یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵
یک ماه از آغاز جنگ و قطع اینترنت در ایران میگذرد. پیش از آن هم در سرکوب خونین دی ۱۴۰۴ بار دیگر جمهوری اسلامی اینترنت را در تاریکی مطلق فرو برد تا صداهای مستقل شنیده نشوند. آن هم در مهمترین بزنگاه تاریخ که روایتگری مستقل بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد و تنها سنگر باقیمانده برای حفاظت از کرامت انسانی است.
اکنون و در شرایط جنگی، جامعه در تاریکی خبری فرو رفته و قطع اینترنت و دستکاری روایتها راه را برای انتشار قطرهچکانی و مهندسیشدهٔ اخبار هموار کرده است. در این انسداد ارتباطی، حتی رنج واقعی انسانها نیز به نفع اقتدارگرایان مصادره میشود.
این وضع را میتوان در بستر «پروپاگاندای هیبریدی» تعریف کرد. سازوکاری که در آن دستگاه قدرت با دستکاری اطلاعات و تضعیف اعتماد به نهادها حتی از رنج انسانها برای خودش اعتبار میسازد و سعی میکند روی گسلهای موجود در جامعه دست بگذارد و آنها را تحریک کند.
در غیاب چشمان ناظر و دوربینهای مستقل، تصویرِ خانه تخریبشده یک شهروند، آگاهانه از بستر اصلی خود جدا میشود تا به عنوان سندی برای حقانیت همان ساختاری به کار گرفته شود که صدای شهروندان را سرکوب میکند و از سوی دیگر اعتماد به رنج آن فرد نیز ناخوداگاه مخدوش میشود چراکه از کانال پروپاگاندا بیرون آمده است.
اینجاست که اهمیت حضور روایتگر مستقل روشن میشود. شاهدی که با ثبت واقعیتی که بر قربانی گذشته است و علت حقیقی رنج، اجازه نمیدهد فاجعه به نفع ماشین جنگی مصادره شود. سرکوب صداهای آزاد در زمان بحران، در واقع سلب مالکیت انسانها بر رنج خویش است. در فضای بسته، رنج شهروندان یا در سکوت دفن یا با روایتی همسو با دولت بازتعریف میشود.
روایتگری مستقل با پافشاری بر جزئیات انسانی و پرهیز از دوقطبیسازی، مانع از آن میشود که انسانها به مهرههایی بیجان در زمین بازی پروپاگاندا تبدیل شوند. این صداها با ثبت دقیق وقایع، اجازه نمیدهند قدرت حاکم یا هرآنکس که از این وضعیت سود میبرد، با استفاده از ابهام و انحصار تصویر، تاریخ را به سود خود بازنویسی کند.
اما آنچه امروز در ایران جریان دارد، لکنتِ روایتگری مستقل به معنای قربانی کردن حقیقت در پیشگاه مصلحت است. وقتی مستندنگاریِ بیطرفانه جرمانگاری شود، نهتنها امکان دادخواهی و بازخواست در آینده از بین میرود، بلکه جامعه نیز در برابر روایتهای واژگون بیدفاع میماند.
صیانت از روایت مستقل، در واقع دفاع از حق جامعه برای دیدن واقعیت، جدای از بازی دوقطبیسازی است. تلاشی برای اینکه درد و رنج یک انسان، در وضعیتی که او را به حاشیه رانده است یا از او استفاده ابزاری میکند، گم نشود.
اصل ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر میگوید که هر انسانی حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق شامل آزادی در جستوجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانهای و بدون محدودیتهای مرزی است.
در شرایطی که دسترسی به اینترنت محدود شده و روایتهای رسمی تلاش میکنند جای حقیقت را بگیرند، پافشاری بر جریان آزاد اطلاعات تنها راه دفاع از حقوق شهروندان است. تضمین داشتنِ رسانههای مستقل و دسترسی آزاد به اخبار، مانع از آن میشود که فجایع انسانی در سکوت و بیخبری تکرار شوند.
بدون آزادی بیان، رنجی که به افراد تحمیل شده نهتنها دیده نمیشود، بلکه ممکن است به ابزاری برای توجیه سیاستهایی تبدیل شود که در نهایت آزادی را بیشتر محدود میکنند.
برگرفته از کانال تلگرام اصل۲۰