قایق تندرو سپاه در مقابل یک کشتی کانتینری در تنگهٔ هرمز در ۲۱ آوریل ۲۰۲۶ (۱ اردیبهشت ۱۴۰۵) - عکس از آسوشیتدپرس
جمعه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
در حالی که آغاز حملههای هماهنگ آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه (نهم اسفند ۱۴۰۴) پیامدهای فوری و گستردهای برای بازارهای جهانی انرژی داشت، یک تهدید مهم دیگر تا حد زیادی نادیده گرفته شد. این تهدید در اعماق دریا و در قالب کابلهای فیبر نوری پنهان شده و ستون فقرات اینترنت جهانی را تشکیل میدهد.
خبرگزاری تسنیم، رسانهای نیمهدولتی و نزدیک به سپاه پاسداران، روز چهارشنبه ۲۲ آوریل (دوم اردیبهشت ۱۴۰۵) در گزارشی بهطور مستقیم به آسیبپذیری کابلهای اینترنتی در کشورهای حاشیه خلیج فارس پرداخت. در این گزارش تأکید شده است که تمرکز زیاد این کابلها در تنگهٔ هرمز این گذرگاه راهبردی را به نقطهای حساس برای اقتصاد دیجیتال منطقه تبدیل کرده است.
بر اساس این گزارش، بروز «آسیب همزمان به چند کابل اصلی، چه در نتیجهٔ بلایای طبیعی، سوانح دریایی، لنگر انداختن کشتیها، یا اقدامات عمدی، میتواند موجب اختلالات گسترده» در ارتباطات و زیرساختهای دیجیتال سراسر منطقه خلیج فارس شود.
این هشدار در شرایطی مطرح میشود که پیشتر مقامهای ایرانی بهصراحت اعلام کرده بودند در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای غیرنظامی از سوی آمریکا، ایران نیز به زیرساختهای انرژی و فناوری آن کشور در منطقه پاسخ خواهد داد.
در ویدئویی که از ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی نظامی ایران، منتشر شد تصویری از یک مرکز داده در امارات با عنوان «پروژهٔ استارگیت» نمایش داده شد و پیام «هیچچیز از دید ما پنهان نمیماند» بر آن نقش بست. این پروژه یک سرمایهگذاری ۵۰۰میلیارد دلاری مشترک میان شرکت «اوپن اِیآی»، «سافت بانک»، و شرکت «اوراکل» است.
گزارشها همچنین حاکی از آن است که در جریان درگیریها، پهپادهای ایرانی مراکز دادهٔ متعلق به «آمازون» در بحرین و «اوراکل» در امارات را هدف قرار دادهاند. افزون بر این، شرکتهای فناوری دیگری از جمله «انویدیا» و «اپل» نیز تهدید شدهاند.
زمانبندی حساس تهدیدها
زمانبندی این تهدیدها بسیار قابل توجه است. کمتر از یک سال پیش بود که سفر دونالد ترامپ به منطقه منجر به اعلام ۲٫۲تریلیون دلار تعهد سرمایهگذاری شد که بر پایهٔ ثبات سیاسی، سرمایهٔ دولتی، و زیرساختهای پیشرفته منطقه بنا شدهاند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه امارات (دبی، ابوظبی، فجیره)، قطر (دوحه)، بحرین، و عربستان سرمایهگذاری کلانی برای تبدیل شدن به هابهای منطقهیی مراکز داده (دیتاسنتر) کردهاند.
در همین ارتباط، شرکتهایی مانند اوپن ایآی، انویدیا، جی۴۲، اوراکل، و سافتبانک «پروژهٔ پردیس ۵ گیگاواتی هوش مصنوعی استارگیت» را در ابوظبی معرفی کردند که بزرگترین نمونه در خارج از ایالات متحد آمریکا خواهد بود. همچنین، آمازون نیز متعهد شده است که ۵میلیارد دلار در یک مرکز هوش مصنوعی در ریاض سرمایهگذاری کند.
در طرح موسوم به «پکس سیلیکا / Pax Silica» در ژانویه ۲۰۲۶ نیز تلاش شد با مشارکت امارات و قطر زنجیره تأمین نیمرساناها را در چارچوبی همسو با آمریکا بازتعریف شود.
اما تمام این سرمایهگذاریها یک وابستگی مشترک دارند: کابلهای زیردریایی.
آیا حوثیها با دستور ایران میتوانند اینترنت منطقه را مختل کنند؟
در بستر دریاهای اطراف تنگهٔ هرمز و دریای سرخ شبکهای متراکم از کابلهای ارتباطی قرار دارد. حدود ۱۷ کابل از دریای سرخ عبور میکند.
در تنگهٔ هرمز نیز حداقل هفت کابل مهم فعال است که کشورهای منطقه را به شبکهٔ دیجیتال جهانی متصل میکنند. این کابلها مراکز داده در خاورمیانه را به اروپا و آسیا و آفریقا متصل میکنند.
کشورهایی نظیر امارات، قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی، و عراق وابستگی بسیار زیادی به این مسیرهای ارتباطی دارند که بهمراتب بیشتر از وابستگی ایران ارزیابی شده است. همین موضوع میزان ریسک را برای این کشورها افزایش چشمگیری میدهد.
بهطور کلی، سالانه بیش از ۲۰۰ مورد آسیب به کابلها ثبت میشود که بیشتر ناشی ازبرخورد غیرعمدی لنگر کشتیها و تجهیزات ماهیگیری است، اما همین ابزارها میتوانند برای خرابکاری عمدی نیز استفاده شوند.
این تهدیدها کاملاً واقعیاند. کابلهای حیاتی ارتباطی در دریای سرخ در محدودهای قرار دارند که گروههای نیابتی وابسته به ایران، از جمله حوثیها، به آن دسترسی دارند و همین موضوع نگرانیها دربارهٔ امنیت این زیرساختها را افزایش داده است. در صورتی که رهبری تازهٔ ایران بخواهد دامنهٔ اختلالها را به سطح جهان گسترش دهد، این کابلها میتوانند به هدفهایی آسیبپذیر تبدیل شوند.
در یکی از موارد، حملهٔ موشکی حوثیها به یک کشتی در ماه مارس ۲۰۲۴ باعث شد که لنگر آن کشتی به کابلهای زیردریا برخورد کند و سه کابل آسیب ببینند.
در سپتامبر ۲۰۲۵ نیز یک کشتی تجاری در موقع کشیدن لنگر چندین کابل را قطع کرد.
همچنین، در دریای بالتیک مواردی از قطع کابلها گزارش شد که به روسیه نسبت داده شد.
چگونه میتوان به کابلها حمله کرد؟
حمله به کابلها میتواند با ابزارهای سادهای انجام شود: کشیدن لنگر روی بستر دریا یا حملهٔ مستقیم به ایستگاههای ساحلی. حتی قایقهای تندرو نیز میتوانند در عملیات خرابکاری نقش داشته باشند.
در حالی که نیروی دریایی متعارف ایران آسیب دیده است، برآورد میشود که حدود ۶۰درصد توان دریایی نامتقارن سپاه، از جمله قایقهای تندرو، همچنان فعال است.
با این حال، چنین حملهای ریسک بزرگی دارد. ایران ممکن است در این فرایند ارتباطات خودش را نیز قطع کند.
تحلیلگران معتقدند که قطع کامل اینترنت جهانی با عملی شدن تهدید ایران بعید است، زیرا شبکهٔ جهانی مسیرهای جایگزین دارد. اما در صورت آسیب دیدن همزمانِ چند کابل، ارتباطات منطقهیی بسیار مختل خواهد شد.
کشورهایی مانند امارات، قطر و عربستان سعودی بسیار به این کابلها وابستهاند، زیرا زیرساختهای مالی، ابری، و هوش مصنوعی آنها به این شبکه متکی است.
در گزارش تسنیم اشاره شده است که از آنجا که «ساخت کابلهای زیردریایی توسط کنسرسیومهای بینالمللی با سرمایهگذاری شرکتهای غربی انجام میشود و تحریمها مشارکت ایران را دشوار کرده است»، در نتیجه ایران وابستگی کمتری به این کابلها دارد.
تعمیرات: زمانبر، پرهزینه و وابسته به شرایط میدان
تعمیر کابلهای زیردریایی فرایندی پیچیده است. فقط ۶۳ کشتی تخصصی در جهان برای این کار وجود دارد و در خاورمیانه فقط ۲ تا ۴ کشتی فعالاند.
این فرایند حداقل ۴۰ روز زمان میبرد و هزینهای بین ۱ تا ۳میلیون دلار دارد. در شرایط جنگی، این زمان میتواند به چند ماه افزایش یابد، بهویژه اگر دسترسی به مناطق آسیبدیده محدود باشد.
حتی در برخی برآوردها، فراهم شدن شرایط برای آغاز عملیات پاکسازی و تعمیر ممکن است تا شش ماه طول بکشد.
اما چالشها فقط فنی نیست. در شرایطی که تنشها در تنگه هرمز افزایش یافته است، گزارشها به اقداماتی مانند مینگذاری سپاه در این گذرگاه نیز اشاره کردهاند که میتواند عملاً عبور کشتیهای تعمیراتی را با خطر جدّی مواجه کند یا حتی آن را بهطور کامل متوقف سازد.
فراتر از کشورهای خلیج فارس، این زیرساخت بر کشورهایی مانند هند نیز اثرگذار است. هند، یکی از بزرگترین بازارهای دیجیتال جهان، وابستگی زیادی به این اتصالات برای تأمین خدمات اینترنتی، رایانش ابری، و پرداختهای دیجیتال دارد.
در واکنش به این آسیبپذیری، گزینههایی برای کاهش وابستگی به مسیرهای زیردریایی مطرح شده است. یکی از این گزینهها توسعهٔ شبکههای خشکی است که دادهها را از طریق خاک چند کشور منتقل میکنند.
اما این مسیرها خود با چالشهای پیچیدهای مواجهاند، مانند نیاز به عبور از مرزهای متعدد، قوانین متنوع حاکمیتی، هزینههای گزافتر ساخت، الزامات حقوقی، و همچنین مسائل مربوط به حاکمیت داده و امنیت ملی.
علاوه بر این گزینهها، اینترنت ماهوارهیی مدار پایین مانند استارلینک نیز یکی از راهکار پشتیبان است. این نوع خدمات میتوانند سرعتی در حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ مگابیت بر ثانیه برای کاربران فراهم کنند، اما توان رقابت با ظرفیت عظیم کابلهای فیبر نوری را ندارند.
در نهایت، آنچه در حال شکلگیری است فقط بحران منطقهیی نیست، بلکه تغییر ماهیت رقابت ژئوپلیتیک است. تنگهٔ هرمز دیگر فقط مسیر انتقال نفت نیست، بلکه یکی از حیاتیترین مسیرهای انتقال داده در جهان است.
تهدید در تنگهٔ هرمز، همزمان با ناامنی در دریای سرخ، گلوگاه دوگانهای را شکل میدهد که میتواند نهتنها اقتصاد منطقه، بلکه زیرساخت دیجیتال جهان را تحت تأثیر قرار دهد.