Skip to content
ژوئن 2, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • اپوزیسیون و حکومت ایران در برابر واقعیت‌های‌نظم جدید جهان
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

اپوزیسیون و حکومت ایران در برابر واقعیت‌های‌نظم جدید جهان

دیدگاه

سهند ایرانمهر

جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴

یکی از نکات کمتر توجه‌شده در ایران، چه از نگاه حکومت و چه اپوزیسیون ، تغییرات بنیادین در «نظم جهانی جدید» است. اگر این تغییرات درست درک نشوند، برداشت‌ها و محاسبه‌های سیاسی با خطاهای جدی همراه می‌شوند. امروز آنچه در سیاست خارجی آمریکا و دیگر قدرت‌های بزرگ مشاهده می‌کنیم بازگشت به آرمان‌گرایی دهه‌های گذشته و تلاش منسجم برای صادر کردن دموکراسی نیست. محور اصلی رقابت قدرت‌ها، کاهش تعهدهای پرهزینه و تمرکز بر منافع مستقیم امنیتی و اقتصادی است. در این شرایط، هیچ کشوری، از جمله ایران و مردم آن، موضوعی اخلاقی یا احساسی نیست؛ همه چیز به محاسبه هزینه و فایده محدود می‌شود. هم بخشی از اپوزیسیون و هم حکومت این واقعیت را به‌درستی درک نکرده‌اند.

خطای اپوزیسیون

بخش مهمی از اپوزیسیون طی ماه‌های اخیر این تصور را داشته که هر حمایت لفظی مقام‌های آمریکایی، هر تحریم تصویب‌شده، و هر دیدار سیاسی با برخی چهره‌ها نشانهٔ تصمیم قطعی برای جایگزینی حکومت ایران و قطعیت اتکا به اپوزیسیون است. این برداشت با منطق سیاست خارجی آمریکا سازگار نیست. تحریم ابزاری برای فشار و گرفتن امتیاز است، نه وعده مداخله. بیانیه‌های حقوق بشری، ابزار مشروعیت‌سازی سیاسی‌ برای تحت فشار گذاشتن هستند، نه نقشه انتقال قدرت یا دادن جایگاه به حقانیت معترضان. بنابراین گفت‌وگو با مخالفان حکومت به معنای سرمایه‌گذاری روی آنها به‌عنوان جایگزین نیست.

در سیاست بین‌الملل، تغییر رژیم گران‌ترین گزینه است و در صورت‌بندی غرب هر دل‌مشغولی هزینه‌زای جدید به منزله دادن امتیاز به جبهه چین و روسیه است. تجربه افغانستان، عراق و لیبی نشان داده که فروپاشی ساختار قدرت بدون برنامه روشن، به بی‌ثباتی منطقه‌یی و هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی می‌انجامد. از منظر دولت آمریکا، فشار بر ایران می‌تواند مفید باشد، اما فروپاشی ناگهانی آن لزوماً مطلوب نیست. در نظم کنونی که بر محاسبه هزینه–فایده و ثبات سیستماتیک مبتنی است، دولت موجود، حتی اگر خصمانه باشد، ترجیح دارد.

دلیل این ترجیح ایدئولوژیک نیست، بلکه کارکردی است. بدین معنا که از نظر آمریکا، دولت موجود دارای ساختار فرماندهی، زنجیره تصمیم‌گیری و ظرفیت اعمال اقتدار است، در حالی که اپوزیسیون فاقد حاکمیت مؤثر و توان مدیریت پیامدهای انتقال قدرت است. جایگزینی بازیگر شناخته‌شده با کنشگری نامتعین ریسک بی‌ثباتی، خلأ قدرت و رقابت نیروهای مسلح غیر دولتی را افزایش می‌دهد. بنابراین، اولویت همیشه مدیریت و مهار دولت موجود با استفاده از اهرم‌ها ازجمله اهرم اپوزیسیون است، نه سرمایه‌گذاری روی بدیلی که هنوز ظرفیت حکمرانی ندارد و به همین دلیل برای آمریکا دولت‌های متخاصم، که با تحریم یا اهرم‌ فشار کردن اپوزیسیون می‌توان از آنها امتیاز گرفت، گزینه‌ای قابل پیش‌بینی‌تر از خلأ قدرت‌اند.

مشکل دیگر اپوزیسیون نادیده گرفتن اولویت‌های واقعی آمریکا است. رقابت با چین و مدیریت بحران‌های بزرگ امنیتی اولویت بالاتری از تغییر ساختار سیاسی ایران دارد. ایران بیشتر به‌عنوان پرونده‌ای مرتبط با برنامه هسته‌ای، امنیت منطقه‌ای و بازدارندگی دیده می‌شود و بنابراین برای آمریکا پروژه‌ای برای بازسازی سیاسی نیست.

خطای حکومت

اگر اپوزیسیون دچار «توهم حمایت خارجی» است، قدرت حاکم در ایران هم دچار خطای محاسباتی فاحش در «افول بی‌قید آمریکا» شده است. چندقطبی شدن جهان و به چالش گرفتن نسبی قدرت آمریکا به معنای از بین رفتن ابزارهای آن نیست. نظام مالی جهانی، تحریم‌های ثانویه، و نفوذ در نهادهای بین‌المللی همچنان در اختیار آمریکا است. تصور اینکه نزدیکی به چین و روسیه این اهرم‌ها را خنثی می‌کند با واقعیت اقتصاد جهانی سازگار نیست.

باور اینکه فاصله‌ها و شکاف‌ها در نظم جهانی لیبرال به‌طور خودکار فرصت آسان و کم‌هزینه‌ای برای پروژه‌های سیاسی ایران ایجاد می‌کند، اشتباه است. واقعیت این است که سه محدودیت مهم وجود دارد: اول، اهرم‌ها و نفوذ غرب همچنان فعالند؛ دوم، اقتصاد تحت تحریم شکننده و آسیب‌پذیر است؛ و سوم، شرکای شرقی ایران ثبات را در اولویت می‌گذارند و حاضر نیستند ریسک‌های بزرگ را بپذیرند. سیاست رسمی ایران ترکیبی از واقع‌گرایی و ایده‌آلیسم است، اما مشکل اصلی، اغراق در برآورد میزان فرصت و سادگی مسیر است، نه فهم غلط از تغییرات نظم جهانی.

اشتباه دیگر این است که اثر تحریم‌ها دست‌کم گرفته شود، فقط به این دلیل که حکومت همچنان سرپا است و تصور می‌شود می‌تواند اعتراض‌ها را کنترل کند. حتی اگر تحریم‌ها به تغییر فوری سیاسی منجر نشوند، تاثیر تجمعی آن‌ها روی سرمایه‌گذاری، رشد اقتصادی و مهاجرت نیروی انسانی قابل چشم‌پوشی نیست.

مدیریت کوتاه‌مدت ممکن است ساده به نظر برسد، اما در میان‌مدت اقتصاد را تضعیف می‌کند و احتمال وقوع موج‌های شدیدتری از اعتراض‌ها، مثل دی‌ماه گذشته، را افزایش می‌دهد.

همچنین تصور اینکه صرف مذاکره با آمریکا، کاهش بخشی از تحریم‌ها یا ناکامی اپوزیسیون به معنای پایان اعتراض‌ها و فروکش کردن فشارهای داخلی است، نادرست است. اعتراض‌ها و نارضایتی‌ها محدود به سطح دیپلماسی یا تعامل با دولت خارجی نیستند و هیچ مذاکره‌ای نمی‌تواند جایگزین واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی درون کشور شود. نگاه صرفاً به سطوح بالا و فرض اینکه همه چیز با مذاکره و کاهش تحریم‌ها تمام شده، باعث می‌شود حکومت واقعیت‌ها و مطالبات مردم را اشتباه درک کند.

مخلص کلام این است که نظم جهانی امروز معامله‌محور و مبتنی بر محاسبه است. اپوزیسیونی که تاکنون با تکیه صرف بر حمایت خارجی تعریف شده بیشتر به ابزار فشار و چانه‌زنی تبدیل شده است. از این منظر، شکل‌گیری جدی مذاکرات پس از اعتراض‌ها قابل توجه است. از سوی دیگر، اگر حکومت گمان کند چندقطبی شدن جهان و نظم جدید در هیچ‌مرحله‌ای به محاسبات جدیدتر با عزم تغییر رژیم و یافتن منطق سود در صورت‌بندی جدید منجر نمی‌شود یا کاهش تنش‌ها از طریق مذاکره به معنای رهایی کامل از فشارها و نادیده گرفتن مطالبات عمومی است، دچار خطا شده است.

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ژنو بدون توافق – ادامهٔ گفت‌وگوها به وین می‌رود
Next: نمایندهٔ کارگری شورای عالی کار: مزد با استناد به سبد معیشت و هزینه‌های زندگی تعیین شود
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved