نوشتهٔ آنتونی مورتی* در سیجیتیان
ترجمهٔ پیام – اندیشهٔ نو
چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
عصر (به وقت شرق آمریکا) سهشنبه ۱۸ فروردین به نظر میرسید دونالد ترامپ ضمن پذیرش آتشبس از تهدیدهایش برای محو کردن ایران از روی زمین عقبنشینی کرده است. اگرچه قابل درک است که اگر مردم نفس راحتی بشکند و از این تصمیم خوشحال باشند، اما واقعیت این است که هیچکس نمیتواند با اطمینان پیشبینی کند که رئیسجمهور آمریکا در مرحلهٔ بعدی چه کاری ممکن است بکند.
چرا؟ زیرا با گذشت هر روز از جنگی که آمریکا و اسرائیل با ایران آغاز کردهاند پُستهای رئیسجمهور ترامپ در رسانههای اجتماعی بیپرواتر میشود. فقط برای یک لحظه سخنان او را نادیده بگیرید و در عوض بر واقعیت تلخ تمرکز کنید: آیا این آتشبس واقعاً پابرجا خواهد ماند و جنگ را به پایان خواهد رساند؟
این جنگِ تقریباً شش هفتهیی پیامدهای زیادی در داخل آمریکا و سراسر جهان داشته است. بیایید با قیمت نفت شروع کنیم که بسیار افزایش یافته و از حدود ۷۰ دلار در هر بشکه در ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، روزی که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران آغاز شد، همین چند روز پیش به بیش از ۱۱۲ دلار در هر بشکه رسید. برای آمریکاییها این یعنی افزایش قیمت بنزین به بیش از ۴ دلار در هر گالن. شهروندان بسیاری از کشورهای دیگر نیز با همین مشکل در پمپ بنزین مواجهاند.
از جنبهای دیگر، رئیسجمهور ترامپ تاروپودی را که نگهدارندهٔ اتحاد غرب است بیش از پیش از بین برده است. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، مشارکت کشورش در جنگ در کنار آمریکا را رد کرده است. نبیل حاجلوی، یکی از سفیران فرانسه، این درگیری را «ناموجه و غیرقانونی» خوانده است. بریتانیا همچنان میگوید که آمریکا فقط میتواند از پایگاههای نظامی بریتانیا برای اقدامات دفاعی استفاده کند. و فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، گفته است که کشورش در «تشدید گسترده و بیپایان» خصومتها در خاورمیانه شرکت نخواهد کرد. از همهٔ اینها فقط یک نتیجه میتوان گرفت: نزدیکترین متحدان اروپایی آمریکا نمیخواهند در این رویارویی نظامی غیرضروری نقشی داشته باشند. با این حال، کاخ سفید همچنان بر این باور است که جنگ ضروری است.
در همین ارتباط، رئیسجمهور آمریکا یا از پذیرش این موضوع خودداری میکند یا اصلاً نمیداند که تحلیلگران متعددی بر این باورند که چین بهدلیل رویکرد و اظهارات معقولش شایستهٔ احترام بیشتری است. دولت چین همچنان بهدنبال برقراری آتشبس بهعنوان راهی برای گشودن دری بهسوی صلح پایدارتر در خاورمیانه است. علاوه بر این، موضع چین به این کشور اجازه داده است تا به صادرات نفت از طریق تنگهٔ هرمز ادامه دهد، اقدامی که تضمین میکند تولید کلی اقتصادی چین در مقایسه با کشورهای دیگر با موانع کمتری روبهرو شود.
بهعلاوه، جنگ آمریکا را از نظر مالی ضعیف کرده است. پرداخت هزینهٔ بیشتر برای بنزین به این معنی است که شهروندان آمریکایی بودجهٔ کمتری برای دیگر اقلام مورد نیاز خواهند داشت. در همین حال، طبق یک تخمین، آمریکا تقریباً ۸۹۰میلیون دلار در روز برای این درگیری هزینه میکند و فشار بیشتری بر کسری بودجهٔ ملی میآورد که اکنون از ۳۹تریلیون دلار عبور کرده است. اختصاص دادن منابع زیاد به جنگ همچین باعث میشود که تعهدهای این کشور به «صلح» در جاهای دیگر کاهش یابد. هزینههای مالی این جنگ سرانجام گریبان همه را خواهد گرفت؛ متأسفانه نسلهای آیندهٔ آمریکاییها کسانیاند که مجبور به پرداخت آن خواهند شد.
با وجود این، استراتژی رئیسجمهور آمریکا- و فرض بر این است که اساساً چنین استراتژیای وجود دارد- در گرداب تهدیدهای خطرناک علیه سلامت و ایمنی ایران گم شده است. تلاش برای پاسخ دادن به این سؤال که «ترامپ دارد چه میکند؟» بیهوده به نظر میرسد، زیرا در حال حاضر هیچ منطقی در کار نیست.

کمی بیش از دو دهه پیش بود که آمریکا در خاورمیانه وارد جنگ شد. هیچ فرد عاقلی نگفت که رئیسجمهور جورج دبلیو بوش میخواست تمدن عراق یا افغانستان را نابود کند. هیچ فرد عاقلی ادعا نکرد که رئیسجمهور میخواهد این دو کشور را تا سالهای نامعلومی غیرقابل سکونت کند.
با نگاهی سریع به سال ۲۰۲۶، افراد منطقی بر این باورند که نابودی و تخریب دقیقاً همان چیزی است که رئیسجمهور کنونی آمریکا در ایران بهدنبالش است. تطبیق این موضوع با «استثناگرایی» آمریکا غیرممکن است. به همین ترتیب، تطبیق این موضوع با بازگرداندن عظمت به آمریکا نیز غیرممکن است.
در هر صورت، مذاکرات صلح گام اول خوشایندی است. آنچه اکنون اهمیت دارد این است که آیا آمریکا در این مسیر باقی خواهد ماند و راهی برای خروج از این جنگ ناپایدار پیدا خواهد کرد یا نه.
* آنتونی مورتی (Anthony Moretti) مفسر ویژهٔ سیجیتیان، دانشیار گروه ارتباطات و رهبری سازمانی در دانشگاه رابرت موریس در آمریکاست. به نوشتهٔ سردبیر سیجیتیان، این مقاله منعکسکنندهٔ نظرات نویسنده است و نه لزوماً نظرات سیجیتیان یا دانشگاه رابرت موریس.