مجتبی نجفی
سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
آفرین بر علی قمصری.
در نیروگاه برق دماوند در اعتراض به اراده برای ویرانی زیرساختهای کشور ساز میزند. یک بار دیگر هنر در مقام عالیترین زبان بشری علیه جنگ و ویرانی بهپا خاسته. یک روز سازها علیه استبداد بود و امروز علیه جنگ است و استبداد و جنگ شانهبهشانه همدیگر ایرانی میکُشند.
این ساز و این اراده تداوم مقاومت مدنی علیه ویرانیطلبان ایران است. شبها اعدام است، روزها بمباران. و این قصهٔ تلخ ملتی است که از این سو و آن سو کشته میدهد. و این بار کلیّت زیرساختهای اقتصادی، فرهنگی، و اجتماعیاش، بخوانید کلیت ایران، هدف قرار گرفته شده.
آفرين به هنرمندی که در تباهی اپوزیسیون خودفروختهٔ جنگطلب، در مقام یک ایرانی، با قدرتِ ساز و هنر مردمی به تقابل با بمبهای چندتُنی رفته تا فردا نگویند بر این خاک و مردمش تیر کشیدند، تعرض کردند، و همگان ساکت بودند. سازی که روزی با ارادهٔ هنرمندان این دیار علیه استبداد نواخته شد شایسته است علیه جنگ هم کوک شود، زیرا که هر دو زیرساختهای انسانی و اقتصادی و فرهنگی ما را هدف قرار دادهاند.
امروز تحلیلگران سیاسی وابسته به اپوزیسیونی که مزوّرانه جنگ نقطهیی و آزادیبخش را در قالب التماس از رئیسجمهور آمریکا طلب میکردند در حال عقبنشینی از مواضع قبلیشان هستند، اما ما، همانطور که زخمهای استبداد را فراموش نکردیم، بیانیههای دعوتتان را فراموش نمیکنیم.
برای رئیسجمهور ترامپ نوشتم ممنون از کمکهایتان. صرف شد. به خیر تو امید نیست، شرّ مَرسان. و البته که تبعات شرّ او در امتداد شرّ استبداد تداوم دارند. خانهٔ ما ایران در آتش و خون است و زیرساختهایی که با عرق جبین همین شهروندان ساخته شدند در حال ویرانی و سرزمین زیبایی که در حال سوختن است. زبان در کام بگیرید. ما آخرِ تلخ این سناریوی زهرآگین را هشدار داده بودیم و شما باز خواستید و خواستید. تا دیروز که ترامپ گفت به درخواست خودِ ایرانیها در حال بمبارانم.
تاریخ صدامها را از یاد نخواهد برد و البته که چلبیها را هم. زیرا که اینجا سرزمین ستارخان است. وقتی زنِ گرسنه با فرزندش به او گفت «خاک میخوریم و خاک نمیدهیم»، گریست و گریست و گریست.
از کانال تلگرام نویسنده