الف. هوشیار
سهشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
اگر بخواهیم صادقانه به سپهر سیاسی عمومی ایران نگاه کنیم، در سالهای اخیر با نوعی ریتم نامنظم اما قابلتشخیص روبهرو میشویم: لحظاتی از اوجگیری سریع احساسات جمعی، همنوا شدن گسترده، و سپس فروکشهایی نسبتاً پرشتاب. جنبههای مهمی از این پدیده را نمیتوان صرفاً با مفاهیم کلاسیکِ «جنبش» یا ناجنبش توضیح داد. در اینجا یک چارچوب مفهومی دیگر کارگشاست: «موج عاطفی».
نظریهٔ موجهای عاطفی
نقطهٔ عزیمت نظریهٔ موجهای عاطفی فاصله گرفتن از تصور رایجی است که عاطفه را امری صرفاً فردی، لحظهای، یا «غیرعقلانی» میبیند. در سنّت جدید جامعهشناسی سیاسی- بهویژه در کارهای جیمز جاسپر (James Jasper)- رویکردهای فرهنگی-عاطفی بخشی از کنش اجتماعی فهمیده میشود، نه حاشیهٔ آن. به بیان سادهتر، مردم فقط «بر اساس محاسبه» و تعقل کنش نمیکنند؛ آنها بر اساس آنچه احساس میکنند، آنچه به آن دلبستهاند، و آنچه آنها را به دیگران پیوند میدهد نیز عمل میکنند.
تعریف موج عاطفی
«موج عاطفی» را میتوان چنین درک کرد:
فرایندی که در آن عواطفِ پراکنده و انباشتهٔ اجتماعی بر اثر یک محرک نمادین به هم متصل میشوند، به آستانهٔ ظهور میرسند، در زمانی مشترک تجربه میشوند، و در مدتی کوتاه یا در میانمدت به نیرویی جمعی بدل میشوند.
این تعریف چند عنصر کلیدی دارد:
● عاطفهها از قبل وجود دارند (انباشت)
● یک نشانه یا رویداد آنها را به هم وصل میکند (تمرکز)
● افراد از احساس مشترکِ خود و دیگران آگاه میشوند (همزمانی)
● این احساس ظهور عمومی پیدا می کند (تجلی)
● و در نهایت فروکش میکند، اما اثرش را میگذارد (رسوب)
پنج مرحلهٔ موج عاطفی
۱. انباشت
جامعه حامل ذخایر عاطفی است: امید، خشم، ترس، نوستالژی، احساس بیقدرتی. اینها اغلب در زیر سطح روزمره باقی میمانند. به بیان سارا احمد (Sara Ahmed)، عواطف «در گردش»اند- به موضوعها میچسبند و آمادهٔ اتصال مجدد میمانند.
۲. تمرکز نمادین
یک نشانه یا رویداد- یک چهره، یک واقعه، یک شعار- نقش نقطهٔ اتصال را بازی میکند. این نشانه لزوماً پیچیده نیست، بلکه باید «قابل انتقال» و «قابل اشتراک» باشد.
۳. همزمانی
در این مرحله افراد فقط احساس مشابه ندارند، بلکه آن را در آگاهی از حضور دیگران تجربه میکنند. این همان لحظهای است که «احساس عمومی» به «موج» تبدیل میشود. امیل دورکیم (Émile Durkheim) این وضع را نوعی «غلیان جمعی» مینامد.
۴. اجرا
موج خودش را در کنشهای قابل مشاهده نشان میدهد: تجمع، بازنشر، همخوانی، نمادسازی، یا حتی سبک گفتار.
در تحلیل رندال کالینز (Randall Collins) ، این مشاهده «انرژی عاطفی» تولید و آن را تقویت میکنن.
۵. فروکش و رسوب
هیچ موجی پایدار نمیماند. اما فروکش به معنای پایان نیست، بلکه به معنای تبدیل شدن انرژی به حافظه، نماد، و ظرفیت موجهای بعدی است.
چرا این مدل برای ایران مهم است؟
در ایران چند ویژگی باعث میشود که عواطف بیشتر بهشکل موجی ظاهر شوند:
● انباشت زیاد احساسات در شرایط محدودیت بیان
● سنّتهای قویِ تجمع و سوگواری
● شکاف میان نیاز به تغییر و امکانهای محدود آن
● نقش فزایندهٔ رسانههای شبکهای در همزمانسازی احساسات
در نتیجه، جامعه نه بهصورت خطی، بلکه بهصورت ریتمهای موجی حرکت میکند.
یک نمونهٔ معاصر: موج گرایش به آقای رضا پهلوی
با این چارچوب میتوان به یکی از پدیدههای اخیر نگاه کرد: گرایشی که حول آقای رضا پهلوی شکل گرفت و در مقطعی بهعنوان امکان سیاسی برجسته شد. هدف از این مثال قضاوت کردن نیست، بلکه نشان دادن کارکرد این الگو است.
۱. انباشت عاطفی
این موج بر بستری از احساسات شکل گرفت:
● خستگی از وضع موجود
● حس بیآیندگی
● تمایل به «یک راه خروج»
● نیاز به یک ویژن ساده برای تغییر
اینها همان ذخایر عاطفیای بودند که منتظر نقطهٔ اتصال بود.
۲. تمرکز نمادین
آقای رضا پهلوی در اینجا به یک «نشانهٔ جمعکننده» بدل شد:
● یک نام آشنا
● حامل نوستالژی برای بخشی از جامعه
● ساده و قابلفهم در روایت
● قابل فرافکنی برای امیدهای متنوع
به بیان مایکل مافزولی (Michel Maffesoli)، این یک نوقبیله یا جماعت عاطفی است: پیوندی بر اساس حس و عاطفهٔ مشترک، نه برنامهٔ منسجم.
۳. شتاب رسانهای
در این مرحله رسانههای پُرمخاطب و شبکههای اجتماعی همسو با آن نقش تعیینکننده پیدا کردند:
● تقویت احساس «لحظهٔ تاریخی»
● برجستهسازی نمادها و نشانههای حمایت
● شکلگیری نوعی همزمانی احساسی
در دیدگاه زیزی پاپاچاریسی (Zizi Papacharissi)، این «عمومیت عاطفی» است که از طریق روایتهای رسانهیی و دیجیتال ساخته میشود.
۴. اوج موج
ویژگیهای آشنای موج در اوجش چنین دیده میشود:
● احساس فراگیری
● احساس قطعیت و کاهش تردید
● سادهسازی پیچیدگیها
● افزایش بیان عمومی حمایتها
این همان لحظهای است که موج خودش را بهعنوان «واقعیت اجتماعی» به نمایش میگذارد.
۵. نقطهٔ عطف: تصور برونسپاری تغییر
در بخشی از این موج ایدهای شکل گرفت: امکان تغییر از بیرون، با تکیه بر قدرتهای خارجی. این ایده در سطح عاطفی جذاب بود: وعدهٔ سرعت و کاهش هزینهٔ درونی برای رسیدن به هدفهای اجتماعی میداد و خروج سریع از بنبست به نظر میرسید. اما حاوی تناقضی بود که به شکافی جدّی بین دو پدیده اشاره کرد:
● انرژی عاطفی؟؟؟
و
● پیچیدگیهای واقعی ژئوپلیتیک
در واقع، انرژی عاطفی انباشتشده بخش بزرگی از جامعه را بهسمت دعوت به یک مداخلهٔ نظامی میکشد که با توجه به واقعیتهای پیچیدهٔ ژئوپلیتیک موجود در میدان جنگ، توان برآوردن خواست این بخش از جامعه را ندارد و در اساس با آن در تناقض قرار میگیرد.
۶. نقطهٔ چرخش: تجربهٔ جنگ
در پی بروز تهدیدها و و بعد واقعیت وقوع جنگ، رژیم عاطفی تغییر کرد: از امید به ترس، از هیجان به نگرانی، از آیندهنگری به بقا. در این نقطه همان عاطفهای که موج را بالا برده بود جهتش را عوض کرد.
۷. فروکش سریع
نتیجه ریزش سریع بود: کاهش مشارکت، اُفت همزمانی، بازگشت تردیدها. در چارچوب نظری:
● انرژی عاطفی تثبیت نشده بود
● به سازمان و برنامهٔ عملی واقع بینانه تبدیل نشده بود
● و در برابر شوک واقعیت دوام نیاورد.
جمعبندی
این مثال نشان میدهد که موجهای عاطفی میتوانند بسیار قدرتمند باشند، اما لزوماً پایدار نیستند. و بدون ترجمه به هر گونه ساختار پایداری بهسرعت فروکش میکنند. در عین حال، باید توجه داشت که حتی موجهای فروکشکرده نیز بیاثر نیستند؛ آنها حافظه، زبان، و امکان موجهای بعدی را میسازند.
اگر بخواهیم اهمیت این نظریه را در یک جمله خلاصه کنیم: درک سیاست در ایران بدون فهم منطق موجهای عاطفی دشوار است. و مثال گرایش به آقای رضا پهلوی نشان میدهد که چگونه موج میتواند:
● از دل احساسات واقعی شکل بگیرد،
● حول یک نماد متمرکز شود،
● بهسرعت اوج بگیرد، و
● در مواجهه با واقعیت تغییر مسیر دهد یا فروکش کند.
این نه استثنا، بلکه یکی از الگوهای اصلی پویایی اجتماعی در ایران معاصر است و لازم به نظر میرسد که آن را در تحولات سیاسی اجتماعی آینده مدّ نظر قرار داد.
منابع:
Ahmed, S. (2004). The Cultural Politics of Emotion. Edinburgh: Edinburgh University Press.
Collins, R. (2004). Interaction Ritual Chains. Princeton: Princeton University Press.
Durkheim, É. (1912/1995). The Elementary Forms of Religious Life. New York: Free Press.
Goodwin, J., Jasper, J. M., & Polletta, F. (Eds.). (2001). Passionate Politics: Emotions and Social Movements. Chicago: University of Chicago Press.
Jasper, J. M. (1998). The emotions of protest: Affective and reactive emotions in and around social movements. Sociological Forum, 13(3), 397–424.
Maffesoli, M. (1996). The Time of the Tribes: The Decline of Individualism in Mass Society. London: Sage.
Papacharissi, Z. (2015). Affective Publics: Sentiment, Technology, and Politics. Oxford: Oxford University Press.
محمد سعید ذکایی. (۱۳۹۸). عواطف در جامعه و فرهنگ ایرانی. انتشارات آگاه.