`
اردشیر امیرارجمند
یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
اسرائیل و آمریکا دیگر چه باید بکنند که تاکنون نکردهاند تا مدافعانِ تجاوزِ آنها به میهنمان قانع شده و اقرار کنند که این اعمال جنایتکارانه نه برای نجات مردم ستمدیده از شرّ حکومت مستبد، بلکه صرفاً برای تضعیف و انهدام زیرساختهای کشور و تأمین منافع استراتژیک، اقتصادی و سیاسی بلندمدت خودشان است؟
قطعاً نظام حاکم بر این سرزمین همتراز با نام و اعتبار «ایران» و مردم سرفراز آن نیست، اما زیرساختها، صنایع فولاد و پتروشیمی، نیروگاهها، شبکههای مواصلاتی، صنایع دارویی، مدرسهها و خانههای مردم بیتردید همان «ایران» عزیز و سرمایهٔ ملیِ یگانه ایرانیان است. نباید فراموش کرد که درد و رنجِ مردمِ آسیبدیده نیز جزئی جداییناپذیر از پیکرهٔ همین ایران است.
این جنگ نیز سرانجام پایان خواهد یافت. اما کسانی که دشمن را به تجاوز و جنایت تشویق کردند نهتنها شریک این فجایع، بلکه مسئول تضعیف دستاوردهای جنبشهای مردمی و اخلال در فرایند «گذار دموکراتیک و خشونتپرهیز» از نظام موجود به نظامی مبتنی بر ارادهٔ مردم شناخته خواهند شد.
همانطور که انتظار میرفت، این جنگ در کنار تمام مصائبش فرصتی دوباره به نظام پوسیده داد تا در سایهٔ استقرار وضعیت جنگی با فراغ بال به سرکوب آزادیها ادامه دهد و هر صدای مخالف، منتقد، و عقلانی را به اتهام همسویی با دشمن خفه کند. مصداق بارز این مدعا واکنشها به یادداشت دکتر ظریف (با ۴۰ سال سابقه در عالیترین مدارج همین نظام) و عربدهکشیِ آن مداح حکومتی است، کسی که گستاخانه خودش را همزمان در مقام قانونگذار، قاضی، و مجری قرار داده و با تأکید بر ضمیر «من» آشکارا نشان میدهد که پیامد منطقیِ این چنین نظام و شیوه حکمرانی به کجا میانجامد.
بازتولید چرخهٔ گفتمانی و خشونتِ دهه شصت- که بسیاری از عوامل وقتِ آن سالها تلاش کردند از آن اعلام برائت کنند- اکنون کاملاً عیان است. مدافعان مداخلهٔ قدرتهای خارجی نباید سکوت کنند. اینها همگی پیامدهای همان سرابِ «مداخلهٔ بشردوستانه» است. باید از تاریخ عبرت گرفت.
یادداشت نویسنده در شبکه ایکس