Skip to content
می 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • پیش‌نویس‌نویسِ جنگ در زبان؟
  • ایران
  • دیدگاه‌ها

پیش‌نویس‌نویسِ جنگ در زبان؟

دیدگاه

محمد مالجو

جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

مرا «چپِ ناتویی» خوانده است، ناروا. باهوش است، باسواد. از آنها که زمانی کتاب را نه برای نقل‌قول، که برای زیستن می‌خواندند. سال‌هایی است اما که خبرها، این سیلاب بی‌وقفۀ اکنون، فرصت مکث را از او ربوده‌اند. گویی بر سطح زمان مانده است، جایی که هر روز تکرار دیروز است، بی‌آنکه عمقی در کار باشد.

دقیق به یاد نمی‌آورم نخستین‌ بار کجا به هم رسیدیم، در کدام پیچِ مسیرهای همپوشان اندیشه یا در کدام حاشیۀ گفت‌وگویی ناتمام. فقط می‌دانم آنجا که ایستاده بود با آنچه اکنون شده است نسبتی ندارد. چه شد که به اینجا رسید؟ کدام لحظۀ نادیده، کدام لغزشِ بی‌صدا، مسیر را چنین دگرگون کرد؟

مرا، که مدافعانِ تهاجم خارجی به وطن را سزاوارانِ سرزنش‌ نامیده‌ام، «چپِ ناتویی» می‌نامد. نه‌فقط مرا. هر آن‌ که را نیز که، نومیدانه اما مصرانه، با قلمی که گاه می‌لرزد، اما نمی‌شکند، کوشیده است این خاک را از بلای جنگ مصون بدارد. همه را، از فاصله‌ای امن، از لندن، بی‌وقفه و بی‌درنگ، با اتهام‌هایی می‌نوازد که بیش از آنکه خطا باشد نشانه‌ است.

آن‌قدر هوش دارد که بداند این واژه‌ها، این برچسب‌ها، در این خاکِ بی‌دفاع چه سرنوشت‌هایی می‌سازند. می‌داند و شاید همین دانستن است که ماجرا را رازآمیزتر می‌کند.

در ده سال اخیر، بسیار در آرشیوها زیسته‌ام، در سکوتِ سندهایی که گاه بیش از فریادها سخن می‌گویند. رگه‌هایی از گذشتۀ تاریخی‌مان را کاویده‌ام، نه‌فقط برای فهم آنچه بوده، که برای دیدن سایۀ آنچه می‌توانست باشد و نشد. اکنون، وقتی به این نابکاری‌ها می‌اندیشم، تمنایی غریب در من سر برمی‌آورد: ای‌کاش به آرشیوهایی دسترسی داشتم که هنوز ساخته نشده‌اند، آرشیوهای آینده، جایی که حقیقت، هرچند دیر، اما بی‌پرده، ثبت خواهد شد.

می‌خواهم در آن آرشیوهای نیامده جست‌وجو کنم. در راهروهایی که هنوز بنا نشده‌اند قدم بزنم. پوشه‌ها را بگشایم، یکی‌یکی، با اضطرابی که هر بار تازه است. می‌خواهم بگردم، اما نیابم. نیابم هیچ سندی از همدستی‌اش با آن نیروی متجاوزی که ردّش در همه‌جا هست، نیرویی که برای این سرزمین جز تکه‌تکه‌شدن افقی نمی‌پسندد.

اما تا همین‌جا، در اکنونِ نیمه‌روشن، کارِ خود را کرده است. در حد و اندازه‌های یک بازوی رسانه‌یی اصلاً بی‌تأثیر نبوده است. مخاطبانی نه کم‌شمار را، آرام و پیوسته، به‌سمتی رانده است که هر امکان مذاکره را خیانت ببینند و هر توافقی را تسلیم. این‌گونه، بی‌آنکه صدای انفجاری در کار باشد، راه‌ها یکی‌یکی بسته می‌شوند. آنچه باقی می‌ماند افقی است که جز در سایۀ جنگ نمی‌توان تصورش کرد.

اینک به‌زودی به خواسته‌اش می‌رسد. به پایان مأموریت؟ جنگ از نو در راه است، خیلی زود، همین روزها.

از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: اعتراض‌های دی‌ ۱۴۰۴؛ ساسان آزادوار جونقانی اعدام شد
Next: به مناسب روز کارگر: گفت‌وگوی لیلا حسین‌زاده با اسماعیل بخشی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved