محمد مالجو
جمعه ۷ فروردین ۱۴۰۵
حتی اگر ملاحظاتِ امنیتی را بپذیریم، الگوی «اینترنتِ جنگی» بیش از آن که صرفاً پاسخی اضطراری به تهدیدات باشد، به عاملی برای تعمیقِ شکافِ دولت و ملت بدل میشود.
مسئله از جایی آغاز میشود که دسترسی به اینترنت، بهجای آن که همچون حقی همگانی تعریف شود، در قالبِ امتیازی گزینشی بازتوزیع میشود. در چنین وضعیتی، شهروند نه خود را ذیحق بلکه محروم از حقی میبیند که به طرزی نابرابر به دیگران اعطا شده است.
این نابرابری، بیش از قطعِ کاملِ اینترنت، فرسایندۀ اعتماد است. قطعِ همگانی، هرچند پرهزینه و غیرانسانی، اما تجربهای مشترک میآفریند، حالآنکه دسترسیِ تبعیضآمیز اصولاً احساسِ بیعدالتی را به شکلی حادتر بازتولید میکند. وقتی بخشی از جامعه یا از طریقِ نزدیکی به قدرت یا از راه برخورداری از ثروت به اینترنتِ پایدار دسترسی دارد و بخشِ بزرگتری در وضعیتِ انقطاع و بیخبری باقی میماند، ادراکِ عمومی از دولت از یک نهادِ حافظِ منافعِ جمعی به سازوکاری برای توزیعِ امتیاز تغییر میکند.
افزون بر این، اینترنت در وضعیتِ جنگی فقط ابزارِ ارتباطی نیست بلکه مجرای اصلیِ دسترسی به اطلاعات و تفسیرِ رویدادها و شکلگیریِ داوریهای سیاسی نیز هست. محدودسازیِ نابرابرِ این مجرا به معنای نابرابری در فهمِ واقعیت است. چنین شکافی در ادراک اصولاً امکانِ گفتوگوی ملی را تضعیف میکند و هر دو سوی شکاف را در جهانهای تفسیری جداگانه فرو میبرد.
نهایتاً اینترنتِ جنگی، بهجای آن که به انسجامِ اجتماعی یاری رساند، با تبدیلِ حق به امتیاز اصلاً بیاعتمادی را تعمیق میبخشد و فاصلهای را که پیشتر در عرصههای دیگر شکل گرفته بود به حوزهای حیاتیتر گسترش میدهد: عرصۀ فهم و ارتباط.