با آیندهٔ ما بازی نکنید! (screenshot)
طاها پارسا – زیتون
دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
۱- مصطفی ملکیان فرزندآوری را از منظر اخلاقی محل تردید میداند. از نظر او: جهان آکنده از رنج است، آینده نامطمئن است، و ما انسانی را، بیآنکه رضایت او را بتوانیم بپرسیم، وارد میدانی از مخاطره میکنیم.
فارغ از پذیرش یا رد این دیدگاه، پرسشی که از دل آن برمیخیزد برای اخلاق عمومی سرنوشتساز است: اگر نسل آیندهای در کار نباشد، چه چیزی ما را به خویشتنداری، عدالت، و پرهیز از ویرانگری متعهد میکند؟ اگر کودکی در کار نباشد، اگر قرار باشد ما آخرین نسل باشیم، آیا باز هم به همان اندازه به اخلاق پایبند میمانیم؟ چه ضرورتی دارد از عدالت دفاع کنیم؟ آیا باز هم جنگ را نادرست میدانیم؟
بخش مهمی از اخلاق در نظر گرفتن «دیگری» است، بهویژه آن دیگری که هنوز قدرت دفاع از خود ندارد. کودکان همان «دیگریِ بیدفاع»اند که باید هر تصمیم سیاسی و نظامی در آینهٔ آنان سنجیده شود. حضور آنان اخلاق را از توصیهای انتزاعی به الزامی عینی بدل میکند. اخلاق بدون افق آینده بهسادگی در محاسبات کوتاهمدت قدرت حل میشود.
۲- بر این اساس، اگر در خصوص مخالفت با جنگ و چندوچون آن هنوز تردیدهایی دارید، من میتوانم معیار سادهتری و سختگیرانهای را پیشنهاد کنم: هر تصمیمی که نتواند در برابر نگاه یک کودک از خود دفاع کند، از منظر اخلاقی مشروع نیست. اگر سیاستی امنیت، آموزش، سلامت روانی، و امکان زیست عادی کودکان را تضعیف کند، حتی اگر با واژههایی چون «دخالت بشردوستانه»، «بازدارندگی»، یا «ضرورت راهبردی» تزیین شود، مردود است.
حضور کودکان خشونت را درون ما مهار میکند. وقتی به چهرهٔ یک کودک نگاه میکنیم، سختتر میتوانیم تصمیمی بگیریم که به ویرانی بینجامد. سختتر میتوانیم بمبی را توجیه کنیم که بر خانهای فرود میآید. سختتر میتوانیم سرکوب را «ضرورت» بنامیم.
هیچ قدرت خارجی حق ندارد آیندهٔ کودکان را میدانِ آزمایشِ قدرت خودش کند. جنگ، حتی اگر با واژههای فریبنده توجیه شود، پیش از هر چیز کودکان را میترساند، خانهها را ویران میکند، و رؤیاها را میسوزاند. انتقال هزینهٔ رقابتهای ژئوپلیتیک به شانههای نسل بیدفاع نه واقعگرایی سیاسی، که بیاخلاقی عریان است.
در عین حال، این معیار به مرزها محدود نمیشود. هیچ قدرت داخلی نیز مجاز نیست به نام امنیت یا مصلحت شرایطی بسازد که کودکان در ترس، تبعیض، فقر ساختاری، یا انسداد فرصتها رشد کنند. آینده تنها با نبود جنگ حفظ نمیشود، با آزادی، عدالت، حکمرانی پاسخگو، کرامت انسانی، و صیانت از محیط زیست حفظ میشود. مسئولیت میاننسلی یعنی ما امانتدار زمین و نهادهای اجتماعی برای کسانی هستیم که هنوز صدایی در ساختار قدرت ندارند.
۳-در این چارچوب، سیاستورزی جنگطلبانه- از هر سوی جهان- ناسازگار با اخلاق است. رویکردهایی که تنش را سرمایهٔ سیاسی میکنند و آتش منازعه را برای تثبیت قدرت یا امتیازگیری شعلهور نگه میدارند با معیار «حفاظت از آینده» تعارض دارند. وقتی رهبرانی مانند ترامپ، نتنیاهو، و پوتین از گزینههای نظامی یا نمایش قدرت سخت سخن میگویند، باید پرسید هزینهٔ این نمایش را چه کسانی میپردازند؟
اگر بپذیریم که وجود نسل آینده اخلاق را الزامآور میکند، هر سیاستی باید از آزمون «حفاظت از آینده» عبور کند. قدرتی که نتواند نشان دهد تصمیمش جهانی امنتر و عادلانهتر برای کودکان میسازد، حتی اگر در منطق قدرت منسجم باشد، در منطق اخلاق شکست خورده است. تاریخ پیچیدگیهای راهبردی را معیار داوری قرار نخواهد داد، خواهد پرسید آیا تصمیمگیرندگان توانستند آیندهٔ کودکان را بر منازعات و محاسبات کوتاهمدت ترجیح دهند یا نه.
اگر نسل آینده نبود، شاید میشد اخلاق را به تعویق انداخت. اما نسل آینده هست! و همین هر سیاست جنگطلبانهای را به چالش میکشد.