سانائه تاکائیچی (سمت چپ با لباس آبی)، نخستوزیر ژاپن، در دیدار با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در کاخ سفید. جی دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در سمت راست تصویر دیده میشود. اسفند ۱۴۰۴.
شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۵
سانائه تاکائیچی، نخستوزیر ژاپن، با «هدایای گرانقیمت» وارد واشنگتن شد، اما در مقابل «صورتحسابی طولانی» دریافت کرد. از تعهدهای عظیم سرمایهگذاری و خریدهای گستردهٔ انرژی گرفته تا تعهدهای مربوط به هزینههای دفاعی، تقریباً هر «وعده»ای که ژاپن به آمریکا داد با برچسب قیمتی مشخص همراه بود. در مقابل، آنچه آمریکا ارائه کرد در بهترین حالت مبهم بود.
این «نمایش سیاسی» پُرهزینه که نخستوزیر ژاپن به اجرا گذاشت نهتنها نامتوازن بودن عمیق در قلب بهاصطلاح اتحاد آمریکا و ژاپن را آشکار کرد، بلکه نگرانیهای فزایندهای را در داخل ژاپن برانگیخت.
آنچه در جریان سفر تاکائیچی بیش از همه توجهها را جلب کرد بستهٔ سرمایهگذاری به ارزش ۷۳میلیارد دلار بود. این بسته شامل ۴۰میلیارد دلار برای ساختن رآکتورهای هستهیی مدولار کوچک در تنسی و آلاباما و بیش از ۳۳میلیارد دلار سرمایهگذاری در نیروگاههای گاز طبیعی در پنسیلوانیا و تگزاس است. ژاپن در کنار تعهد سرمایهگذاری حدود ۳۶میلیارد دلاری که در ماه فوریه اعلام شد اکنون زیر فشار تعرفههای گمرکی دولت آمریکا متعهد به بیش از ۱۰۰میلیارد دلار سرمایهگذاری در آمریکا شده است.
در ظاهر، این اقدام «دستاورد» طرح موسوم به ابتکار سرمایهگذاری استراتژیک ژاپن-آمریکا معرفی میشود، اما در عمل بیشتر به «پول حفاظت» شباهت دارد که تاکائیچی به آمریکا پرداخت میکند. یادآوری محتوای این ابتکار قابل توجه است، چارچوبی که سال گذشته شکل گرفت و بر اساس آن ژاپن متعهد میشود تا سال ۲۰۲۹ مبلغ ۵۵۰میلیارد دلار «به دستور آمریکا» برای «بازسازی و گسترش صنایع اصلی آمریکا» سرمایهگذاری کند. طبق این توافق، طرف آمریکایی ۵۰درصد از بازده را پیش از جبران هزینهها و ۹۰درصد را پس از آن دریافت خواهد کرد. این شرایط باعث شده است که برخی در ژاپن آن را «معاهدهای نابرابر و تحقیرآمیز» توصیف کنند. هرچه تاکائیچی با قاطعیت بیشتری این توافق را پیش میبرد، فشار بر جامعهٔ ژاپن نیز بیشتر میشود.
در شرایطی که قیمتهای داخلی در حال افزایش است و ارزش ین ژاپن همچنان کاهش مییابد، اصرار تاکائیچی بر سرازیر کردن دههاتریلیون ین به زیرساختهای آمریکا به معنای انتقال ثروت ملی ژاپن برای حمایت از صنعتیسازی مجدد آمریکا است، مسیری که خطر گرفتار شدن ژاپن در بحران مالی و تضعیف پایههای صنعتی آن کشور را به همراه دارد. حتی در میان جریانهای راستگرای ژاپن نیز انتقادهایی مطرح شده و تاکائیچی به تبدیل کردن ژاپن به کشوری که «نمیتواند نه بگوید» متهم شده است؛ نخستوزیری که «به منافع ملی آسیب میزند.»
در حوزهٔ امنیتی، این روند حتی روشنتر است. ژاپن و آمریکا دربارهٔ توسعه و تولید مشترک موشکها و همچنین همکاری در حوزهٔ مواد معدنی حیاتی به توافق رسیدهاند، اما در عمل، ژاپن بار اصلی هزینههای تحقیق، توسعه، و تولید را بر عهده میگیرد و به کاهش بار آمریکا کمک میکند. تاکائیچی پیش از سفر به واشنگتن تلاش زیادی برای پیشبرد مباحث بودجهٔ در داخل انجام داد.
با این حال، لایحهٔ بودجه که هم از نظر حجم کلی و هم هزینههای دفاعی در بالاترین سطح قرار دارد، در مجلس نمایندگان ژاپن با سرعتی بیسابقه بررسی شد و موجی از انتقادها را در داخل کشور برانگیخت. بر اساس گزارش تویو کیزای، تاکائیچی حتی اعتبار سیاسیاش را برای فشار بر بلوک حاکم بهمنظور تصویب این بودجه به خطر انداخت.
در مورد مسئلهٔ خاورمیانه، که برای افکار عمومی ژاپن اهمیت دارد، تاکائیچی روابط سنّتی دوستانه ژاپن با ایران را نادیده گرفت و دولت ایران را علنی محکوم کرد. این در حالی است که طبق آخرین نظرسنجی آساهی شیمبون، حدود ۸۲درصد از رأیدهندگان ژاپنی از حملهٔ آمریکا به ایران حمایت نمیکنند.
تاکائیچی همچنین تلاش کرده است با ارائهٔ حمایتهای غیررزمی مانند پشتیبانی لجستیکی و اشتراکگذاری اطلاعات نوعی مصالحه برای جلب رضایت دولت ترامپ ایجاد کند. این رویکرد نهتنها قانون اساسی صلحطلب ژاپن و افکار عمومی داخلی را نادیده میگیرد، بلکه به معنای فاصله گرفتن از دیپلماسی متوازن این کشور در غرب آسیا نیز است.
در روابط با چین، رفتار تاکائیچی بیش از پیش ماهیت او را بهعنوان فرصتطلب سیاسی نشان میدهد. او اعلام میکند که ژاپن «برای انواع گفتوگو با چین آماده است» و روابط را «بهصورت آرام» بررسی کرده، اما در عمل هیچ اقدام مشخصی برای اصلاح مسیرش انجام نداده است.
افزون بر این، او تلاش کرده است خودش را در برابر آمریکا در موقعیتی «ضعیف» نشان دهد تا همدلی و حمایت جلب کند، در حالی که همزمان برای تعمیق همکاریهای نظامی-امنیتی در مذاکرات با آمریکا تلاش میکند تا حضور آمریکا را حفظ و اهرم فشار علیه چین را تقویت کند. این رویکرد «اتکا به آمریکا برای مهار کردن چین» کمکی به خروج ژاپن از چالشهای دیپلماتیک با همسایگانش نخواهد کرد.
بهروشنی میتوان دید که تلاش تاکائیچی برای حفظ «استحکام اتحاد آمریکا و ژاپن» در واقع به استفاده از آیندهٔ ژاپن و منافع مردم آن بهعنوان ابزار معامله در ازای تثبیت موقعیت و جلب حمایت سیاسی دولت آمریکا تبدیل شده است. رویکرد مطیعانهٔ ژاپن در تعامل با آمریکا ضعف دیپلماسی آن کشور در دوره تاکائیچی را نشان میدهد. یک رسانهٔ ژاپنی اشاره کرده است که دولت ترامپ مدتهاست نگاه تحقیرآمیزی به این «اتحاد» دارد و در برابر درخواستهای فزایندهٔ آمریکا برای «کمک بیشتر» ژاپن، تاکائیچی با انتخابهای دشواری مواجه خواهد شد. سیاست خارجی او در داخل نیز با انتقادهای شدید روبهرو شده است. در جریان سفر او به آمریکا، برخی شهروندان ژاپنی در برابر محل اقامت رسمی نخستوزیر در توکیو تجمع کردند و نگرانیشان را از سیاست خارجی و وضعیت نظامی کشور ابراز داشتند.
تاکائیچی در جریان رقابتهای انتخاباتی و پس از رسیدن به قدرت بارها از ایدهٔ «ژاپن قوی» سخن گفته است. اما از حزبهای مخالف و رسانهها گرفته تا حتی برخی صداها در درون اردوگاه حاکم هشدار دادهاند که این مسیر دیپلماتیک- یعنی کنار گذاشتن استقلال راهبردی و پیروی از آمریکا- کشور را بهسمت وضعیت خطرناکی سوق میدهد. این رویکرد نهتنها ژاپن را در مسیر افول قرار میدهد، بلکه ممکن است آن را به عاملی برای تضعیف صلح و ثبات منطقهیی تبدیل کند. در نهایت، بیشترین هزینهٔ این مسیر را مردم ژاپن پرداخت خواهند کرد.
برگرفته از خبرگزاری سیجیتیان