شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
اخراج کارگران بشل موتور سوادکوه اکثرا باسابقه و حتی در آستانه بازنشستگی- ولی همچنان با قرارداد موقت و آسیبپذیر- اخیرا دو بار در رسانهها بازتاب پیدا کرد.
از جمله امروز، ایلنا به نقل از نصرالله دریابیگی- دبیر اجرایی خانه کارگر استان مازندران و نایب رئیس کانون عالی بازنشستگان تأمین اجتماعی کشور- نوشت:
▫️«برای پیگیری مشکلات این کارگران، جلسه استانی با حضور مدیران ذیربط برگزار شده»
ولی توضیح بیشتری نداد.
▫️چیزی که واضح است، کارفرماها به بهانه جنگ و کمبود منابع، دست به اخراج گسترده کارگران زدهاند و شرایط آسیبپذیری که میتوانست برای کارگران، دلیل چانهزنی و تثبیت موقعیت شغلی قرار بگیرد، از دست رفت.
مقایسه وضعیت کارگران بشلموتور سوادکوه و کارگران خودروسازی در ترکیه
وضعیت کارگران بشلموتور در سوادکوه، مانند بسیاری از واحدهای قطعهسازی و صنعتی ایران، بیشتر به وضعیتی شبیه «تعلیق دائمی» شباهت دارد: کارخانه کاملاً تعطیل نشده، اما به دلیل قراردادهای موقت معمولا امنیت شغلی، قدرت چانهزنی و افق آینده کارگران بسیار شکننده است.
در چنین شرایطی، تفاوت اصلی میان کارگران ایران و برخی کشورهای پیرامونی فقط در سطح دستمزد نیست؛ بلکه در وجود یا نبودِ تشکلهای مستقل و توانِ چانهزنی جمعی است.
مقایسه کنید:
🧩ترکیه؛ صنعت خودروسازی و قدرت چانهزنی جمعی
در ترکیه، کارگران صنایع خودروسازی مانند کارخانههای رنو، توفاش و فورد نیز با تورم، فشار معیشتی و تلاش کارفرمایان برای کاهش هزینهها روبهرو هستند. اما تفاوت مهم این است که اتحادیههای کارگری مانند «ترکمتال» و دیگر سندیکاهای فلزکاران، امکان سازماندهی اعتراض و مذاکره جمعی را دارند. در سالهای اخیر، کارگران رنو و توفاش بارها در اعتراض به قراردادهای مزدی و شرایط کار تجمع و اعتصاب برگزار کردند.
در یکی از اعتراضهای توفاش، وقتی چند کارگر پس از اعتصاب اخراج شدند، کارگران دست به تحصن زدند و مسئله اخراج به یک موضوع جمعی تبدیل شد و در حد مسئله فردی باقی نماند.
این به آن معنا نیست که کارگران ترکیه در وضعیت مطلوبی هستند؛ بلکه نشان میدهد وجود سندیکا یا حق تشکلیابی باعث میشود:
اخراج کارگران «هزینه سیاسی و اجتماعی» پیدا کند،
کارفرما نتواند بهسادگی نیروی کار را پراکنده کند،
و کارگران بتوانند دستکم بخشی از فشارها را مهار کنند یا تخفیف دهند.
در ایران، در بسیاری از واحدها از جمله کارخانههایی مانند بشلموتور، کارگران غالباً فاقد چنین ابزار پایداری برای دفاع جمعی هستند؛ بنابراین نگرانی از تعدیل یا کاهش ظرفیت تولید معمولاً به اضطراب فردی و سکوت پراکنده تبدیل میشود.
کارگری که تشکل ندارد در بحران اقتصادی اغلب به نیرویی منفرد و قابل حذف تبدیل میشود. اما کارگران متشکل حتی اگر نتوانند بحران را متوقف کنند میتوانند با محدود کردن دامنه تخریب، از سقوط ناگهانی معیشت جلوگیری کنند.