Skip to content
آوریل 28, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • هوش مصنوعی و تمرکز قدرت
  • علوم اجتماعی
  • ویژه اندیشهٔ نو

هوش مصنوعی و تمرکز قدرت

هرچه ابزارها برای کنترل جهان قدرتمندتر می‌شوند، خودِ جهان کمتر قابل‌ کنترل می‌شود.‏

الف. هوش‌یار

سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

در نگاه اول به نظر می‌رسد هوش مصنوعی ابزاری برای تمرکز بی‌سابقهٔ قدرت باشد. اما پارادوکس اصلی در جای دیگری ‏نهفته است: هرچه این فناوری قدرتمندتر می‌شود، جهانی که در آن عمل می‌کند پیچیده‌تر، متکثرتر، و کمتر قابل‌ کنترل می‌شود.‏

در سال‌های اخیر بحث دربارهٔ هوش مصنوعی اغلب میان دو قطب در نوسان بوده است. یک روایت بر تمرکز قدرت تأکید ‏می‌کند، به این معنا که شرکت‌های بزرگ فناوری با دسترسی انحصاری به داده، زیرساخت، و سرمایه در حال ساختن ‏نوعی الیگارشی دیجیتال‌اند. روایت دیگر از دموکراتیک شدن توانایی‌ها می‌گوید: ابزارهایی که تا دیروز در اختیار صاحبان ثروت و نفوذ و امتیاز بود امروز به دست میلیون‌ها ‏کاربر رسیده است.‏

هر دو روایت بخشی از حقیقت را می‌گویند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی کافی نیست.‏

مسئلهٔ واقعی در فاصلهٔ میان این دو قرار دارد: هوش مصنوعی هم‌زمان قدرت را متمرکز و کنش را پراکنده می‌کند‎ ‎و از ‏برخورد این دو نوعی پیچیدگی پدید می‌آید که کنترل کردن هوش مصنوعی را برای قدرت‌های حاکم دشوارتر می‌سازد.‏

از کنترل ریسک به مدیریت پیچیدگی
بخش بزرگی از سیاست‌گذاری‌های کلان در حوزهٔ هوش مصنوعی یا اِ آی (‏AI‏) هنوز بر یک فرض ساده استوار است: اینکه می‌توان ریسک‌ها ‏را شناسایی و طبقه‌بندی و مدیریت کرد. اما این فرض به‌ویژه در مورد سیستم‌های پیشرفتهٔ هوش مصنوعی به‌طور فزاینده‌ای ‏مورد تردید قرار گرفته است.

پژوهشگری به نام هوگو راجر پاز (‏Hugo Roger Paz‏) در مقاله‌ای که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد گفت که ‏مشکل اصلی در این است که ما با یک «سیستم پیچیدهٔ خودتطبیق‌گر» سروکار داریم، نه با یک ابزار منفرد.۱‎ در چنین ‏سیستمی، آسیب‌ها اغلب نه مستقیم، بلکه از طریق تعاملات غیرخطی، تأخیر زمانی، و حلقه‌های بازخوردی ظاهر می‌شوند. به ‏بیان ساده‌تر: مداخله برای کنترل خودش به بخشی از مسئله تبدیل می‌شود.‏

وقتی قانونی برای محدود کردن یک کاربرد وضع می‌شود، بازیگران به آن واکنش نشان می‌دهند؛ مدل‌های کسب‌وکار تغییر ‏می‌کند، کاربران مسیرهای تازه‌ای پیدا می‌کنند، و فناوری در جهت‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای تکامل می‌یابد. نتیجه اغلب چیزی ‏متفاوت با آن هدفی است که قانون‌گذاران انتظار داشتند.‏

تمرکز در زیرساخت
در عرصهٔ زیرساخت تصویر نسبتاً روشن است. توسعهٔ مدل‌های پیشرفتهٔ اِ آی (‏AI‏) به منابع عظیمی نیاز دارد: از مراکز ‏داده و پردازنده‌های گران‌قیمت گرفته تا داده‌های وسیع و سرمایه‌گذاری‌های چندده‌میلیارددلاری.‏

گزارش شاخص اِ آی (‏AI Index‏) دانشگاه استنفورد نشان می‌دهد که تولید مدل‌های پیشرفتهٔ هوش مصنوعی به‌طور ‏فزاینده‌ای در دست یک صنعت متمرکز شده است.۲‎ سرمایه‌گذاری‌ها نیز در همین جهت حرکت می‌کنند: در سال ۲۰۲۴، ‏ایالات متحد آمریکا بیش از ۱۰۰میلیارد دلار در حوزهٔ هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری خصوصی جذب کرد، رقمی که فاصلهٔ آن با سرمایه‌گذاری کشورهای دیگر چشمگیر است.۳‎

این تمرکز فقط اقتصادی نیست، بلکه دانش‌بنیاد و نهادی نیز هست. همان شرکت‌هایی که مدل‌ها را می‌سازند استانداردها را هم تعیین ‏می‌کنند، زیرساخت‌ها را هم کنترل می‌کنند، و قواعد بازی را شکل می‌دهند و به تسلط بر بازارها می‌اندیشند.‏

پراکندگی در کنش
اما این فقط نیمی از داستان است. همان فناوری‌هایی که در مراکز دادهٔ عظیم ساخته می‌شوند وقتی وارد زندگی روزمره ‏می‌شوند، توانایی‌هایی را به میان کاربران می‌برند که پیش‌تر در انحصار نهادهای بزرگ بود. اگرچه این توانایی‌ها محدود ‏به نظر می رسد، اما وقتی میلیاردها انسان آن را در کاربردهای متعدد، آن‌هم در سیستم‌های پیچیدهٔ اقتصادی اجتماعی ‏در سطح جهان به کار می‌گیرند، حیرت‌انگیز خواهد بود.‏

برای مثال، روزنامه‌نگاران مستقل می‌توانند سریع‌تر تحقیق کنند. فعالان مدنی می‌توانند پیام‌هایشان را با کیفیتی حرفه‌یی تولید ‏کنند. دانشجویان به ابزارهای تحلیلی پیشرفته دسترسی دارند. حتی در بازارهای مالی، سرمایه‌گذاران خُرد به ابزارهایی مجهز ‏شده‌اند که پیش‌تر فقط در اختیار مؤسسات بزرگ بود.‏

مطالعات اخیر نشان می‌دهد که هوش مصنوعی مولد حتی ساختار صنایع خلاق را نیز تغییر داده و هزینهٔ تولید محتوا را ‏بسیار کاهش داده است.۳‎

نتیجه این است: تولید فناوری متمرکز است، اما استفاده از آن پراکندگی بسیار متنوعی پیدا کرده است.‏

رسانه‌ها: انفجار روایت‌ها
در حوزهٔ رسانه این پارادوکس به‌وضوح دیده می‌شود. از یک سو، ابزارهای اِ آی (‏AI‏) امکان تولید و توزیع گستردهٔ محتوا ‏را به بازیگران بزرگ می‌دهد. از سوی دیگر، همین ابزارها به کاربران کوچک‌تر نیز قدرت می‌دهد که وارد میدان شوند و ‏روایت‌های بازیگران بزرگ‌تر را به چالش بکشند. نتیجه نه کنترل بیشتر، بلکه انفجار روایت‌ها است.‏

در چنین فضایی، هر تلاش برای تثبیت یک روایت با موجی از باز تفسیرها، ترجمه‌ها، و روایت‌های جایگزین روبه‌رو ‏می‌شود. به این ترتیب، میدان رسانه‌یی ممکن است به‌جای آنکه منظم‌تر شود، سیال‌تر و رقابتی‌تر شود، و چه بسا آشوبی شود.‏

بازارها: عقلانیت فردی، آشوب جمعی
در بازارهای مالی وضع حتی از این هم پیچیده‌تر است. اگر ابزارهای اِ آی (‏AI‏) به سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند که تصمیم‌های بهتری ‏بگیرند، پس انتظار می‌رود بازارها کاراتر شوند. اما وقتی تعداد زیادی از بازیگران با ابزارهای مشابه به نشانه‌های مشابه ‏واکنش نشان دهند، نتیجه می‌تواند نوسان‌های شدید و رفتارهای پیش‌بینی‌نشدنی در بازار باشد. در اینجا هوش مصنوعی نه‌‏فقط تحلیلگر بازار، بلکه بخشی از خودِ بازار می‌شود.‏

حکمرانی در جهانی غیرخطی
این تحولات چالش‌هایی جدّی برای حکمرانی ایجاد می‌کند. مطالعات اخیر در حوزهٔ سیاست‌گذاری نشان می‌دهد که ‏رویکردهای سنّتی- مبتنی بر مسئولیت‌پذیری خطی و کنترل مستقیم- برای مدیریت سیستم‌های اِ آی (‏AI‏) کافی نیستند.۵‎ در ‏عوض، این ایده مطرح شده که به رویکردهایی نیاز است که با پویایی، عدم‌قطعیت، و رفتارهای نوظهور کنار بیایند.

دموکراسی: فراتر از اخبار جعلی
در بحث افول دموکراسی نیز تمرکز بیش از حد بر «خبرهای جعلی» ممکن است ما را از مسئلهٔ اصلی منحرف کند. برخی ‏پژوهش‌ها نشان می‌دهد که خطر واقعی‌تر در تغییر ساختار ارتباط سیاسی است.۶‎ وقتی تولید پیام‌های سیاسی به‌طور گسترده‌ای خودکار می‌شود و ارتباط با رأی‌دهندگان به هدف‌گیری داده‌محور وابسته می‌شود، رابطهٔ نمایندگی دگرگون می‌شود. در این ‏حالت، حتی اگر ظاهر لیبرال دموکراسی مبتنی بر نمایندگی حفظ شود، اساس آن زیر سؤال می‌رود و معلوم نیست با چه ‏چالش‌های اجتماعی تازه‌ای روبه‌رو شود.‏

نتیجه: قدرت بیشتر، کنترل کمتر
هوش مصنوعی را نمی‌توان صرفاً به‌ مفهوم ابزاری برای تمرکز یا توزیع قدرت فهمید. این فناوری هر دو روند را هم‌زمان ‏تشدید می‌کند. در عرصهٔ زیرساخت، قدرت متمرکزتر می‌شود. در عرصهٔ کنش، توانایی‌ها پراکنده‌تر و عمومی‌تر می‌شود. و در عرصهٔ تعامل، سیستم‌ها پیچیده‌تر و کمتر قابل‌ پیش‌بینی می‌شوند. به همین دلیل، شاید مهم‌ترین ویژگی عصر هوش مصنوعی این ‏باشد:‏ هرچه ابزارها برای کنترل کردن جهان قدرتمندتر می‌شوند، خودِ جهان کمتر قابل‌ کنترل می‌شود.‏


یادداشت‌ها:‏


‎1.‎ Hugo Roger Paz, From Linear Risk to Emergent Harm: Complexity as the Missing Core ‎of AI Governance, 2025. ‎
‎2.‎ Stanford HAI, AI Index Report 2024. ‎
‎3.‎ Stanford HAI, AI Index Report 2025. ‎
‎4.‎ Study on generative AI and content production, Journal of Business Research, 2025. ‎
‎5.‎ Marijn Janssen, Responsible Governance of Generative AI from a Complex Adaptive ‎Systems Perspective, Policy and Society, 2025. ‎
‎6.‎ ‎“AI’s Real Dangers for Democracy,” Journal of Democracy, 2024/2025. ‎

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: اعدام: مجازات یا تداوم چرخهٔ معیوب خشونت؟
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved