Skip to content
سپتامبر 5, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • پُشت و پناه هم باشیم
  • اجتماعی

پُشت و پناه هم باشیم

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴

مردم خشمگین‌اند. این خشم نشانهٔ حساسیت اخلاقی ایرانیان به جان هم‌وطنانشان و خون‌های ریخته‌شده در دی‌ماه خونین ۱۴۰۴ و گواه زنده بودن مردم و استواری مفهوم «ملت ایران» است. احساسات برانگیختهٔ ایرانیان مهاجر و جوش و خروش آنان نیز نشان داد از دلبستگی‌شان به میهن‌ ذره‌ای کاسته نشده است.

اما هم‌زمان مردم در مواجهه با این فاجعه احساس ناتوانی و درماندگی می‌کنند و به‌شدت نگران‌ آینده‌اند. خشم از بیداد اگر همراه با استیصال، سلب عاملیت، و سرخوردگی شود و امکان دادخواهی نیابد، منجر به انباشت نفرت و کینه می‌شود و خشم همراه با اضطراب اندیشیدن را دشوار می‌سازد. چنین شرایطی بستر مناسبی برای دستکاری اذهان و هدایت عواطف می‌سازد. اینجاست که پدیدهٔ «جابه‌جایی خشم» (و اینجا جابه‌جا کردن خشم) رخ می‌دهد.

خشم سرگردانی که نمی‌تواند با منشأ بیداد مقابله کند دم‌دست‌ترین و بی‌هزینه‌ترین افراد را نشانه می‌رود و حس کاذب عاملیت و دادخواهی می‌دهد. و درست پس از فاجعه‌ای که بزرگ‌ترین درد مشترکمان را تجربه می‌کنیم و احساس ناامنی و بی‌پناهی به اوج رسیده و بیشترین نیاز به همبستگی و همدلی را داریم، با تصور/توهم اینکه پیروزی نزدیک و نیازمند تعیین تکلیف با اطرافیان است، به تنها سنگر همیشگی‌مان در بحران‌ها و فجایع (=ما) می‌تازیم و با ایجاد شکاف‌های توهمی آن را پاره‌پاره می‌کنیم. این‌گونه، بیداد ابتدا جان‌‌ها را می‌گیرد و می‌کُشد، سپس روان ما را زخمی و آسیب‌پذیر می‌کند، و بعد با انواع فریب‌کاری‌ها ما قربانیان را در برابر هم می‌گذارد و روح ما را با تقابل‌های کاذب می‌کُشد و در نهایت هم همبستگی ما را می‌کُشد.

در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین مقاومت مراقبت از خود و اطرافیان، پیوندها و دوستی‌ها، جامعه و «ما»ست، «ما»ی متکثری که اختلاف را انکار نمی‌کند، اما آن را دستاویز کین‌توزی، دشمنی، و نفی نمی‌کند، هدف را گم نمی‌کند، و همبستگی را می‌پاید تا به اتکای آن شاید با وجود دستانِ بسته امکانی برای دادخواهی و رهایی بیافریند.

یادمان باشد که در برابر فاجعه، ظرفیت روانی افراد یکسان نیست و در فضای امنیتی محدودیت‌ها و شرایط اشخاص متفاوت است. احساسات، ترس‌ها،‌ نگرانی‌ها، و پریشانی‌های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و به‌جای تحکم، تهدید، پرخاش، و متهم کردن یکدیگر، بحث‌های فرسایشی و بی‌حاصل، جدال با سایه‌ها، و افتادن به جان هم، توانمان را صرف فهم احساسات هم، امنیت‌بخشی به یکدیگر، باهم‌اندیشی، پاسداشت یاد کشته‌شدگان، یاری به بازداشتی‌ها، مصدومان، و خانوادهٔ قربانیان کنیم و در این بی‌کسی، پشت و پناه هم باشیم.

زنده باد ملت ایران، پاینده ایران!

کاوه گرایلی
منبع :برگهٔ اینستاگرام نویسنده

برگرفته از کانال تلگرامی آکادمی تفکر

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دوست داشتن میهن در زمان جنگ
Next: كارگران شيفت شب قربانى بمباران‌هاى اسرائيل و آمريكا
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved