دیدگاه
محمد مالجو
دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
یادداشت «دربارۀ جنگ چهارم» به قلم مهدی محمدی، مشاور باقر قالیباف، نه تحلیل که نوعی مداخلۀ سیاسی از موضع صاحبقدرتی است ناپاسخگو که میکوشد افکار عمومی ایرانیان را با تقلیل صحنۀ جنگ به روانشناسی ترامپ برای پذیرش یک انتخاب بسیار پرهزینه و ویرانگر آماده کند. مسئله اینجا نه صرفاً خطای تحلیلی جناب مشاور بلکه جهتدادن آگاهانه به داوریهای سیاسی ایرانیان است: القای این تصور که شکست یا درماندگی طرف مقابل بهخودیخود امکان یک «پیروزی کامل» را برای ایران فراهم میکند.
اگر حقیقتاً نگران آیندۀ تیرهوتار ایران هستیم، باید در برابر چنین توهمی بایستیم. حتی اگر ترامپ از سر استیصال وارد جنگ شود، حتی اگر در تحقق اهدافش ناکام بماند، این را به هیچ معنا نمیتوان به سود ایران ترجمه کرد. جنگی در این مقیاس، بهویژه وقتی صراحتاً از گسترش دامنه و حذف هر گونه «خط قرمز» دَم زده میشود، به معنای واردشدن ضرباتی چنان ویرانگر بر پیکر ایران است که مستقیماً بنیانهای مادی و اجتماعی کشور را نابود میکند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی بههیچوجه این نیست که چه کسی بیشتر ضربه میزند. دغدغۀ اصلی ما این است که چه بر سر ظرفیت زیست جمعیمان در این سرزمین میآید.
اصرار بر این که میتوان با عبور از هر حدومرزی به یک نظم مطلوب رسید، در عمل چیزی جز بیاعتنایی به هزینههایی نیست که جامعۀ ایران باید بپردازد. این همان جایی است که گفتمان رسمی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به سمت عادیسازی ویرانی میلغزد.
سخنگفتن از شکست ترامپ، اگر به پوشاندن این واقعیت بینجامد که ایران نیز در این فرآیند بهشدت ضربه میخورد، نه تحلیل که نوعی بسیج ایدئولوژیک برای تداوم بحران است. در این چارچوب، حتی یک پیروزی نظامی فرضی نیز فقط بر بستر فرسایش عمیق داخلی شکل خواهد گرفت. این یعنی شکستی که اقلیتِ حاکم میخواهد به نام پیروزی ثبت کند.