Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • واکنش تند ایران: چین صادرات جهانی نفت را متوقف کرد، در حالی که روسیه تهدید به قطع گاز می‌کند
  • اقتصادی
  • جهان
  • نوار متحرک

واکنش تند ایران: چین صادرات جهانی نفت را متوقف کرد، در حالی که روسیه تهدید به قطع گاز می‌کند

شمارش معکوس تولیدکنندگان نفت در غرب آسیا. بر اثر محدودیت عبور و مرور در تنگهٔ هرمز ممکن است ظرفیت ذخایر سوخت و نفت طی چند روز یا چند هفته تکمیل شود. منبع: جی‌پی‌ مورگان

تفسیری از پادکست شین فو

ترجمهٔ مینا آگاه – اندیشهٔ نو

سه‌شنبه ۲۶ اسفند ۱۴۰۴

ترامپ معتقد است نمرهٔ این جنگ ۱۵ از ۱۰ است و آمریکا مهمات نامحدود دارد و می‌تواند تا ابد بجنگد. اما اوضاع در حال ‏خارج شدن از کنترل است، زیرا ایران به‌هیچ‌وجه عقب‌نشینی نمی‌کند. ترامپ البته طرحی دارد تا جریان نفت از خاورمیانه را ‏دوباره برقرار کند. او می‌خواهد برای نفت‌کش‌ها اسکورت دریایی و پوشش بیمه‌یی فراهم کند. اما تردد در تنگهٔ هرمز ۹۰‏درصد کاهش یافته است. این طرح مؤثر نخواهد بود، چون کشتی‌ها درست در وسط حمله‌های متقابل ایران قرار می‌گیرند. کل ‏تنگهٔ هرمز عملاً به منطقهٔ ممنوعه تبدیل شده و هیچ ناخدای عاقلی حاضر نیست از آن عبور کند. ازدحام نفت‌کش‌ها عملاً ‏رو به افزایش است و سپاه پاسداران توانایی نظامی لازم برای بستن کل منطقه برای مدت نامحدود را دارد.‏
خطر بیش از حد زیاد است و این موضوع تولیدکنندگان نفت خلیج فارس را به وحشت انداخته است. برای مثال، عربستان ‏سعودی اکنون به‌سرعت تلاش دارد جریان نفت را به بندرهای ساحل دریای سرخ منتقل کند. اما متأسفانه برای محمد ‏بن سلمان این هم راه‌حل واقعی نیست. زیرساخت‌های ساحل دریای سرخ در مقایسه با تأسیسات نزدیک تنگهٔ هرمز بسیار کمتر ‏توسعه‌ یافته‌اند. علاوه بر آن، تأسیسات دریای سرخ نیز می‌توانند به‌راحتی از سوی ایران یا نیروهای نیابتی‌اش مثل حوثی‌ها ‏هدف قرار بگیرند.‏
بازارهای جهانی انرژی اکنون در حال شمارش معکوس روزانه‌اند. بانک جی‌پی مورگان مدت متوسط رسیدن به فاجعه ‏را ۲۵ روز از آغاز جنگ برآورد کرده است. اکنون ما در روز هفتم یا هشتم هستیم و زمان در حال سپری شدن است.‏
حتی بدون مشکل عربستان، تولیدکنندگان بزرگ منطقه در آستانهٔ تمام شدن ظرفیت ذخیره‌سازی انرژی‌شان هستند. آنها جایی ‏برای انتقال این حجم نفت ندارند و مخازنشان در حال پر شدن است. احتمالاً عراق به سقف ظرفیتش رسیده است. کویت، امارات، و ‏قطر حداکثر چند هفته دیگر ظرفیت دارند. حتی با انتقال نفت به دریای سرخ هم این زمان بسیار کوتاه است. در مورد قطر، ‏این کار حداکثر سه روز زمان به زمان می‌افزاید. آنها نیز دیر یا زود به نقطهٔ شکست می‌رسند. وقتی این اتفاق بیفتد، ‏چاره‌ای جز توقف تولید نفت ندارند. اگر تولید را متوقف نکنند، نفت واقعاً روی خیابان‌ها و روی شن‌های بیابان جاری خواهد ‏شد. راه‌اندازی مجدد چاه‌های نفت نیز زمان‌بر است و روزها یا حتی هفته‌ها طول می‌کشد. این فرایند فوری نیست.‏
