Recently updated on می 10th, 2026 at 03:36 ب.ظ
الف. هوشیار
جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
در آمریکا زمانی از «مجتمع نظامی–صنعتی» سخن گفته میشد؛ دوایت آیزنهاور در پایان ریاستجمهوریاش در بارهٔ آن گفته بود: پیوند ارتش، صنایع تسلیحاتی و قدرت سیاسی میتواند دموکراسی را از درون تغییر دهد.
اما امروز، بسیاری معتقدند آمریکا وارد مرحلهٔ تازهای شده است: ظهور «تِک-الیگارشها » (Tech Oligarchs) و آنچه برخی اکنون «مجتمع صنعتی-فناوری» (tech-industrial complex) مینامند. این فقط دربارهٔ ثروتمند شدن چند میلیاردر فناوری نیست. مسئله، شکلگیری لایهای جدید در طبقهٔ سرمایهدار آمریکایی است که:
- زیرساخت اطلاعات را کنترل میکند،
- دادههای میلیاردها انسان را در اختیار دارد،
- بر رسانه و افکار عمومی اثر میگذارد،
- به دولت و ارتش فناوری میفروشد،
- و بهتدریج میکوشد از «نفوذ بر دولت» به سمت «همپوشانی با دولت» حرکت کند.
در این تصویر جدید، سیلیکونولی دیگر صرفاً یک بخش اقتصادی نیست؛ بلکه در تلاش است به مغز فرماندهی سرمایهداری آمریکا تبدیل شود.
از کارخانه تا الگوریتم
قدرت در قرن بیستم عمدتاً بر فولاد، نفت، بانکها و کارخانهها استوار بود. اما در قرن بیستویکم، قدرت به سمت:
- داده،
- هوش مصنوعی،
- زیرساخت ابری،
- شبکههای ارتباطی،
- ماهوارهها،
- و الگوریتمها
حرکت کرده است. به همین دلیل است که چهرههایی مانند: ایلان ماسک، پیتر تیل، مارک زاکربرگ، مارک آندریسین (Marc Andreessen)، لری پیج و سرگئی برین (گوگل)، بیل گیتس و دیگران فقط «کارآفرین» دیده نمیشوند. آنها به بازیگران ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند.
وقتی اینترنت ماهوارهای میتواند در یک جنگ نقش ایفا کند و قطع دسترسی روسها به استارلینک، در حالی که اوکراینیها دسترسی کاملی دارند، روند پیشروی روس ها در جبهه را معکوس کند، یا شرکتی خصوصی مانند مایکروسافت و آمازون تأمینکنندگان اصلی زیرساخت ابری، خدمات طبقهبندیشده و بسترهای امن ذخیرهسازی و پردازش داده برای وزارت دفاع ایالات متحده هستند، مرز میان «دولت» و «شرکت» شروع به محو شدن میکند.
چرا جنگ برای این ساختار مهم است؟
جنگ همیشه موتور بازآرایی قدرت در آمریکا بوده است. جنگ جهانی دوم صنایع نظامی را عظیم کرد.
جنگ سرد مجتمع نظامی–صنعتی را تثبیت کرد. و اکنون بسیاری معتقدند رقابتهای ژئوپلیتیک جدید؛ از اوکراین تا چین و غرب آسیا در حال تقویت تِک-الیگارشها و یک «مجتمع فناوری–نظامی» تازهاند[1]. شرکتهای فناوری امروز فقط اپلیکیشن نمیسازند؛ آنها:
- سامانههای هدفگیری،
- هوش مصنوعی نظامی،
- تحلیل دادهٔ جنگی،
- سیستم ماهوارهای ارتباطات،
- پهپاد،
- و زیرساخت فرماندهی دیجیتال
تولید میکنند. برای مثال، همکاری روز افزون شرکتهایی مانند پلانتیر (Palantir) با ارتش آمریکا و ناتو، یا بازگشت شرکتهای بزرگ فناوری به پروژههای دفاعی، نشان میدهد که بخشی از سیلیکونولی اکنون جنگ را نه تهدیدی برای برند خود، بلکه بازار و میدان نفوذ تازهای میبیند[2].
از ضد دولت تا تصاحب دولت
نکتهٔ جالب اینجاست که بخش بزرگی از فرهنگ اولیهٔ سیلیکونولی ضد دولت با تکیه بر لیبرتارینیسمی (Libertarianism)، بود که رؤیای بازار آزاد مطلق را داشت، و این تصور را در سر داشت که فناوری میتواند جای سیاست را بگیرد. اما اکنون تناقضی عجیب رخ داده است. چرا؟
چون همان نیروهایی که زمانی دولت را مانع نوآوری میدانستند، اکنون بیش از هر زمان دیگری به دولت نزدیک شدهاند.
