Skip to content
آوریل 27, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • موج‌های عاطفی اجتماعی در سپهر سیاسی ایران: فراز و فرودِ گرایش به آقای رضا پهلوی
  • ایران
  • علوم اجتماعی
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

موج‌های عاطفی اجتماعی در سپهر سیاسی ایران: فراز و فرودِ گرایش به آقای رضا پهلوی

الف. هوش‌یار

سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

اگر بخواهیم صادقانه به سپهر سیاسی عمومی ایران نگاه کنیم، در سال‌های اخیر با نوعی ریتم نامنظم اما قابل‌تشخیص ‏روبه‌رو می‌شویم: لحظاتی از اوج‌گیری سریع احساسات جمعی، هم‌نوا شدن گسترده، و سپس فروکش‌هایی نسبتاً پرشتاب. جنبه‌های ‏مهمی از این پدیده را نمی‌توان صرفاً با مفاهیم کلاسیکِ «جنبش» یا ناجنبش توضیح داد. در اینجا یک چارچوب مفهومی ‏دیگر کارگشاست: «موج عاطفی»‏‎.‎

نظریهٔ موج‌های عاطفی
نقطهٔ عزیمت نظریهٔ موج‌های عاطفی فاصله گرفتن از تصور رایجی است که عاطفه را امری صرفاً فردی، لحظه‌ای، یا ‏‏«غیرعقلانی» می‌بیند. در سنّت جدید جامعه‌شناسی سیاسی- به‌ویژه در کارهای جیمز جاسپر (‏James Jasper‏)- رویکردهای ‏فرهنگی-عاطفی بخشی از کنش اجتماعی فهمیده می‌شود، نه حاشیهٔ آن. به بیان ساده‌تر، مردم فقط «بر اساس ‏محاسبه» و تعقل کنش نمی‌کنند؛ آنها بر اساس آنچه احساس می‌کنند، آنچه به آن دل‌بسته‌اند، و آنچه آنها را به دیگران پیوند ‏می‌دهد نیز عمل می‌کنند.‏

تعریف موج عاطفی
‏«موج عاطفی» را می‌توان چنین درک کرد:‏
فرایندی که در آن عواطفِ پراکنده و انباشتهٔ اجتماعی بر اثر یک محرک نمادین به هم متصل می‌شوند، به ‏آستانهٔ ظهور می‌رسند، در زمانی مشترک تجربه می‌شوند، و در مدتی کوتاه یا در میان‌مدت به نیرویی ‏جمعی بدل می‌شوند.‏
این تعریف چند عنصر کلیدی دارد:‏
‏●‏ عاطفه‌ها از قبل وجود دارند (انباشت)
‏●‏ یک نشانه یا رویداد آنها را به هم وصل می‌کند (تمرکز)
‏●‏ افراد از احساس مشترکِ خود و دیگران آگاه می‌شوند (هم‌زمانی)
‏●‏ این احساس ظهور عمومی پیدا می کند (تجلی)
‏●‏ و در نهایت فروکش می‌کند، اما اثرش را می‌گذارد (رسوب)

پنج مرحلهٔ موج عاطفی
‏۱. انباشت‏
جامعه حامل ذخایر عاطفی است: امید، خشم، ترس، نوستالژی، احساس بی‌قدرتی. اینها اغلب در زیر سطح روزمره باقی ‏می‌مانند. به بیان سارا احمد (‏Sara Ahmed‏)، عواطف «در گردش»‌اند- به موضوع‌ها می‌چسبند و آمادهٔ اتصال مجدد ‏می‌مانند.‏
‏۲. تمرکز نمادین‏
یک نشانه یا رویداد- یک چهره، یک واقعه، یک شعار- نقش نقطهٔ اتصال را بازی می‌کند. این نشانه لزوماً پیچیده نیست، ‏بلکه باید «قابل‌ انتقال» و «قابل‌ اشتراک» باشد.‏
‏۳. هم‌زمانی
در این مرحله افراد فقط احساس مشابه ندارند، بلکه آن را در آگاهی از حضور دیگران تجربه می‌کنند. این همان لحظه‌ای است که ‏‏«احساس عمومی» به «موج» تبدیل می‌شود. امیل دورکیم (‏Émile Durkheim‏) این وضع را نوعی «غلیان جمعی» ‏می‌نامد.‏
‏۴. اجرا‏
موج خودش را در کنش‌های قابل‌ مشاهده نشان می‌دهد: تجمع، بازنشر، هم‌خوانی، نمادسازی، یا حتی سبک گفتار.‏
در تحلیل رندال کالینز (‏Randall Collins‏) ، این مشاهده «انرژی عاطفی» تولید و آن را تقویت می‌کنن.‏
‏۵. فروکش و رسوب‏
هیچ موجی پایدار نمی‌ماند. اما فروکش به معنای پایان نیست، بلکه به معنای تبدیل شدن انرژی به حافظه، نماد، و ظرفیت موج‌های ‏بعدی است.‏

چرا این مدل برای ایران مهم است؟
در ایران چند ویژگی باعث می‌شود که عواطف بیشتر به‌شکل موجی ظاهر شوند:‏
‏●‏ انباشت زیاد احساسات در شرایط محدودیت بیان
‏●‏ سنّت‌های قویِ تجمع و سوگواری
‏●‏ شکاف میان نیاز به تغییر و امکان‌های محدود آن
‏●‏ نقش فزایندهٔ رسانه‌های شبکه‌ای در هم‌زمان‌سازی احساسات

‏در نتیجه، جامعه نه به‌صورت خطی، بلکه به‌صورت ریتم‌های موجی حرکت می‌کند.‏

یک نمونهٔ معاصر: موج گرایش به آقای رضا پهلوی
با این چارچوب می‌توان به یکی از پدیده‌های اخیر نگاه کرد: گرایشی که حول آقای رضا پهلوی شکل گرفت و در مقطعی به‌عنوان امکان سیاسی برجسته شد. هدف از این مثال ‏قضاوت کردن نیست، بلکه نشان دادن کارکرد این الگو است.‏

‏۱. انباشت عاطفی‏
این موج بر بستری از احساسات شکل گرفت:‏
‏●‏ خستگی از وضع موجود
‏●‏ حس بی‌آیندگی
‏●‏ تمایل به «یک راه خروج»
‏●‏ نیاز به یک ویژن ساده برای تغییر

‏اینها همان ذخایر عاطفی‌ای بودند که منتظر نقطهٔ اتصال بود.‏

‏۲. تمرکز نمادین‏
آقای رضا پهلوی در اینجا به یک «نشانهٔ جمع‌کننده» بدل شد:‏
‏●‏ یک نام آشنا
‏●‏ حامل نوستالژی برای بخشی از جامعه
‏●‏ ساده و قابل‌فهم در روایت
‏●‏ قابل فرافکنی برای امیدهای متنوع‏

به بیان مایکل مافزولی (‏Michel Maffesoli‏)، این یک نوقبیله‏ ‏ یا جماعت عاطفی است: پیوندی بر اساس حس و عاطفهٔ ‏مشترک، نه برنامهٔ منسجم.‏

‏۳. شتاب رسانه‌ای
در این مرحله رسانه‌های پُرمخاطب و شبکه‌های اجتماعی همسو با آن نقش تعیین‌کننده پیدا کردند:‏
‏●‏ تقویت احساس «لحظهٔ تاریخی»
‏●‏ برجسته‌سازی نمادها و نشانه‌های حمایت
‏●‏ شکل‌گیری نوعی هم‌زمانی احساسی

‏در دیدگاه زی‌زی پاپاچاریسی‎ (Zizi Papacharissi‎‏)، این «عمومیت عاطفی» است که از طریق روایت‌های رسانه‌یی ‏و دیجیتال ساخته می‌شود.‏

‏۴. اوج موج‏
ویژگی‌های آشنای موج در اوجش چنین دیده می‌شود:‏
‏●‏ احساس فراگیری
‏●‏ احساس قطعیت و کاهش تردید
‏●‏ ساده‌سازی پیچیدگی‌ها
‏●‏ افزایش بیان عمومی حمایت‌ها

‏این همان لحظه‌ای است که موج خودش را به‌عنوان «واقعیت اجتماعی» به نمایش می‌گذارد.‏

‏۵. نقطهٔ عطف: تصور برون‌سپاری تغییر
در بخشی از این موج ایده‌ای شکل گرفت: امکان تغییر از بیرون، با تکیه بر قدرت‌های خارجی. این ایده در سطح عاطفی ‏جذاب بود: وعدهٔ سرعت و کاهش هزینهٔ درونی برای رسیدن به هدف‌های اجتماعی می‌داد و خروج سریع از بن‌بست به نظر می‌رسید. ‏اما حاوی تناقضی بود که به شکافی جدّی بین دو پدیده اشاره کرد:‏
‏●‏ انرژی عاطفی؟؟؟
و
‏●‏ پیچیدگی‌های واقعی ژئوپلیتیک

‏در واقع، انرژی عاطفی انباشت‌شده بخش بزرگی از جامعه را به‌سمت دعوت به یک مداخلهٔ نظامی می‌کشد که با ‏توجه به واقعیت‌های پیچیدهٔ ژئوپلیتیک موجود در میدان جنگ، توان برآوردن خواست این بخش از جامعه را ندارد و در ‏اساس با آن در تناقض قرار می‌گیرد. ‏

‏۶. نقطهٔ چرخش: تجربهٔ جنگ‏
در پی بروز تهدیدها و و بعد واقعیت وقوع جنگ، رژیم عاطفی تغییر کرد: از امید به ترس، از هیجان به نگرانی، از آینده‌نگری به بقا. ‏در این نقطه همان عاطفه‌ای که موج را بالا برده بود جهتش را عوض کرد.‏

‏۷. فروکش سریع‏
نتیجه ریزش سریع بود: کاهش مشارکت، اُفت هم‌زمانی، بازگشت تردیدها. در چارچوب نظری:‏
‏●‏ انرژی عاطفی تثبیت نشده بود
‏●‏ به سازمان و برنامهٔ عملی واقع بینانه تبدیل نشده بود
‏●‏ و در برابر شوک واقعیت دوام نیاورد.‏

جمع‌بندی
این مثال نشان می‌دهد که موج‌های عاطفی می‌توانند بسیار قدرتمند باشند، اما لزوماً پایدار نیستند. و بدون ترجمه به هر گونه ‏ساختار پایداری به‌سرعت فروکش می‌کنند. در عین حال، باید توجه داشت که حتی موج‌های فروکش‌کرده نیز بی‌اثر نیستند؛ ‏آنها حافظه، زبان، و امکان موج‌های بعدی را می‌سازند.‏

اگر بخواهیم اهمیت این نظریه را در یک جمله خلاصه کنیم: درک سیاست در ایران بدون فهم منطق موج‌های عاطفی دشوار ‏است. و مثال گرایش به آقای رضا پهلوی نشان می‌دهد که چگونه موج می‌تواند:‏
‏●‏ از دل احساسات واقعی شکل بگیرد،
‏●‏ حول یک نماد متمرکز شود،
‏●‏ به‌سرعت اوج بگیرد، و
‏●‏ در مواجهه با واقعیت تغییر مسیر دهد یا فروکش کند.‏

این نه استثنا، بلکه یکی از الگوهای اصلی پویایی اجتماعی در ایران معاصر است و لازم به نظر می‌رسد که آن را در تحولات ‏سیاسی اجتماعی آینده مدّ نظر قرار داد.‏


منابع:

Ahmed, S. (2004). The Cultural Politics of Emotion. Edinburgh: Edinburgh University ‎Press.‎
Collins, R. (2004). Interaction Ritual Chains. Princeton: Princeton University Press.‎
Durkheim, É. (1912/1995). The Elementary Forms of Religious Life. New York: Free ‎Press.‎
Goodwin, J., Jasper, J. M., & Polletta, F. (Eds.). (2001). Passionate Politics: Emotions ‎and Social Movements. Chicago: University of Chicago Press.‎
Jasper, J. M. (1998). The emotions of protest: Affective and reactive emotions in and ‎around social movements. Sociological Forum, 13(3), 397–424.‎
Maffesoli, M. (1996). The Time of the Tribes: The Decline of Individualism in Mass ‎Society. London: Sage.‎
Papacharissi, Z. (2015). Affective Publics: Sentiment, Technology, and Politics. Oxford: ‎Oxford University Press.‎

محمد سعید ذکایی. (۱۳۹۸). عواطف در جامعه و فرهنگ ایرانی. انتشارات آگاه.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ابهام در برگزاری مذاکرات پاکستان؛ ایران می‌گوید «برای رو کردن کارت‌های جدید در میدان نبرد آماده» شده‌ است
Next: از ساده‌سازی امر براندازی تا ابتذال امر سیاسی
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved