نویسنده: ژیلا بنییعقوب
عکس: ابوالفضل نسائی
کانون زنان ایرانی
سهشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
بیش از یک ماه از جنگ گذشته؛ اسرائیل و آمریکا زیرساختهای کشورم را میزنند و یک جامعه شناس که زمانی دوست ما بود در بی.بی.سی با طعنه میگوید: «کسانی که نگران زیرساختها هستند نه جان انسانها!»
«حسین.ق» چه حرف عجیبی میزند! واقعا نمیداند زیرساختها چه ربط مهمی به جان انسانها دارد؟ یا خودش را به نفهمیدن میزند؟
نمیداند زدن نیروگاه یعنی قطع برق؛ یعنی توقف دستگاههای دیالیز، احیا و جراحی.
واقعا نمیداند تخریب جادهها یعنی آمبولانس نمیتواند به موقع به بیمار برسد؟
نمیداند قطع برق یعنی یخچالهای حاوی انسولین و واکسن از کار میافتند و بیماران دیابتی و کودکان در معرض خطر مرگ قرار میگیرند؟
آیا نمیداند که بمباران تصفیهخانههای آب یعنی شیوع وبا و انواع بیماریهای گوارشی و تشنه ماندن میلیونها انسان؟
مگر میشود کسی این همه سال این همه کتاب خوانده باشد و کتاب نوشته باشد اما نداند که زدن پالایشگاهها یعنی نبود سوخت و حتی ممکن است نانواییها تعطیل و تأمین غذای روزانه مردم مختل شود.
چطور ممکن است نداند که تخریب پل یعنی جدایی مناطق از مراکز درمانی و سخت شدن تأمین مایحتاج روزمره مردم.
چطور نمیداند ماندن مردم بدون راهآهن و جاده یعنی چه؟
حتماً به خاطر وابسته بودن جان و زندگی مردم به زیر ساختها بوده است که کنوانسیونهای ژنو، حمله به زیرساختهای حیاتی غیرنظامی را جنایت جنگی محسوب کردهاند، دقیقاً به این دلیل که جان غیرنظامیان را هرچند به طور غیرمستقیم اما حتما به خطر میاندازد. ادعای «به جان مردم کاری ندارند، زیرساخت را میزنند» یا سادهلوحانه است یا پوششی برای توجیه جنایت.
آیا این جامعهشناس که احتمالا زیادی شیفته غرب است، از آن مبانی جامعهشناسی که به وابستگی متقابل ساختارها و زیست مردم میپردازد بیخبر است؟ نه بعید است بیخبر باشد. احتمالا دانش خود را در خدمت توجیه جنگ و نتایج غیرانسانی آن به کار گرفته است.
چند روز پیش هم کارشناسی که انگار اسمش شهرام بود؛ در مصاحبه با بی.بی.سی گرای صنایع خانگی (ماشین لباسشویی) و خانهها و مدارس را میداد و میگفت: «قطعاتی که در ساخت ماشین لباسشویی استفاده میشوند، کاربرد نظامی هم دارند.» در ادامه صحبتهاش هم گفت که از مجتمعهای مسکونی و مدارس به عنوان سپر انسانی استفاده میشود…(معنیاش میشود اینکه مجتمعهای مسکونی و مدارس بیشتری را بزنید؛ پس مدرسه میناب و چند ده مدرسه دیگر برای این کارشناس کم بوده).
و سکوت مجری بیبیسی؛ خانمی به نام پریزاد، به نظرم باید حداقل یک جمله میگفت که ما نمیتوانیم بهطور مستقل این موضوعات را تایید کنیم. با خودم میگویم شاید اگر فرناز بود، این جمله معترضه را میگفت.
تحملم تمام میشود و شبکه را عوض میکنم… کجا را ببینم؟ بیبیسی بالاخره بهتر از آن یکی است که شورای سردبیریاش از خودش عدد تخمین میزند!
خب چطور است چند دقیقه صدای آمریکا را ببینم شاید بفهمم در مغز ترامپ و سیا چه میگذرد.
کارشناسی در مصاحبه با صدای آمریکا که در معرفیاش میگویند جمهوریخواه است (از نوع ایرانی و ربطی به جمهوریخواهان آمریکا ندارد)، میگوید: «بمباران کافی نیست و ایالات متحده باید در ایران نیروی نظامی پیاده کند!»
صدای انفجار میآید و ترکیب صدای انفجار و ایرانی مثلا جمهوری خواه؛ تهوعآورتر میشود.
***
حالا چند روزی است که آتشبس برقرار شده است؛ زیرساختها برای همان کارشناسانی که اصلاً مهم نبود؛ انگار حالا قدری مهم شده است. یکیشان که بیبیسی از او به عنوان فعال مشروطه خواه یاد میکند، میگوید: «مردم خواهان زندگی بهتر هستند و این با زدن پل و صنایع فولاد ممکن نیست.»
عجب! چقدر روی نداشتن حافظه تاریخی ما حساب باز کردهاند.