زیرا مرحلهٔ جدید قدرتگیریِ تِک-الیگارشها، در حوزههایی همچون هوش مصنوعی، فضا، زیرساخت ابری، امنیت سایبری و جنگهای دیجیتال، بدون اتکا به دولت ممکن نیست. و این شرکتها برای تثبیت موقعیت خود به: قراردادهای عظیم دولتی، حمایت ژئوپلیتیک آمریکا و پیوند مستقیم با ساختار امنیت ملی نیاز دارند.
به همین دلیل، برخی تحلیلگران میگویند سیلیکونولی دیگر فقط به «نفوذ بر سیاست» راضی نیست؛ بلکه در پی تبدیل شدن به بخشی از خودِ حاکمیت است[3].
«هژمونی» جدید سرمایهداری آمریکا؟
در سنت مارکسیستی و گرامشی، طبقات مسلط فقط از طریق پول حکومت نمیکنند؛ بلکه از طریق ساختن «هژمونی» حکومت میکنند: یعنی تبدیل جهانبینی خود به عقل سلیم جامعه. تِک-الیگارشها نیز قدرتگیری خود را دقیقاً در همین زمینه متمرکز کردهاند. آنها فقط سرمایه ندارند؛ بلکه:
- پلتفرم دارند،
- رسانه دارند،
- الگوریتم دارند،
- شبکهٔ اجتماعی دارند،
- و مهمتر از همه، توانایی شکل دادن به ادراک عمومی در جنگهای شناختی دارند.
وقتی چند شرکت خصوصی تعیین میکنند: چه چیزی دیده شود، چه چیزی وایرال شود، چه چیزی حذف شود، و حتی چه چیزی «واقعیت» تلقی شود، قدرت آنها دیگر صرفاً اقتصادی نیست؛ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هم هست. در این معنا، نبرد اصلی شاید نه فقط میان جمهوریخواهان و دموکراتها، بلکه میان بخشهای مختلف سرمایهداری آمریکا باشد:
- سرمایهداری صنعتی قدیمی: مانند خودروسازی، نفتی،
- سرمایه های مالی: مانند بانکها، و بازار سهام،
- سرمایه های نظامی: مانند مجتمع نظامی سنتی،
- و تِک-الیگارشی: در فناوریهای دیجیتال جدید.
و به نظر میرسد تِک-الیگارش ها میخواهند در این رقابت، موقعیت هژمونیک پیدا کنند.
«تکنوفئودالیسم» یا سرمایهداری جدید؟
برخی متفکران برای توصیف این وضعیت از اصطلاحاتی مانند:
- تکنوفئودالیسم (Techno-feudalism)
- الیگارشی دیجیتال (Digital Oligarchy)
- یا حاکمیتی سیلیکون ولی (Silicon Sovereignty)
استفاده میکنند[4]. ایدهٔ مشترک در همهٔ این مفاهیم این است: قدرت از نهادهای عمومی به پلتفرمهای خصوصی منتقل میشود. و در چنین جهانی:
- دولتها بیشتر به مشتری زیرساختهای فناوری تبدیل میشوند،
- شهروندان به تولیدکنندگان داده،
- و سیاست به چیزی وابسته به الگوریتم.
تناقض بزرگ
اما این پروژه یک تناقض درونی هم دارد. همان شرکتهایی که خود را نماد «آینده» و «نوآوری» معرفی میکنند، بهشدت به دولت، ارتش و بودجههای عمومی وابستهاند. سیلیکونولی از آغاز نیز بدون بودجههای دفاعی آمریکا شکل نمیگرفت. به همین دلیل، شاید دقیقتر باشد اگر بگوییم: آنچه امروز در حال ظهور است، نه پایان دولت، بلکه ادغام تدریجی دولت امنیتی آمریکا با تِک-الیگارشی است. و شاید به همین دلیل بود که جو بایدن رئیس جمهور قبلی آمریکا در واپسین ماههای ریاستجمهوریاش، از ظهور مجتمع فناوری نظامی (tech-industrial complex) هشدار داد؛ هشداری که عملاً نسخهٔ دیجیتال همان اخطار آیزنهاور بود[5].
[1] Mil-tech oligarchy and the security state
[2] How Big Tech and Silicon Valley are Transforming the Military-Industrial Complex: Costs of War
[3] What Does Silicon Valley Want: Data & Society
[4] Silicon Sovereigns: Artificial Intelligence, International Law, and the Tech-Industrial Complex:
[5] Holland, Steve; Singh, Kanishka: “Biden takes aim at ‘tech industrial complex,’ echoing Eisenhower”