خوزه آنتونیو کاست، رئیسجمهور جدید شیلی، پس از مراسم تحلیف در والپارایزو، شیلی، روز ۱۱ مارس (۲۰ اسفند). عکس از AFP
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
آ. نعمتزاده – اندیشهٔ نو: روز چهارشنبه ۱۱ مارس (۲۰ اسفند) مراسم سوگند خوردن خوزه آنتونیو کاست (Kast)، رئیسجمهور جدید شیلی، در شهر بندری والپارایزو در غرب سانتیاگو، پایتخت شیلی، برگزار شد. این شهر از سال ۱۹۹۰ مقر کنگرهٔ ملی (مجلس) شیلی شده است و مراسم تحلیف رئیسجمهور باید در برابر نمایندگان انجام شود. به این ترتیب، کاست از این روز کارش را در مقام ریاستجمهور شیلی آغاز میکند.
انتخاب کاست به مقام رئیسجمهور جدید شیلی نقطه عطفی در سیاست روز آن کشور بود که گذشته و حال آن را بهشکلی ناگزیر در برابر یکدیگر قرار میدهد. کاست، سیاستمداری که در طول سالهای فعالیتش بارها از آگوستو پینوشه تمجید کرده است، اکنون در جایگاهی قرار گرفته که هر حرکت و نماد او با یکی از تاریکترین دورههای تاریخ شیلی سنجیده میشود.
رونمایی از پرترهٔ رسمی او- با نواری که نشان ملی دوران پینوشه بر آن نقش بسته بود- فقط یک انتخاب تشریفاتی نبود. این تصویر برای بخش بزرگی از جامعه یادآور سرکوب، شکنجه، و ناپدید شدن هزاران نفر در دوران دیکتاتوری پینوشه است. اما همین نمادها برای گروهی دیگر حامل پیام «اقتدار» و «ثبات» است، ارزشهایی که در فضای سیاسی امروز شیلی دوباره برجسته شدهاند.
با وجود این، تحلیلگران معتقدند که پیروزی کاست را نمیتوان صرفاً بازتاب رؤیای طلایی گذشته در دوران پینوشه دانست. آنچه او را به قدرت رساند مجموعهای از عوامل ساختاری بود: نارضایتی گسترده از عملکرد دولت گابریل بوریچ، افزایش احساس ناامنی، رکود اقتصادی، و بیاعتمادی عمیق به نهادهای دموکراتیک. کاست توانست خودش را بهعنوان گزینهای «قاطع» در برابر «وضع موجود» معرفی کند که بسیاری از شهروندان آن را ناکارآمد و بیپاسخگو میدانند.

البته این تحول محدود به شیلی نیست. در سراسر آمریکای لاتین رهبرانی که مستقیم یا تلویحی از دیکتاتوریهای گذشته دفاع میکنند در حال دست یافتن به قدرتاند. از ژائیر بولسونارو در برزیل گرفته تا خاویر میلی در آرژانتین و کیکو فوجیموری در پرو، همگی بر موجی مشابه سوار شدهاند: موجی از بیاعتمادی، خستگی سیاسی، و میل به بازگشت «نظم». این روند، به گفتهٔ برخی از پژوهشگران، بیش از آنکه نشانهٔ دلبستگی به گذشته باشد، بازتاب ناامیدی از سیاست امروز است.
در شیلی، شکاف در افکار عمومی بر سر میراث پینوشه همچنان زنده است. نظرسنجیها نشان میدهد که بیش از یکسوم شهروندان کودتای ۱۹۷۳ پینوشه علیه دولت سالوادور آلنده را «موجه» میدانند. این رقم نه یک آمار ساده، بلکه نشانهای از تداوم اختلافنظرهای عمیق بر سر معنای گذشته و مسیر آینده است. کاست نیز با انتصاب دو وکیل سابق پینوشه در کابینهاش این حساسیتها را بیش از پیش برجسته کرده و برانگیخته است.
با این حال، خطر اصلی- همانگونه که برخی از کارشناسان سیاسی هشدار میدهند- نه بازگشت دیکتاتوری، بلکه فرسایش تدریجی فرهنگ دموکراتیک است. هنگامی که امنیت به مهمترین مطالبهٔ سیاسی تبدیل میشود، آزادیهای مدنی بهراحتی در معرض معامله قرار میگیرد. و زمانی که رهبران از میراث اقتدارگرایانه الهام میگیرند، این پیام را منتقل میکنند که دموکراسی فقط یک «ابزار» است، نه یک «اصل».
شیلی اکنون در آستانهٔ آزمونی مهم قرار دارد: آیا این کشور میتواند نارضایتیهای انباشته را بدون لغزیدن بهسوی اقتدارگرایی مدیریت کند؟ آیا جامعهای که هنوز بر سر گذشتهاش اختلاف عقیده دارد قادر خواهد بود آیندهای مشترک بسازد؟ پاسخ این پرسشها نهفقط مسیر سیاسی آیندهٔ شیلی، بلکه بهطور کلی سمتگیری آیندهٔ آمریکای لاتین را نیز روشنتر خواهد کرد.
با استفاده از مقالهٔ ناتالی آلکوبا در شبکهٔ خبری الجزیره