تجاوز نظامی آمریکا-اسرائیل به ایران و اصابت بمب به دبستان دخترانهٔ شجره طیبه در شهر میناب. شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴. (تصویر افزودهٔ اندیشهٔ نو است.)
دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
به گزارش ایرنا، وزیر امور خارجی ایران دربارهٔ حملههای جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه گفت:
بارها تأکید کردهایم که ما هیچ خصومتی با کشورهای همسایهٔ خود نداریم. سیاست ما همواره سیاست حسنهمسایگی بوده است، چه در دولتهای گذشته و چه در یک سال اخیر. با وجود همهٔ مشکلات ناشی از جنگ و مسائل دیگر، همسایگان ما در اولویت سیاست خارجی ما قرار داشتهاند و برای گسترش روابط با آنان تلاش فراوانی صورت گرفته است. اما اکنون شرایط متفاوت است.
ما با کشورهای همسایه طرف نیستیم. طرف ما نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاههای واقع در خاک این کشورها هستند، همان نیروهایی که هر روز و هر شب به اشکال مختلف علیه ما حمله میکنند. و البته رژیم صهیونیستی نیز در این میان نقش دارد. اینکه پایگاههای آمریکا در منطقه تخلیه شوند و نیروهای آنها مثلاً در هتلها مستقر شوند خود بهتنهایی موضوعیت پیدا میکند. ما به هر شکل و به هر شیوه از خود و از مردممان دفاع خواهیم کرد. دشمن از جهات مختلف به ما حمله میکند و ما نیز از جهات مختلف به او پاسخ خواهیم داد.
از نظر ما این جنگ یک جنگ منطقهیی نیست، جنگی است میان ایران و آمریکا که متأسفانه در منطقه گسترش یافته است. ما با کشورهای منطقه هیچ جنگی نداریم، جز با رژیم صهیونیستی. با این حال، بهدلیل پراکندگی حضور نیروهای آمریکایی در کشورهای مختلف منطقه ناچار به مقابله با آنها هستیم. این مقابله مقابله با آمریکاست. امیدواریم کشورهای منطقه این واقعیت را درک کنند و از اتخاذ مواضع احساسی خودداری ورزند.
آنان باید شرایطی را که ما در آن قرار داریم بفهمند و بهجای فشار آوردن به جمهوری اسلامی بهدلیل حمله به اهداف آمریکایی در خاک آنها، آمریکا را تحت فشار قرار دهند که چرا این جنگ ناعادلانه و غیرقانونی را بدون هیچ دلیل موجهی آغاز کرده است.
او با اشاره به اینکه آمریکاییها بهطور مستمر با دیگران در تماساند و این موضوع را مطرح میکنند، گفت: من نیز توضیح دادهام و همهٔ طرفها اذعان دارند که این اقدام در میانهٔ مذاکرات صورت گرفت. همین مسئله حقانیت جمهوری اسلامی ایران را بیش از پیش اثبات میکند. اینکه جمهوری اسلامی همواره اهل منطق، گفتوگو، و مذاکره بوده و این آمریکا بوده که به میز مذاکره خیانت کرده است.
ما با علم به اینکه ممکن است آنها اهداف دیگری داشته باشند وارد گفتوگو شدیم. کاملاً مشخص بود با چه نیّتی و چه برنامهای آمدهاند. این پرسش مطرح است که پس چرا وارد مذاکره شدیم؟ برای آنکه به همهٔ دنیا ثابت کنیم نیّت آنها حمله به جمهوری اسلامی ایران و رویکردشان خصمانه بوده است و نتوانند ادعا کنند که درخواست مذاکره دادهاند و جمهوری اسلامی آن را نپذیرفته است. ما مذاکره کردیم تا روشن شود حقانیت با ماست و اتمام حجتی با جهان و با مردم خودمان صورت گیرد.
اگر ما وارد مذاکره نشده بودیم و جنگ رخ میداد، ممکن بود این پرسش در افکار عمومی شکل بگیرد که شاید با مذاکره میشد از جنگ جلوگیری کرد، ما این مسیر را نیز آزمودیم تا نشان دهیم که مشکل از ناحیهٔ ما نبوده و آنها هستند که بهدنبال تجاوز بودهاند. همانگونه که در گذشته نیز با همین نیّت وارد شدیم و فریبکاری آنها آشکار شد. ما فریب نخوردیم. از ابتدا میدانستیم چه احتمالاتی وجود دارد. بارها در جلسات مختلف و حتی در رسانهٔ ملی گفته بودم که ممکن است همهٔ اینها نوعی فریب باشد و بنابراین هوشیار بودیم.
نیروهای مسلح کار خودشان را انجام میدادند و منتظر تصمیم من نبودند. من مأموریت خودم را داشتم و آنان نیز مأموریت خودشان را. دولت نیز وظایف خودش را انجام داد. به همین دلیل، وقتی جنگ آغاز شد، نیروهای مسلح ظرف یک ساعت واکنش نشان دادند و دولت نیز آمادگی داشت نیازهای اساسی مردم، از جمله نان، غذا، و سوخت را تأمین کند که تا امروز نیز این تأمین صورت گرفته است. همهٔ دستگاهها آماده بودند، زیرا احتمال فریبکاری بالا بود. با این حال، ما در مذاکرات شرکت کردیم تا نشان دهیم اهل خرد، منطق، و گفتوگو هستیم و از مذاکره گریزان نیستیم، و در عین حال چهرهٔ واقعی آنها در دشمنی با مردم ایران آشکار شود.