Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • جنگ ایران و نوزایی فاشیسم آمریکایی
  • جهان
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

جنگ ایران و نوزایی فاشیسم آمریکایی

عکس از نیروی دریایی آمریکا.

جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴

امید مجد – اندیشهٔ نو: در سحرگاه آغاز «عملیات خشم حماسی»، آسمان خاورمیانه بار دیگر به رنگ آتش درآمد. در واشنگتن، رئیس‌جمهور آمریکا پشت تریبون ایستاد و با لحنی قاطع اعلام کرد که «هدف ما دفاع از مردم آمریکا با حذف تهدیدهای فوری از جانب رژیم ایران است». چند ساعت بعد موجی از موشک‌های ایرانی به‌سوی کویت، امارات، و قطر شلیک شد. جمهوری اسلامی می‌گفت هدف‌های نظامی آمریکایی را هدف گرفته، اما گزارش‌ها از اصابت به زیرساخت‌های غیرنظامی نیز حکایت داشتند.

در کمتر از یک هفته، بیش از هزار غیرنظامی ایرانی جان باختند. هم‌زمان، مقام‌های آمریکایی به رسانه‌ها گفتند که «هیچ وقفه‌ای در حمله‌های آمریکا و اسرائیل وجود نخواهد داشت» و این حمله‌های «برنامهٔ موشکی و ناوگان دریایی ایران را نابود کرده است». وزارت امور خارجی آمریکا نیز از شهروندانش خواست که چهارده کشور منطقه را ترک کنند.

آنتونی دیماجیو و دین کایوانو در مقاله‌ای با عنوان «جنگ ایران و نوزایی فاشیسم آمریکایی» که در نشریهٔ کانترپانج نوشته‌اند معتقدند که ماجرا فراتر از یک جنگ است. این دو می‌گویند که این عملیات جنگی فصلی تازه از منطق حکمرانی مبتنی بر بحران‌زایی دائمی را آشکار می‌کند، منطقی که به‌زعم آنان با الگوهای تاریخی فاشیسم هم‌خوانی دارد.

آنتونی دماجیو استاد علوم سیاسی در دانشگاه لی‌های و نویسندهٔ دوازده کتاب دربارهٔ سیاست‌گذاری در آمریکاست. تازه‌ترین کتاب او «آزمون فاشیسم:‌ آموزش و امکان دموکراسی» نام دارد. او سال‌ها دربارهٔ فاشیسم، دموکراسی، و سیاست در آمریکا نوشته است.

دین کایوانو استادیار علوم سیاسی در دانشگاه لی‌های و نویسندهٔ کتابی است با عنوان «رئیس‌جمهور مرگ: ترامپ، ماگا، و سقوط جمهوری آمریکایی» که در آن ترامپ را نماد فرسودگی و زوال سیاست و دموکراسی آمریکایی می‌بیند، رئیس‌جمهوری که با وعدهٔ امید و آیندهٔ بهتر به میدان آمد و اکنون با زبان «مرگ» سخن می‌گوید.

ملتِ «مرده» و رهبرِ احیاگر

ترامپ در سخنرانی‌های اخیرش بارها از «مرگ» و «زوال» آمریکا در زمان بایدن سخن گفته است. در سخنرانی دربارهٔ وضع کشور، او آمریکا را «کشوری مُرده» توصیف کرد که فقط با بازگشت او «احیا» شده است. به نوشتهٔ نویسندگان مقاله،‌ این زبان ملت را در قالب موجودی زیستی تصویر می‌کند: بیمار، بی‌جان، و نیازمند نیرویی بیرونی برای بازگشت به زندگی.

اما برخلاف فاشیسم کلاسیک که وعدهٔ «بازسازی نهادی» می‌داد، اینجا هیچ افق نهادی مشخصی ترسیم نمی‌شود. «احیا» اعلام می‌شود، اما کشور همچنان در وضعیت «خطر دائمی» تصویر می‌گردد. به تعبیر نویسندگان، «آنچه جایگزین زوال اعلام‌شدهٔ ملت می‌شود، سیاست بقاست» که در آن پرسش اصلی دیگر این نیست که چه نظمی باید ساخته شود، بلکه این است که آیا ملت زنده می‌ماند یا نه.

وقتی بقا جای قانون را می‌گیرد

در چنین چارچوبی، قانون به‌تدریج عقب می‌نشیند. حملهٔ آمریکا به ایران نه مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد را دارد و نه بر اساس منشور سازمان ملل متحد در چارچوب دفاع قانونی قابل توجیه است. نویسندگان یادآور می‌شوند که «هیچ نهاد بین‌المللی وجود سلاح هسته‌یی در ایران را تأیید نکرده است» و تهدید «فوری» سال‌هاست بدون سند تکرار می‌شود.

به باور نویسندگان مقاله، این روند همان چیزی است که پژوهشگران فاشیسم آن را «عادی‌سازی خشونت» می‌نامند: تبدیل کردن نیروی نظامی از واکنشی استثنایی و در موقع لزوم به ابزار روزمرهٔ حکمرانی.

افکار عمومی و وفاداری بدون شرط

در آمریکا، واکنش افکار عمومی شکاف عمیقی را نشان می‌دهد. نظرسنجی‌ها حاکی از آن است که ۷۷درصد جمهوری‌خواهان از حمله‌های حمایت می‌کنند، حتی اگر اکثریت مردم آمریکا مخالف باشند. تناقض‌ها نیز مانع این حمایت نیست: در یک نظرسنجی ۶۴درصد جمهوری‌خواهان خواهان «پایان جنگ‌های بی‌پایان» بودند، اما تقریباً همان تعداد از «بمباران تأسیسات ایران» نیز پشتیبانی کردند.

نویسندگان این وضع را نشانهٔ «منطق رهبری‌محور» می‌دانند؛ جایی که انسجام در سیاست اهمیتی ندارد و «قضاوت رهبر» معیار نهایی است.

حکمرانی از دل بحران

مقاله نتیجه می‌گیرد که حمله به ایران رویدادی منفرد نیست، بلکه نمونه‌ای از الگوی حکمرانی از طریق بحران و بحران‌زایی است، الگویی که در آن کشور در وضعیت «مرگ دائمی» تصویر می‌شود، دشمنان به تهدیدهای وجودی بدل می‌شوند، قانون در برابر «بقا» عقب می‌نشیند، و قدرت اجرایی از خلال وضعیت اضطراری پیوسته گسترش می‌یابد.

به تعبیر نویسندگان، «فاشیسم لزوماً به تعلیق انتخابات نیاز ندارد؛ کافی است نظم قانون اساسی از درون تهی شود».

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ادای احترام دانشجویان دانشگاه مکزیک به قربانیان دبستان «شجره طیبه» میناب
Next: روایت جنگ از درون:‌ اینجا خانه و زندگی ماست که آرزوی نابودی‌اش را می‌کنید
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved