Skip to content
می 16, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • چپِ بد در آینۀ ما
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

چپِ بد در آینۀ ما

دیدگاه

Recently updated on می 8th, 2026 at 07:36 ق.ظ

محمد مالجو

چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

در حاشیۀ یادداشتی که دربارۀ چپ محور مقاومتی نوشته‌ بودم صدایی برخاست که مسئله را از سطحِ توصیف به سطحِ مرزبندی کشاند: این‌ها را چپ ننامید، چپ‌نما بنامید. گویی می‌گوید که باید واژۀ چپ را از دست‌شان بازپس گرفت تا از آلودگی رها شود. اضطرابی در پسِ پشتِ این داوریِ فشرده نهفته است دربارۀ سرنوشتِ نام چپ، اضطرابی که می‌کوشد مسئله را با پاک‌کردنِ نسبت حل کند. گویی با جابه‌جاییِ الفاظ می‌توان واقعیت را نیز جابه‌جا کرد.

اما نه. مسئله به این سادگی نیست. با یک حذفِ زبانی نمی‌توان از یک واقعیت اجتماعی شانه خالی کرد. چپ‌های محور مقاومتی نیز نوعی چپ‌اند، اما چپِ بد. دقیقاً به همین دلیل باید درون همان خانوادۀ مفهومی باقی بمانند تا بتوان نقدشان کرد، نه‌این‌که با یک ژستِ طهارت‌طلبانه به بیرون تبعید شوند، گویی هرگز نسبتی با سنت چپ نداشته‌اند.

چپ، اگر معنایی داشته باشد، نه یک برچسبِ پاکیزه بلکه یک میدانِ پرکشمکش است، میدانِ نزاع بر سر تفسیر رهایی، بر سر نسبتِ عدالت و آزادی، بر سر جایگاه مردم در تاریخ. در این میدان همواره گرایش‌هایی زاده می‌شوند که بخشی از حقیقت را به تمامیّت بدل می‌کنند. یک بُعد را چنان فربه می‌کنند که دیگر ابعاد را می‌بلعد. چپِ محور مقاومتی دقیقاً از همین جنس است: ضدیت با امپریالیسم را که می‌تواند لحظه‌ای ضروری در فهم جهان باشد به یگانه عدسی نگاه بدل می‌کند و همۀ پیچیدگی‌های واقعیت را نادیده می‌گیرد.

در این‌جا دیگر نه با یک خطای جزئی بلکه با نوعی دگرگونی در شیوۀ اندیشیدن مواجه‌ایم. واقعیت به جای این که موضوعِ شناخت باشد به مادۀ خامی بدل می‌شود که باید در قالبی ازپیش‌ساخته ریخته شود. تجربۀ زیستۀ مردم، تضادهای درونی جامعه، اشکال متنوع سلطه، جملگی، یا به حاشیه رانده می‌شوند یا فروکاسته به علتی اعظم. این‌جاست که چپ به‌ جای این که زبانِ رهایی باشد به دستگاهی برای توجیه بدل می‌شود، دستگاهی که به‌نام مبارزه با سلطه‌ای بیرونی عملاً چشم بر سلطه‌ای درونی می‌بندد.

اما اگر چپ محور مقاومتی را چپِ بد بدانیم پرسش مهم‌تر این است: چرا چنین گرایشی رشد می‌کند؟ آیا صرفاً محصولِ فریب یا بدفهمی است؟ یا در شکافی عمیق‌تر ریشه دارد؟

پاسخی آسان این است که انگشت اتهام را فقط به سوی خودِ این گرایش بگیریم. اما پاسخِ دشوارتر و درعین‌حال صادقانه‌تر این است که به ناکامیِ سنخی دیگر از چپ بنگریم: چپِ دموکراتیک. من نیز شخصاً به همین جریان چپ دموکراتیک تعلق دارم که، بر کاغذ، پاسخی سنجیده برای مسئلۀ دوگانۀ استبداد داخلی و امپریالیسم خارجی دارد. می‌گوید باید همزمان با هر دو مقابله کرد بی‌آن‌که در یکی حل شد یا به دام دیگری افتاد.

اما این پاسخ هنوز به یک راهبردِ عملی بدل نشده و کماکان در حد یک فرمول باقی مانده است. در لحظاتِ بحرانی، در بزنگاه‌های تاریخی، در میدانِ واقعیِ سیاست، چپ دموکراتیک نتوانسته نشان دهد که چگونه می‌توان این توازن را حفظ کرد. نتوانسته عملاً نشان دهد چگونه می‌توان هم در برابر سرکوب داخلی ایستاد و هم در برابر مداخلۀ خارجی، بی‌آن‌که یکی را به بهانۀ دیگری تعلیق کرد. فرمولِ درستِ چپ دموکراتیک در عمل به سکوت یا تردید یا پراکندگی انجامیده است.

در چنین خلائی است که چپِ بد مجال یافته است. آن‌جا که پیچیدگی به‌درستی صورت‌بندی نمی‌شود، سادگیِ فریبنده میدان‌دار می‌شود. آن‌جا که پاسخِ عملی غایب است، پاسخِ آماده و یک‌خطی جذابیت می‌یابد. چپِ محور مقاومتی، به‌نوعی، پاسخِ ساده به پرسشی پیچیده است: وقتی میان دو قطبِ تهدید گرفتاریم، یکی را مطلق کن و دیگری را به حاشیه بران.

این‌جا دیگر مسئله نه صرفاً انحرافِ یک گرایش بلکه نشانۀ یک بن‌بست سیاسی است. چپِ دموکراتیک نیز مثل سایر گرایش‌ها در چپ و بیرون چپ نتوانسته از سطحِ گفتار فراتر رود و در نظر و عمل به نیرویی مؤثر برای بن‌بست‌گشایی تبدیل شود. تا زمانی که این ناتوانی پابرجاست، هر تلاشی برای «پاک‌سازی» واژه‌ها بی‌ثمر خواهد بود زیرا واقعیت نه در واژه‌های ما بلکه در خلأهای ما بازتولید می‌شود.

اگر قرار است واژۀ «چپ» نجات یابد، راهش نه حذف بلکه مواجهه است: هم مواجهه با این چپِ بد و هم مواجهه با ضعف‌های خود. این مواجهه‌ باید از نام‌گذاری فراتر رود و به بازسازیِ توانِ تحلیل و مداخله در موقعیت‌های واقعی برسد. فقط در این صورت است که می‌توان امید داشت چپ دوباره نه صرفاً همچون یک نام بلکه همچون نیرویی که در لحظات دشوار تصمیم می‌گیرد در تاریخ ظاهر شود.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: افزایش دوباره قیمت جهانی نفت در سایه بروز تردید نسبت به ارائه پاسخ مثبت تهران به پیشنهاد واشنگتن
Next: گزارش روز هفتم بستری نرگس محمدی در بیمارستان
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved