Skip to content
می 15, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • دفاع از ایران در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل مبارزه‌ای طولانی‌مدت خواهد بود
  • ایران
  • نوار متحرک

دفاع از ایران در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل مبارزه‌ای طولانی‌مدت خواهد بود

جان راس

ترجمهٔ پیام – اندیشهٔ نو

شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

تمام جنبش صلح با جنگ آمریکا/اسرائیل با ایران مخالف بود. مخالفت‌ها بسیار فراتر از مخالفت‌های معمول با اقدامات آمریکا بود. برداشت گسترده این است که مقاومت مردم ایران، لبنان، و یمن، همراه با نامحبوب بودن جنگ در داخل آمریکا، به شکست ترامپ در دور اول درگیری‌ها شد.
حتی وال استریت ژورنال، حامی سرسخت جنگ، به این موضوع اعتراف کرد: «ترامپ ساعت‌ها سر دستیارانش فریاد می‌زد. او بارها گفت که اروپایی‌ها کمکی نمی‌کنند. قیمت بنزین به‌طور متوسط ​​۴٫۰۹ دلار بود. افرادی که با او صحبت کرده‌اند می‌گویند تصاویر بحران گروگان‌گیری ایران در سال ۱۹۷۹… در ذهنش بزرگ‌نمایی می‌شد.» ترامپ در ماه مارس گفته بود: «اگر به آنچه با جیمی کارتر اتفاق افتاد نگاه کنید… با هلیکوپترها و گروگان‌ها، این برای آنها به قیمت از دست دادن انتخابات تمام شد. چه افتضاحی.»
اما این قضاوت نادرستی است که باور کنیم چون آمریکا و اسرائیل در نبرد اول شکست خوردند، بنابراین جنگ را هم باخته و تسلیم این [جنگ] شده‌اند.

در عوض، جنبش صلح باید برای مبارزه‌ای طولانی‌مدت برای شکست دادن حمله‌های آمریکا و اسرائیل به ایران آماده شود.
برخی که واقعاً در این جنگ طرف درست را گرفته‌اند نوشته‌اند که آمریکا از زمان جنگ ویتنام بزرگ‌ترین شکست را متحمل شده است، یا حتی اینکه این شکست بزرگ‌تری است.
متأسفانه این تحلیل نادرست است. آماده شدن برای انجام وظایف طولانی‌مدت ضدّ جنگ آینده مستلزم دیدن دقیق وضعیت است.
دقیقاً به این دلیل که اگر ایالات متحده در جنگ علیه ایران شکست بخورد، بزرگترین شکست آن از زمان ویتنام خواهد بود، به هیچ وجه قصد تسلیم شدن ندارد زیرا در اولین نبرد شکست خورده است.
حلقه‌های حاکم بر ایالات متحده کاملاً درک می‌کنند که شکست ایالات متحده در جنگ به معنای فرسایش قابل توجه اعتبار تهدیدات بین‌المللی آن و تضعیف قابل توجه موقعیت جهانی آن خواهد بود.
بنابراین، آنها به سادگی نتیجه می‌گیرند که تاکتیک اشتباهی انتخاب شده است و ایالات متحده باید این را تغییر دهد تا در این مبارزه پیروز شود. حتی برخی از نیروهای آمریکایی که معتقدند شروع جنگ یک اشتباه تاکتیکی بوده است، معتقدند که اکنون که جنگ آغاز شده، باید در آن پیروز شد.
موسسه مطالعات جنگ به طور خاص بیان کرد: “هرگونه توافق یا حل و فصل مناقشه از سوی ایالات متحده که ایران را قادر به کنترل ترافیک از طریق تنگه هرمز کند، نشان دهنده یک شکست بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود.” همانطور که وال استریت ژورنال خلاصه کرد: “همانطور که رئیس جمهور در دوره اول خود گفت، ایالات متحده نباید جنگی را آغاز کند که قصد پیروزی در آن را ندارد. چالش او اکنون این است که به رژیم ایران ثابت کند که منظورش همان چیزی است که گفته است.”
اگر دلیل شکست آمریکا در نبرد اول مشخص شود، می‌توان تاکتیک‌های جدید این کشور برای پیروزی در جنگ را به وضوح درک کرد. پیش از اولین حمله نظامی به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و حمله گسترده در فوریه، سیاست آمریکا در دوران ترامپ این بود که ایران را با تحریم‌های اقتصادی طولانی مدت مجبور به تسلیم در برابر خواسته‌های آمریکا کند.
آمریکا اکنون پس از شکست در دور اول جنگ، این حمله را از طریق محاصره کشتی‌های ایرانی تشدید کرده است و ترامپ ادعا می‌کند: «ایران از نظر مالی در حال فروپاشی است! آنها می‌خواهند تنگه هرمز فوراً باز شود… تشنه پول نقد!»
چنین تحریم‌هایی واقعاً به اقتصاد ایران آسیب رساند و اولویتی برای ایران ایجاد کرد تا برای خروج از آنها تلاش کند، در حالی که ایالات متحده می‌تواند هر زمان که بخواهد به بمباران بازگردد.
اسرائیل و برخی در ایالات متحده، تحریم‌ها را از نظر استراتژیک ناکافی می‌دانستند. ایران کشوری عظیم است، از نظر جغرافیایی ۸۰ برابر اسرائیل، بزرگتر از مجموع چهار کشور بزرگ اتحادیه اروپا. جمعیت ایران ۹۰ میلیون نفر است، در مقایسه با ۱۰ میلیون نفر اسرائیل. از نظر اقتصادی واقعی، بر اساس قدرت خرید برابری (PPP)، تولید ناخالص داخلی ایران سه برابر اسرائیل است.
سیاست اسرائیل در مواجهه با کشورهای بزرگتر این بوده است که هر جا قادر به ایجاد دولت‌های مطلوب خود نبوده، برای تجزیه و تضعیف آنها تلاش کند – همانطور که در عراق و سوریه نشان داده شده است.
اسرائیل با این قضاوت که بعید است دولتی مطیع در ایران وجود داشته باشد، مدت‌هاست که به دنبال تجزیه آن کشور بوده است. بنابراین، ایران با تهدید وجودی از سوی اسرائیل روبرو است.
خود آمریکا به دلیل پیروزی‌های خود و اسرائیل در حمله نسل‌کشانه‌اش به غزه و همچنین در سوریه – جایی که نیروهای ارتجاعی مورد حمایت اسرائیل و آمریکا به قدرت رسیدند – به حمله نظامی به ایران روی آورد، برخلاف تحریم‌ها.
اسرائیل و آمریکا اشتباه محاسبه کردند که اکنون می‌توانند در ایران نیز به همین هدف دست یابند. آمریکا هزاران سیستم استارلینک و همانطور که ترامپ علناً اعتراف کرد، اسلحه را در اختیار تظاهرکنندگان در ایران در ماه دسامبر و ژانویه قرار داد.
اما این نه تنها نتوانست دولت ایران را سرنگون کند، بلکه وقتی آمریکا و اسرائیل حمله نظامی تمام عیار خود را به ایران در ماه فوریه آغاز کردند، همانطور که حتی رسانه‌های غربی نیز اذعان کردند، در ایران “گرد هم آیی به دور پرچم” شکل گرفت – از نظر سیاسی، اکثریت قریب به اتفاق جمعیت ایران، صرف نظر از اختلافاتشان در مورد سایر مسائل یا نگرششان به دولت ایران، در مخالفت با حمله آمریکا متحد شدند. این اساس شکست آمریکا در دور اول جنگ بود.
اما آمریکا به دلیل نقشی که غرب آسیا در استراتژی خود ایفا می‌کند، نمی‌تواند از این درگیری عقب‌نشینی کند. چند سال پیش تحلیل اشتباهی مطرح شد مبنی بر ‌اینکه چون آمریکا به دلیل فرکینگ در نفت خودکفا شده است، علاقه کمتری به کنترل غرب آسیا خواهد داشت.
واقعیت‌ها خلاف این را نشان می‌دهند. آمریکا جنگ‌های بیشتری را در منطقه – علیه عراق، سوریه، یمن، لبنان و ایران – به راه انداخته است.
اینکه آمریکا دیگر به غرب آسیا وابسته نیست، بلکه دائماً در آنجا جنگ به راه می‌اندازد، باعث شده است که برخی ادعا کنند که این به این دلیل است که اسرائیل سیاست خارجی آمریکا را کنترل می‌کند – اینکه دم سگ را تکان می‌دهد. هرگونه تحلیلی از رابطه نیروها بین این دو، نادرستی این ادعا را روشن می‌کند. اسرائیل نمی‌تواند سلاح‌هایی را که برای انجام ترور نظامی به آنها متکی است، تولید کند. آمریکا صرفاً باید تهدید به قطع سلاح کند و اسرائیل فوراً به زانو در خواهد آمد.
این واقعیت زمانی برای همه روشن شد که ترامپ، به دلایل تاکتیکی کوتاه‌مدت، آشکارا بمباران بیروت توسط اسرائیل را متوقف کرد و اعلام کرد: ا«سرائیل دیگر لبنان را بمباران نخواهد کرد. آمریکا آنها را از این کار منع کرده است.» آمریکا از اسرائیل حمایت نمی‌کند چون اسرائیل را کنترل می‌کند، بلکه به این دلیل که اسرائیل را برای استراتژی‌ خودش مفید می‌داند.
اگرچه آمریکا به نفت غرب آسیا برای خودش نیازی ندارد، اما استراتژی‌اش این است که بتواند آن را از دیگران، به ویژه چین، دریغ کند.
از آنجا که این امری کلیدی آمریکا برای است، از حمله به ایران دست بر نخواهد داشت، فقط شکل آن تغییر خواهد کرد. بنابراین، جنبش صلح باید برای مبارزه‌ای طولانی‌مدت علیه تجاوز آمریکا به ایران آماده شود.

جان راس، عضو ارشد موسسه مطالعات مالی چونگیانگ، دانشگاه رنمین چین و عضو گروه «بریتانیای بدون جنگ سرد» است.

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: لکۀ نفتی گسترده در آب‌های اطراف خارک؛ ابهام و نگرانی دربارۀ منشأ آلودگی
Next: رنسانس: چگونه تضادهای اجتماعی جهان مدرن را ساخت
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved