جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
بیانیهٔ تشکیلات دموکراتیک زنان ایران: زنان کارگر و زحمتکش میهن ما نخستین قربانیان جنگ و «کمکهایِ در راهِ» امپریالیسم و رژیم فاشیستی اسرائیل
اولِ ماه مه/ یازده اردیبهشتماه، روزِ جهانیِ کارگر، هرچند کارگران و زحمتکشان ایران در وضعیتی فاجعهبار روزهایی دشوار در اثر تهاجم و تجاوز جنایتکارانهٔ امپریالیسم آمریکا و رژیم فاشیستی اسراییل و “آتشبسهای موقت” شکننده بهسر میبرد، اما بااینهمه، “تشکیلات دموکراتیک زنان ایران” این روز را صمیمانه با تهنیت به کارگران و زحمتکشان، بهویژه به زنان کارگر و شاغل میهنمان که قربانیان خاموش این جنگ خانمانسوز هستند بزرگ میدارد.
روز جهانی کارگر حاصل مبارزات پیگیر کارگران جهان است، روزی است که کارگران و زحمتکشان جهان از ۱۳۷ سال پیش با گرامیداشتِ با شکوه آن در راهپیماییها و گردهماییها و سردادن شعارهایی نظام ستمگر سرمایهداری را بهچالش میطلبند- نظامی ستمگر که در رویدادهای سیاسی و اجتماعی امروز در جهان بیش از هر زمانی دیگر چهرهٔ کریه و نفرتانگیز و جنگطلبِ آن در سراسر جهان افشا شده است- و برای دست یافتن به صلح و کرامت انسانی، علیه تبعیض جنسیتی و طبقاتی، برای بهبود شرایط کار و معیشت، برای دست یافتن به تحولهایی که تأمین کننده حقوق برابر برای تمامی آحاد جامعهٔ بشری و بهوجود آورندهٔ رفاه و عدالت اجتماعی وحفظ محیط زیست باشد یکصدا میشوند.
زنان همیشه نقشی مهم در حرکتها و جنبشهای کارگری و صلحطلب در جهان را به عهده داشتهاند. آنان در این روز فرخنده برای افشای ستم جنسیتی و طبقاتی و استثمار چندگانهای که سیستم سرمایه به آنان تحمیل میکند و تقبیح چهرهٔ جنگطلب و خونریز امپریالیسم در جهان تلاش کردهاند. جنگ وحشتناکترین کابوس ملتها بوده و هست. جنگ علاوه بر نابودی زیرساختها و منابع انسانی، بسیاری دیگر از عرصههای حیات انسان از جمله محیط زیست و اقتصاد را نیز بهنابودی میکشاند تا سرمایهداری غارتگر با دامن زدن به آن بر بحرانهای دورهای خود غلبه کند. در کنار پیامدهای سنگین ومهلک روانی و اجتماعی جنگ، آوار فقر و بیکاری است که بربقا و زیست روزانه مردمان تأثیر فاجعهبار بهجا میگذارد، مردمانی که خود نقشی در ایجاد وبروز جنگها ندارند اما ٔویرانههای سنگین آن همواره برسرشان آوار میشود و مثل همیشه بار هر بحران مهلکی را مردم ناخواسته باید بهدوش کشند.
زنان بهویژه زنان کارگر و شاغل جامعه همواره با وقوع بحرانهای گوناگون اجتماعی و از جمله بحران سلامت (مثل همهگیری کرونا) آسیبهایی فراوان از جمله در زمینهٔ اشتغال متحمل میشوند. امروزه نیز در زمرهٔ نخستین قربانیان خاموش جنگ و بحرانهای کمرشکن ناشی از آن مانند تشدید فقرو خشونت و سایر آسیب های اجتماعی هستند.
از بین رفتن شمار زیادی از واحدهای تولیدی کوچک و بزرگ و زیرساختهای حیاتی به موج گستردهٔ بیکاری و تعدیل نیروها – بخوان اخراج نیروها- دامن زده و بیکاری بسیاری از کارگران و شاغلین زن ومرد را در بخشهای گوناگون را بدنبال داشته است ( از بین رفتن یک میلیون شغل و بیکاری حداقل دومیلیون نفر – «فرارو» به نقل از معاون وزیر کار ۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵) که اثرهایی مخرب در درجهٔ نخست بر زندگی و معیشت زنان کارگر و شاغل و بهتبع آن بر زندگی کودکان بیگناه آنان خواهد داشت.
در حالی که قبل از این جنگ خانمانسوز نیز سیاستهای استبدادی و زنستیزانهٔ رژیم جمهوری اسلامی حامی کلانسرمایهداران و اعمال تبعیض جنستی و طبقاتی در اجتماع و محیط کار، در کنار تحریم ها و اجرای سیاستهای نولیبرالی نه تنها علیه کارگران میهن، بلکه در مقیاسی وسیعتر بر علیه منافع زنان کارگر و شاغل ایران بود و بیشترین آسیب ها از اقتصاد بیمار و نحیف ایران و بهاصطلاح “جراحی”های اقتصادی را زنان کارگر وکارمند متحمل میشدند، آسیبهایی از قبیل تغییرهای تدریجی قانون کار بهسود کلان سرمایهداران، کاستن از ساعتهای کار زنان متأهل شاغل در صنایع مختلف، تعمیق شکاف جنسیتی و دستمزد نامساوی در برابر کار مساوی زنان با مردان در کارهای مشابه، بهرهمند نبودن از مزایای قانون کار شامل اجرای حقوق سابقهٔ کاری، حقِ بیمه و اولاد و نظایر آن بهزیان زنان بود. حتی در برنامهٔ “هفتم توسعه” حاکمیت جمهوری اسلامی نیز حمایت از اشتغالِ زنان بر ازدواج کردن وفرزندآوری مشروط شده است، شرطی که در تداوم بیرون راندن نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان از بازار کار می باشد. قانونی بودن نابرابری و تبعیض جنسیتی در نظام ولایی موجب شد که مطابق آمارهای رسمی نزدیک به ۷۲ درصد بیکاران زن در ایران را زنانی با تحصیلات عالی تشکیل دهند (ایلنا، ۱۲ اردیبهشتماه ۱۴۰۴).
با وقوع جنگ و از بین رفتن برخی از زیرساختهای تولیدی کشور و رکود کسبوکارها بهخاطر از بین رفتن دهها واحد تولیدی کوچک و متوسط از جمله بازارهای غیررسمی کار که زنان بناچار درصدی بالا از شاغلان آن را تشکیل میدادند (روزنامهٔ شرق: ســهم بالای اشــتغال زنان [حدود ۶۳ درصد] در اشتغال غیررسمی است) و در کنار قطع اینترنت و کسبوکارهای دیجیتال، ضربهای کمرشکن به اشتغال زنان وارد شده است.
در آستانهٔ اول ماه مه کابوس اصلی برای کارگران میهن ما نه فقط ترس و نگرانی مجدد از موج انفجارها و خرابیهاست، بلکه تشدید فقر و آیندهٔ نامعلوم شغلی آنان و موج تعدیلها و اخراجهاست که زندگی قشرهای فرودست جامعه از جمله زنان کارگر و سرپرست خانوار را حتی در شرایط “نه جنگ و نه صلح” بهچالش کشیده و امنیت شغلی و روانی آنان را مختل کرده است. زنانی که پیش از این نیز در موقعیتی شکننده قرار داشتند، مثل زنان سرپرست خانواری که در مشاغل غیررسمی و یا خانگی از قبیل کار در کارگاههای کوچک خیاطی، تولیدات غذایی، دستفروشی و یا کسبوکارهای اینترنتی مشغول بودند. با قطع اینترنت و تعطیلی بازارهای فروش و اختلال در زنجیره تأمین مواد اولیه و کاهش قدرت خرید مشتریان، ضربهای مستقیم به درآمدشان وارد شده و با سفره های خالی روبرو هستند.
اشتغال پایدار و داشتن حق بیمه و حق بازنشستگی و بیمه سلامتی برای زنان کارگر همواره یک رؤیا بوده است. تا جایی که امروزه بسیاری از زنان کارگر و سرپرست خانوار مانندسایرلایه های فرودست جامعه، ازبرخی از معاینات پزشکی ضرور مانند ماموگرافی، سونوگرافی، و “ام آر ای” صرفنظر میکنند و یا پس از تشخیص بیماری بهعلت هزینه بالای دارو و درمان و نداشتن بیمه از درمان بیماری چشمپوشی میکنند.
زنان کارگر خانگی که از طریق دلالان و شرکتهای پیمانکاری استخدام میشوند نماد بارز استثمار و چالشهایی هستند که زنان در محیط کار اغلب با آن روبرو هستند. هجوم بیرحمانهٔ انواع محرومیتها در کنار اندک بودن دستمزدها و ساعتهای طولانی کار و در معرض خشونتهای جسمی و روانی و تعرضهای جنسی بودن، تنها بخشی از مشکلهای زنان استخدام شده توسط شرکتهای پیمانکاری است. به همین سبب حذفِ واسطه ها وتأمین امنیت شغلی از مطالبات برحق کارگران بهویژه کارگران و شاغلان زن است.
بخشی از زنان کارگر ایران را زنان کارگر روستایی تشکیل می دهند. زنان کارگر روستایی علاوه بر نقش مادری و همسری سهمی بسیار را در اقتصاد خانوار روستایی بهدوش میکشند. آنان با مجموعهای از چالشها و مشکلاتی روبهرو هستند که مهمترینشان تفاوت فاحش دستمزد زنان با مردان در برابر کار برابر است. زنان چه در زمینهٔ شالیکاری، یا در زمینهٔ صیفیجات و محصولات باغی، دستمزدی بهمراتب کمتر از مردان در برابر کار برابر دریافت میکنند. از دیگر چالشهای آنان محدودیت دسترسی به آموزش، کمبود امکانات حوزه سلامت و بهداشت و بیمه را میتوان نام برد. هرچند با تغییرات اقلیمی و کمبود آب بسیاری از آنان بناچار به حاشیه شهرها رانده شده و شاغلین بازارهای غیررسمی کار را تشکیل می دهند.
زنان قالیباف ایران نیز علاوه بردستمزد ناچیز و نداشتن بیمه و قراردادهای رسمی کار، اغلب با کارکردن در فضاهای مرطوب و کارگاههای غیربهداشتی و استفاده از پشمهای آلوده با خطراتی نظیر بیماریهای ریوی و پوستی روبرو هستند و گاه بهخاطر استفاده از پشم آلوده به انواع بیماری ها از جمله سیاهزخم مبتلا میشوند.
زنان کارگر و شاغل ایران از جمله معلمان، پرستاران، و کارمندان در کنار سایر خواستههای عام کارگری مانند لغو قراردادهای موقت کار و یا افزایش دستمزد متناسب با تورم، عدم پرداخت نشدن حقوق و اضافهکاری به آنان، علیه قوانین تبعیض آمیزی مانند محروم بودن زنان کارمند ازحقوقی مانند حق عائلهمندی و تسهیلات و مزایای قانون کار و غیره بهبهانهٔ اینکه زنان در مقام ولی و سرپرست بهرسمیت شناخته نمیشوند همواره مبارزه کردهاند. مبارزه پرستاران و معلمان و سایر زحمتکشان ایران تا شروع جنگ تجاوزکارانهامپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار اسراییل برای خواستههای بحق صنفی سیاسی شان و برای بهبود شرایط کاری با وجود تمام سرکوب شدنها و هزینه دادنها پیگیرانه و بی وقفه ادامه داشت. با وقوع جنگ تحمیلی مبارزات اقشار گوناگون نیروهای مردمی بطور نسبی بهتعویق افتاده است. این امر نشان دهنده این نکته کلیدی است که علاوه بر سرکوبگری خشن رژیم جمهوری اسلامی، جنگ مانعی جدّی در برابر جنبش مبارزاتی زحمتکشان و آزادیخواهان است ونه تنها به مبارزات حقطلبانه و آزادیخواهانهٔ تودهها لطمه فراوان وارد می کند بلکه جنگ علاوه بر کشتارغیرنظامیان بیگناه، همواره به تعمیق نابرابری ها وگسترش انواع خشونت علیه زنان و کودکان یاری می رساند.
کارگران و زحمتکشان ایران ضمن محکوم کردن این جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی علیه میهن ما، خواهان پایان دادن به جنگ و وضعیت دشوار«نه جنگ، نه صلح» و استقرار صلحی پایدار هستند تا همراه با تشکلیابی برای تحقق خواستههای صنفیسیاسیشان تلاش کنند. جنگ نعمتی است برای رژیمهای استبدادی از جمله حاکمیت جمهوری اسلامی تا بزعم خود برای بقا و تقویت مجدد پایه های فرسوده نظام ولایی، به سرکوبهای خشن خود ادامه داده و زندانها را از آزادیخواهان و فعالان صنفی کارگری، مدنی و زنان پر کنند. امروزه دستگیری های سیستماتیک و ارعاب جامعه همچنان ادامه دارد و طنابهای دارشان در تداوم سرکوب خونین و خیابانی دی ماه گذشته بی وقفه پی قربانی میگردد. از اعدام بیرویهٔ معترضان این جنبش گرفته تا زندانیان سیاسیای که سالها در شکنجهگاهها محبوس بودهاند و امروز بهبهانهٔ جاسوسی برای اسرائیل اعدام می شوند. در سایه خاموشی اینترنت و بی خبری مطلق خانواده ها از آخرین شرایط عزیزانشان، حتی پیکر هیچکدام از این جانباختگان را به خانوادههایشان تحویل نمیدهند تا خانوادهها را در معرض هرچه بیشتر شکنجه روحی و روانی قرار دهند.
در آستانهٔ این روز تاریخی تشکیلات دموکراتیک زنان ایران بار دیگر همصدا با همهٔ نیروهای ترقیخواه و میهندوست، خواهان توقف ماشین جهنمی اعدام در ایران و آزادی فوری و بی قید و شرط زندانیان سیاسی است.
تحقق حقوق زنان در صلح ممکن است نه در جنگ!
نه به جنگ، نه به استبداد، زنده باد صلح!
نه به اعدام!
درود آتشین بر همهٔ زندانیان سیاسی، صنفی، و عقیدتی، ازجمله فعالان کارگریِ زن و مرد و معلمان حقطلبی که هماکنون در زندانهای جمهوری اسلامی ایران اسیرند!
اولِ ماه مه بر همهٔ کارگران و زحمتکشان بهویژه زنان کارگر و زحمتکش ایران مبارک باد!
از وبگاه تشکیلات دموکراتیک زنان ایران