دیدار نارندرا مودی، نخستوزیر هند، با نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در تل آویو. (اسفند ۱۴۰۴)
سهند ایرانمهر
جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴
راهبرد جدید اسرائیل، که از آن بهعنوان «اتحاد ششگانه» یاد میشود، در واقع تلاشی برای بازتعریف همان دکترین قدیمی «پیرامون» است، دکترینی که در دهههای نخست تأسیس اسرائیل با ابتکار دیوید بنگورین طراحی شد تا با برقراری اتحاد با کشورهای غیرعربِ پیرامون جهان عرب، مانند ایرانِ پیش از ۱۹۷۹ و ترکیه، موازنهای علیه دشمنان عرب ایجاد کند. (آن اتحاد در اواخر دوران شاه تضعیف شد و با انقلاب به پایان رسید، اتیوپی با کودتای مارکسیستی وسقوط هایله سلاسی از ائتلاف خارج شد).
اکنون نتانیاهو از نسخهٔ جدید این ایده پردهبرداری کرده است که بهجای تمرکز صرف بر «پیرامون جهان عرب»، به سراغ «پیرامونِ پیرامون» رفته است: یعنی شبکهای گستردهتر شامل هند، آذربایجان، یونان، قبرس و برخی کشورهای عربی و آفریقایی(سومالیلند، جیبوتی). هدف اعلامشده ایجاد یک بلوک همسو در برابر جبهه تندرو شیعی و جبههٔ در حال شکلگیری سنّی است (ایران، ترکیه، و بازیگران مسلح وابسته). اما در سطح عمیقتر، این طرح کوششی برای شکستن انزوای ژئوپلیتیکی و بازآرایی موازنهٔ قدرت منطقهیی پس از تحولات غزه و تغییر اولویتهای آمریکا است.
تفاوت بنیادین این طرح با گذشته در این است که اسرائیل دیگر صرفاً بهدنبال «ائتلافهای دوجانبه پنهان» نیست، بلکه میکوشد یک چارچوب نیمهعلنی چندلایه بسازد که امنیت، انرژی، فناوری و کریدورهای تجاری را به هم پیوند دهد. همکاریهای سهجانبه اسرائیل–یونان–قبرس در مدیترانه شرقی یا نزدیکی راهبردی با هند نمونههایی از این رویکرد شبکهییاند.
این مدل بیشتر شبیه به معماری انعطافپذیر است تا پیمان دفاع جمعی الزامآور؛ یعنی کشورها میتوانند در حوزههای خاص همکاری کنند، بیآنکه متعهد به ورود به جنگی مشترک شوند. به بیان ساده، اسرائیل در حال تبدیل کردن سیاست مهار مستقیم به سیاست «درهمتنیدن منافع» است تا هزینهٔ تقابل با خود را برای رقیبان بالا ببرد.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده