‌اند که خشونت را ‏به «نمایی دیدنی» تبدیل می‌کنند. جنگ، به‌جای فاجعه، به «صحنه‌های تماشایی» بدل می‌شود.‏

‏۳. حذف تدریجی رنج‏
در روزهای اول تصویرهای انسانی و اشک و ویرانی دیده می شود. اما با گذشت زمان، تکرار حساسیت را کاهش می‌دهد: رنج عادی می‌شود، و این دقیقاً همان لحظه‌ای است که جنگ برای مخاطب «قابل ‌تحمل» می‌شود.‏

توهم بی‌طرفی: رسانه‌ای که سوگیری دارد، اما خودش را بی‌طرف می‌نامد

یکی از مهم‌ترین نقدهای بوردیو این است که رسانه‌ها بی‌طرف نیستند، حتی وقتی چنین ادعایی دارند. انتخاب مهمانان، نوع ‏پرسش‌ها، ترتیب خبرها، همه نشان‌دهندهٔ «ساختار جهت‌دار» است. برای مثال، تحلیلگران نظامی بیشتر از صداهای ‏صلح‌طلب حضور دارند و زبان خبر اغلب نظامی و استراتژیک است، نه انسانی و با احساس همدردی با قربانیان. این یعنی ‏حتی وقتی رسانه از «واقعیت» حرف می‌زند، در حال بازچینی آن است.‏

مخاطب و نابرابری در فهم جنگ

بوردیو یادآوری می‌کند که مخاطبان یکدست نیستند و چگونگی درک جنگ وابسته به سرمایهٔ فرهنگی آنهاست. یک مخاطب ممکن ‏است خبر را صرفاً «برتری نظامی» طرف مورد نظرش ببیند. دیگری همان خبر را «فاجعهٔ ‏انسانی» می‌خواند. اما رسانه اغلب برای «میانگین مخاطبان» تولید می‌شود و این میانگین معمولاً به‌سمت ساده‌سازی و ‏هیجان متمایل است.‏

نتیجه: رسانه بخشی از ماشین جنگ است

اگر این عناصر را کنار هم بگذاریم، به نتیجه‌ای می‌رسیم که بوردیو به‌صراحت به آن اشاره می‌کند: رسانه‌ها فقط جنگ را ‏پوشش نمی‌دهند، بلکه آن را قابل ‌پذیرش،‏ قابل ‌فهم، و در نهایت قابل ‌تداوم می‌کنند. وقتی خشونت زیباسازی می‌شود، پیچیدگی حذف ‏می‌شود، و رنج عادی می‌شود، جنگ دیگر «استثنا» نیست، بلکه به «روال» تبدیل می‌شود.‏

علیه جنگ، علیه روایت‌های جنگ‌طلبانه

در چنین شرایطی، نقد رسانه صرفاً کاری دانشگاهی نیست، بلکه ضرورتی اخلاقی و اجتماعی است. اگر جنگ در میدان ‏روایت ساخته می‌شود، مقاومت نیز باید از همین‌جا آغاز شود.‏

۰ افشای تقلیل‌گرایی و ساده‌سازی‌ها به کمک روشنگری پیرامون وجود پیچیدگی‌‌های نادیده گرفته شده در روایت‌ها؛
۰ نشان دادن رنج انسانی و فاجعه‌ای که جنگ مستقیما بر سر مردم می آورد، به‌ویژه با بازتاب دادن تجربه‌های زیسته؛
۰ شکستن دوگانه‌های سادهٔ قطبی‌شده با نشان دادن فریم‌هایی که جنگ را برای ما قابل فهم می‌کنند؛ و
۰ نشان دادن اینکه فریم‌های ‏دیگری هستند که کنار زده شده‌اند.‏

به زبان بوردیو، جامعه‌شناسی زمانی به «هنر رزمی» تبدیل می‌شود که بتواند این سازوکارها را افشا کند و نشان دهد که ‏جنگ فقط با سلاح پیش نمی‌رود، بلکه با تصویر، با تیتر، و با سکوت در برابر جنایت‌هاست که پیش می‌رود و در شکل ‏جنگ‌های بی‌پایان ادامه یابد.
و به همین دلیل، شاید مهم‌ترین کار این باشد که اجازه ندهیم ما را به مصرف‌کنندگان بدون ‏عاملیت این نمایش‌ها تبدیل کنند.
باید در برابر جنگ‌های خانمان‌براندازی که هدف اصلی‌شان تأمین سود برای صاحبان ‏سرمایه و ارتقای جایگاه جنگ‌سالاران در هرم قدرت است همیشه و همه‌جا حساس باشیم و منتقد باقی بمانیم.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: تدارک دیدن دولت برای گران‌تر کردن بنزین؛ باز هم مردم باید صرفه‌جویی کنند!
Next: پس از حملهٔ اسرائیل به ناوگان کمک‌رسانی «صمود» این ناوگان به مأموریتش برای شکستن محاصرهٔ غزه ادامه می‌دهد
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved