محمد مالجو
دوشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۵
تهدید به هدفگرفتن نیروگاههای برق صرفاً تهدیدی نظامی نیست. تهدیدی است علیه بافت زندگی روزمره. در جامعۀ مدرن اصولاً برق یک «کالای زیرساختی» است که نهفقط تولید بلکه بازتولید اجتماعی را ممکن میسازد: از بیمارستانها و زنجیرۀ تأمین دارو تا شبکههای آبرسانی و حملونقل و ارتباطات و حتی اعتماد متقابل میان افراد.
نابودی این زیرساخت یعنی فروپاشی دفعی نظمی که کنش جمعی را ممکن میکند. زیرساختها همان بسترهایی نامرئیاند که روابط اجتماعی را شکل میدهند. وقتی برق از کار بیفتد نهفقط کارخانهها تعطیل میشوند بلکه قراردادهای نانوشتهای که زندگی را قابل پیشبینی میکنند نیز از هم میپاشند: نان بهموقع نمیرسد، بیمار درمان نمیشود، اطلاعات قطع میشود و نااطمینانی به قاعده بدل میگردد.
در چنین وضعی، جامعه وارد وضعیت «فرسایش شتابان» میشود، جایی که پیوندهای اجتماعی پیش از آن که بازسازی شوند فرو میریزند. اینجاست که سادهانگاری مدافعان تهاجم خارجی آشکار میشود: تصور این که میتوان به «نظام» ضربه زد بیآنکه «جامعه» آسیب ببیند نادیدهانگاری همین پیوستگی عمیق است. زیرساختها بیطرف نیستند. نابودیشان بیش از آن که قدرت سیاسی را هدف بگیرد ظرفیت زیست جمعی را تخریب میکند.