حتی مارکو روبیو هم اعتراف کرده است که ایران توانایی جنگ طولانی را دارد. ایران می‌تواند تسلیحات، مهمات، و سلاح‌ تولید ‏کند، حتی بدون در نظر گرفتن کمک احتمالی روسیه یا چین. این یعنی ایران عملاً کنترل تنگهٔ هرمز را در دست دارد و ‏می‌تواند ۲۰درصد مصرف جهانی نفت را قطع کند.‏
برخی برآوردها می‌گویند ایران بیش از ۱۰۰ موشک در ماه تولید می‌کند، در حالی که فقط ۶ یا ۷ موشک رهگیر در ماه ‏ساخته می‌شود. علاوه بر آن، ایران هزاران پهپاد انتحاری نیز دارد.‏
مسئلهٔ‌ مهم این است که چنین وضعی جهان را به‌شدت وابسته به منابع دیگر انرژی می‌کند و به کشورهای صادرکنندهٔ ‏انرژی اهرم قدرت بسیار بزرگی می‌دهد. یکی از برندگان قطعی ایالات متحد آمریکا است، چون صادرکنندهٔ بزرگ گاز است و ‏می‌تواند گاز طبیعی مایع‌شده (‏LNG)‏ گران‌قیمت به اروپا بفروشد.‏
اما یک بازیگر بزرگ دیگر در بازار انرژی وجود دارد: چین. دولت چین اکنون به پالایشگاه‌های بزرگ آن کشور دستور داده است که صادرات ‏فراورده‌های نفتی مثل دیزل و بنزین را متوقف کنند. این تغییر بزرگی است و نشان می‌دهد در سراسر آسیا رقابتی برای تأمین ‏انرژی داخلی در جریان است.‏
چین خودروهای برقی زیادی دارد، اما هنوز خودروهای بنزینی و دیزلی زیادی هم دارد. بنابراین می‌خواهد برای کمبود ‏احتمالی انرژی آماده شود. اما مهم‌تر از آن، دولت چین می‌خواهد اهرم انرژی در این بازی بزرگ در اختیار داشته باشد.‏
رقیبان صنعتی اصلی چین در آسیا ژاپن و کره جنوبی‌اند و هر دو اکنون در مشکل جدّی قرار دارند. برای مثال، ژاپن حدود ‏‏۸۰درصد نفت مورد نیازش را از خاورمیانه تأمین می‌کند. بنابراین، پایهٔ صنعتی آن کشور در خطر قرار گرفته است. تولید جیپ، ‏خودروهای هوندا، و تویوتا اکنون بسیار گران‌تر خواهد شد.‏
در همین حال، اقتصاد کره جنوبی نیز ضربهٔ شدیدی خورده است. سقوط بازار سهام باعث شده دولت یک صندوق تثبیت ‏بازار ۶۸میلیارد دلاری راه‌اندازی کند. آنها همچنین به فکر سقف قیمت سوخت هستند که معمولاً به کسری بودجه یا کمبود ‏سوخت منجر می‌شود.‏
چین از این بحران نمی‌ترسد و در حال حفظ قدرت صنعتی‌اش است. جنگ ایران ممکن است آمریکا را از نظر مالی فرسوده ‏کند، اما به چین فضای مانور بیشتری می‌دهد. وقتی همهٔ اقتصادها در بحران انرژی‌اند، آن اقتصادی برنده است که کمتر ‏آسیب ببیند.‏
چین بزرگ‌ترین شبکهٔ پالایشگاه‌های نفت جهان را دارد و می‌تواند به‌راحتی نیاز داخلی‌اش را تأمین کند. حتی ظرفیت دارد ‏که سومین صادرکنندهٔ بزرگ سوخت در آسیا باشد. وقتی چین صادراتش را قطع کند، فشار بیشتری بر عرضهٔ جهانی ‏وارد می‌شود.‏
بزرگ‌ترین قربانیان این وضع کشورهای اروپایی خواهند بود. اقتصادهای اتحادیهٔ اروپا با یک زمستان صنعتی شدیدتر روبه‌رو ‏می‌شوند. و در نتیجه آمریکا نیز در وضع دشواری قرار می‌گیرد: آیا باید به متحدانش کمک کند؟ و آیا اصلاً راهی برای ‏کاهش قیمت انرژی وجود دارد؟ پاسخ ساده‌ای وجود ندارد.‏
مثل جنگ اوکراین، آمریکا [در ایران] برای جنگ طولانی آماده نیست، در حالی که ایران بهتر از آنچه انتظار می‌رفت مقاومت ‏کرده است. حتی آنتونی بلینکن گفته است که دو عامل تعیین‌کنندهٔ مسیر جنگ هستند: مهمات و بازارها. او گفت: «بازار نفت، بازار سهام، ‏و بازار اوراق قرضه اهمیت دارند. اگر بازارها سقوط کنند یا قیمت نفت زیاد شود، این می‌تواند عامل محدودکنندهٔ جنگ باشد.» ‏به بیان دیگر، قیمت نفت و گاز مسیر جنگ را تعیین می‌کند.‏
این جنگ احتمالاً به جنگی فرسایشی تبدیل خواهد شد. سؤال این است: اقتصادهای گروه۷ تا چه حد می‌توانند درد این بحران ‏انرژی را تحمل کنند؟ حتی اگر آمریکا از نظر انرژی خودکفا باشد، افزایش قیمت جهانی باعث افزایش قیمت داخلی هم ‏می‌شود.‏
در همین زمان، روسیه نیز در حال استفاده از فرصت است. پوتین تهدید کرده است که صادرات گاز به اروپا را متوقف می‌کند. ‏قیمت‌های گران نفت و گاز باعث شده روسیه درآمد هنگفتی به دست آورد. و خریدار اصلی‌اش چین است. در سال ۲۰۲۵ ‏اروپا حدود ۳۸میلیارد مترمکعب گاز از روسیه وارد کرده که ۱۲درصد واردات گاز آن بوده است. اگر پوتین این جریان ‏را قطع کند، صنایع اروپا به‌شدت آسیب می‌بیند. در نتیجه، جنگ ایران عملاً به نفع چین و روسیه است. چین قدرت صنعتی‌اش را حفظ می‌کند و روسیه درآمد انرژی بیشتری کسب می‌کند.‏
از سال ۲۰۲۲ روسیه ذخایر صندوق رفاه ملی‌اش را از ۹تریلیون روبل به ۴تریلیون روبل کاهش داده بود. اما با افزایش ‏قیمت نفت، اکنون می‌تواند ذخایرش را دوباره پر کند. بنابراین، هرچه جنگ ایران طولانی‌تر شود، روسیه ثروتمندتر ‏می‌شود.‏
در همین حال، کنگرهٔ آمریکا نیز نتوانسته است جنگ را متوقف کند. قطعنامهٔ محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ دربارهٔ ایران ‏در مجلس نمایندگان شکست خورده است. در نتیجه، بحران تنگهٔ هرمز ادامه خواهد یافت.‏
ترامپ می‌گوید آمریکا در حال نابود کردن موشک‌ها و پهپادهای ایران است و نیروی دریایی ایران نیز از بین رفته است. اما ‏واقعیت این است که این جنگ می‌تواند به بحران تورمی جهانی منجر شود. برای مثال، قیمت سوخت هواپیما ۷۰درصد افزایش ‏یافته و بلیت هواپیما بسیار گران‌تر خواهد شد.‏
در آمریکا نیز تورم بزرگ‌ترین خطر است، زیرا روی نرخ بهره اثر می‌گذارد. تورم اکنون حدود ۲٫۴درصد است، بیشتر از ‏هدف ۲درصدی فدرال رزرو. هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت می‌تواند تورم را حدود ۰٫۲درصد افزایش دهد. اگر قیمت نفت ‏به ۱۳۰ دلار برسد، تورم ممکن است به ۴درصد برسد. در آن صورت فدرال رزرو نمی‌تواند نرخ بهره را کاهش دهد و ‏حتی ممکن است مجبور شود آن را افزایش دهد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، بازارهای مالی سقوط خواهد کرد. در نتیجه، وقتی گرد‏وغبار فرو بنشیند، آمریکا ممکن است در موقعیت مالی ضعیف‌تری قرار بگیرد. در حالی که چین و روسیه برندگان بزرگ ‏این بحران خواهند بود.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: هراس‌افکنی علیه آتش‌بس در جنگ ‏
Next: بیانیهٔ ٣٢٠ کنشگر سیاسی و مدنی داخل و خارج از کشور در مخالفت با جنگ و ضرورت آتش‌بس فوری
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved