ف. کنجکاو
سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
در هفتهٔ اول فروردین در خبرها بود که رحیم نادعلی، معاون فرهنگی هنری سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ، در ویدئویی رسمی در صدا و سیما از راهاندازی پویشی به نام «رزمندگان مدافع وطن برای ایران» خبر داد. او از شهروندان تهرانی، از جمله نوجوانان ۱۲ سال به بالا، دعوت کرد که برای فعالیتهای نظامی و امنیتی داوطلب شوند. نادعلی بهصراحت اعلام کرد که از کودکان ۱۲ و ۱۳ساله در حوزههای عملیاتی مانند گشتهای اطلاعاتی، تور ایست و بازرسی، و گشتهای عملیاتی در سطح شهر تهران استفاده خواهد شد.
این سخنان علاوه بر انتشار در رسانههای داخلی، در رسانههای فارسیزبان خارج از ایران نیز بازتاب پیدا کرد. معلمها و کنشگران صنفی حقوق آموزشی کودکان بیدرنگ علیه استفاده از کودکان در جنگ واکنش نشان دادند.
یونیسف، صندوق کودکان سازمان ملل متحد، در یادداشتی در شبکهٔ اجتماعی ایکس از بهکارگیری کودکان در ایستهای بازرسی در ایران ابراز نگرانی کرد.
در این یادداشت آمده است: «یونیسف گزارشهایی از پویشهای بسیج [عمومی] در ایران دریافت کرده است که شامل کودکان نیز میشود، و همچنین کار کردن کودکان در ایستهای بازرسی. ما از جمهوری اسلامی ایران میخواهیم هرگونه به خدمت گرفتن کودکان را متوقف کند. بهکارگیری کودکان و استفاده از کودکان در نیروها یا گروههای مسلح نقض فاحش و جدّی حقوق کودکان است.»
طبق گزارش «خبر شامگاهی» سیمای جمهوری اسلامی، «علیرضا رحیمی، دبیر شورای عالی جوانان و نوجوانان کشور، از جوانان و چهرههای فرهنگی، هنری، و ورزشی دعوت کرد که برای تشکیل زنجیرهٔ انسانی در اطراف نیروگاههای برق کشور در ساعت ۱۴ [روز سهشنبه] حضور پیدا کنند.»
رحیمی در پیامی تلویزیونی گفت: «من از همهٔ جوانان، ورزشکاران، هنرمندان، بچههای دانشجو و دانشگاهی و اساتیدمون دعوت میکنم سهشنبه ساعت ۲ ظهر دور نیروگاههایی که داشته و سرمایهٔ ملی ما هستند… جمع بشن.»
موضوع کودکسربازها و بهکارگیری کودکان و نوجوانان در درگیریهای نظامی و به خدمت گرفتن آنها در نیروهای مسلح از موضوعهایی است که همیشه دغدغهٔ مدافعان حقوق بشر و حقوق کودکان بوده است.
در مهر ۱۴۰۳، پگاه آهنگرانی، فیلمساز و بازیگر ایرانی، مستند «کودکسرباز، روایتی ناشنیده از کودکسربازان جنگ ایران و عراق» را با استفاده از تصاویر دیدهنشده و گفتوگو با چند کودکسرباز منتشر کرد.
موضوع این مستند بیشک بسیار آزاردهنده است. بسیاری از کودکانی که در این فیلم دیده میشوند در جریان جنگ کشته شدهاند. این مستند همچنین حاوی تصاویری از جراحتهای شدید، قطع عضو، کشتههای جنگ، و دیگر صحنههای دلخراش است.
بهکارگیری کودکسربازها از لحاظ اخلاقی بیشک آزاردهنده است، حتی اگر از این کودکان در بهاصطلاح جنگهای رهاییبخش استفاده شود. اما حقوق بینالمللی نیز در این مورد از لحاظ حقوقی حرفهایی دارد که شایان توجه است.
به خدمت گرفتن کودکسربازها در جنگ – بررسی حقوقی و اخلاقی با تأکید بر «جنگهای آزادیبخش»
پدیدهٔ درگیریهای مسلحانه در جهان معاصر صرفاً به رودررویی نیروهای نظامی بزرگسال محدود نمیشود، بلکه بهطور فزایندهای گروههای آسیبپذیر، بهویژه کودکان، را نیز درگیر ساخته است. در بسیاری از جنگهای داخلی و منطقهیی کودکان نهتنها قربانیان مستقیم خشونت جنگیاند، بلکه گاه بهعنوان مشارکتکنندهٔ فعال در قالب «کودکسرباز» نیز به کار گرفته میشوند که یکی از نگرانکنندهترین جلوههای نقض حقوق بشر در عصر حاضر است. (Wessells, 2006)
با وجود شکلگیری نظامهای حقوقی بینالمللی برای حمایت از کودکان، در برخی از جنبشهای مسلحانه، بهویژه آنهایی که خود را «جنگهای آزادیبخش» مینامند، استفاده از کودکان بهعنوان بخشی از نیروی انسانی و رزمنده همچنان دیده میشود. پرسشی اساسی که در این مورد پیش میآید این است که آیا ماهیت یا هدف مبارزه، هرچند با ادعای رهاییبخش بودن، میتواند بهکارگیری کودکان در درگیریهای مسلحانه را توجیه کند؟ (Drumbl, 2012)
این نوشته در پی آن است که با تکیه بر اسناد و قواعد حقوق بینالملل به بررسی وضعیت حقوقی استفاده از کودکسربازها بپردازد و مشخص سازد که آیا استثنایی برای جنگهای آزادیبخش در این مورد وجود دارد یا نه. همچنین، با بهرهگیری از رویکردهای اخلاقی و فلسفی سعی میکنیم جنبههای انسانی این پدیده را تحلیل کنیم.
در حقیقت، فرضیه یا نتیجهگیری اصلی این پژوهش مختصر این است که حقوق بینالملل معاصر بیش از پیش بهسمت منع مطلق استفاده از کودکان در مناقشههای مسلحانه حرکت کرده است و هیچ توجیهی، حتی در قالب مبارزات آزادیبخش، نمیتواند این منع قانونی را نقض کند.
چارچوب نظری
چارچوب نظری این پژوهش برای تحلیل پدیدهٔ کودکسربازان بر سه محور استوار است: حقوق بینالملل، تحلیل مفهوم مبارزهٔ آزادیبخش، و رویکردهای اخلاقی.
نخست، باید گفت که از منظر حقوقی مجموعهای از اسناد بینالمللی وجود دارد که بهطور مستقیم به مسئلهٔ مشارکت کودکان در جنگ پرداختهاند. در کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی آنها بهکارگیری کودکان زیر پانزده سال در درگیریهای مسلحانه ممنوع اعلام شده است. (Geneva Conventions, 1949/1977) این استاندارد بعدها با تصویب کنوانسیون حقوق کودک تقویت شد که بر ضرورت حمایت ویژه از کودکان در شرایط جنگی تأکید دارد. (United Nations, 1989) در پروتکل اختیاری سال ۲۰۰۰ دامنهٔ این محدودیتها گسترش داده شد و گروههای مسلح غیردولتی از بهکارگیری افراد زیر هجده سال تحت هر شرایطی منع شدند.(United Nations, 2000) علاوه بر این، اساسنامهٔ دیوان کیفری بینالمللی به خدمت گرفتن کودکان زیر پانزده سال را جنایت جنگی تعریف کرده است. (International Criminal Court, 1998)
دوم، مفهوم «جنگهای آزادیبخش» را باید بررسی کرد. این مفهوم ماهیتی سیاسی و نسبی دارد و تعریف آن بسته به دیدگاه طرفهای گوناگون متفاوت است. در حقوق بینالملل، مشروعیت یک گروه نه بر اساس عنوان آن، بلکه بر اساس رفتار آن سنجیده میشود. بنابراین، حتی اگر هدف جنگ مشروع و قانونی تلقی شود، استفاده از ابزارهای ناقض حقوق بشر، مانند بهکارگیری کودکسربازان، توجیهشدنی نخواهد بود. (Singer, 2006)
سوم، از منظر اخلاقی، استفاده از کودکان در جنگ با اصول بنیادین کرامت انسانی در تعارض است. در اخلاق کانتی، انسانها نباید بهعنوان وسیله مورد استفاده قرار گیرند و در نظریههای پیامدگرا نیز آسیبهای شدید ناشی از مشارکت کودکان در جنگ هرگونه توجیه این کار را زیر سؤال میبرد. (Drumbl, 2012)
نظریهٔ جنگ عادلانه نیز استفاده از کودکسربازها را مغایر با اصول این نظریه میداند.
تحلیل و بحث
یکی از مهمترین استدلالهایی که در دفاع از استفاده از کودکان در برخی جنبشهای مسلحانه مطرح میشود به شرایط خاص جنگهای آزادیبخش مربوط میشود. در این دیدگاه، زمانی که جامعهای تحت اشغال یا سرکوب قرار دارد، همهٔ اعضای آن، از جمله کودکان، بخشی از مقاومت تلقی میشوند. با این حال، این استدلال با چالشهای جدّی مواجه است.
نخست آنکه کودکان، بهدلیل نرسیدن به بلوغ فکری و روانی، توانایی تصمیمگیری آگاهانه و مستقل ندارند. حتی در مواردی که مشارکت آنان بهظاهر داوطلبانه است، این «رضایت» را نمیتوان واقعی در نظر گرفت. (Wessells, 2006)
دوم، پیامدهای ناگوار مشارکت در جنگ برای کودکان بسیار ماندگار و بلندمدت است. مطالعات نشان داده است که کودکسربازها با مشکلاتی همچون اختلالهای روانی، از جمله استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، و مشکلات و آسیبهای رفتاری مواجه میشوند.(Singer, 2006) این آسیبها نهتنها زندگی فردی کودکان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه بازگشت آنان به جامعه و ادغام مجدد در زندگی غیرنظامی را نیز دشوار میکند.
سوم، استفاده از کودکان در جنگ به تداوم چرخهٔ خشونت کمک میکند. کودکانی که در محیطهای خشونتآمیز رشد میکنند بیشتر در معرض تبدیل شدن به عاملان خشونت در آینده قرار میگیرند. (Drumbl, 2012)
از منظر حقوقی نیز، همانگونه که در چارچوب نظری اشاره شد، در حقوق بینالملل هیچ استثنایی برای استفاده از کودکسربازها وجود ندارد. حتی در جنگهای آزادیبخش گروههای مسلح موظف به رعایت قواعد حقوق انساندوستانهاند. (United Nations, 2000) بنابراین، استناد به مشروعیت هدف نمیتواند نقض قواعد بنیادین را توجیه کند.
جمعبندی
استفاده از کودکسربازان از منظر حقوقی، اخلاقی، و انسانی فاقد مشروعیت و شالودهٔ قانونی است. حقوق بینالملل معاصر، با اتکا به اسناد متعدد، بهطور فزایندهای بهسمت منع کامل مشارکت کودکان در مناقشههای مسلحانه حرکت کرده است. (International Criminal Court, 1998; United Nations, 2000)
علاوه بر این، مفهوم «مبارزهٔ آزادیبخش» بهدلیل ماهیت سیاسی و نسبیاش نمیتواند مبنایی برای توجیه نقض حقوق بنیادین کودکان باشد. حتی اگر هدف مبارزه مشروع و قانونی تلقی شود، استفاده از ابزارهایی که کرامت انسانی را نقض میکنند پذیرفته نیست. (Singer, 2006)
از منظر اخلاقی، کودکان باید بهعنوان قربانیان جنگ مورد حمایت قرار گیرند، نه اینکه بهعنوان ابزار جنگ به خدمت گرفته شوند.
در نهایت، باید تأکید کرد که تقویت سازوکارهای بینالمللی برای پیشگیری از بهکارگیری کودکسربازها و حمایت از قربانیان جنگ، بهویژه کودکان، ضروری است.
منابع:
Drumbl, M. A. (2012). Reimagining child soldiers in international law and policy. Oxford University Press.
International Criminal Court. (1998). Rome Statute of the International Criminal Court.
Singer, P. W. (2006). Children at war. University of California Press.
United Nations. (1989). Convention on the Rights of the Child.
United Nations. (2000). Optional Protocol to the Convention on the Rights of the Child on the involvement of children in armed conflict.
Wessells, M. (2006). Child soldiers: From violence to protection. Harvard University Press.
Geneva Conventions. (1949). Geneva Conventions of 12 August 1949.
Geneva Conventions. (1977). Additional Protocols to the Geneva Conventions.
International Labour Organization. (1999). Convention No. 182 on the Worst Forms of Child Labour.