محمد مالجو
چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
اکنون مسئلۀ رهبری طی دورۀ گذار را میتوان آینۀ تمامنمای نوع آیندهای دانست که نیروهای سیاسیِ گذارطلب وعده میدهند. پادشاهیخواهان با محوریت رضا پهلوی از الگوی «تکرهبری» سخن میگویند: یک چهرۀ واحد، یک صدا، یک مرکز تصمیمگیری. جمهوریخواهان، برعکس، بر الگوی «رهبری متکثر» پای میفشارند: جمعی از نیروهای متنوع که هر کدام بخشی از واقعیت جامعۀ ایران را نمایندگی میکنند.
تکرهبری در نگاه نخست جذاب جلوه میکند. ساده است، قابلفهم، رسانهپسند. بسیارانی در فضای آشفته و سرکوبشدۀ کنونی میل دارند نامی روشن و چهرهای مشخص را قطب امید بدانند. اما همین سادگی میتواند فریبنده باشد. بحران کنونی ایران محصول تمرکز بیمهار قدرت است. اگر مسئله را انباشت اقتدار در رأس هرم بدانیم، آیا پاسخ میتواند بازتولید همان منطق در شکلی تازه باشد؟ خطر در کمین است که سیاست دوباره حول «منجی» سامان یابد و شهروندان به تماشاگران تاریخ بدل شوند.
رهبری متکثر، برعکس، دشوارتر اما واقعبینانهتر است. ایران جامعهای یکدست نیست. مجموعۀ بسیار متنوعی است از صداها و تجربهها و مطالبات گوناگون. شورایی متکی بر سازوکارهای شفاف و پاسخگو نهفقط مانع تمرکز قدرت میشود، بلکه از همین حالا تمرین دموکراسی نیز هست. اختلافنظر در این الگو نه ضعف، بلکه سازوکاری است برای مهار قدرت و برای شنیده شدن صدای اقلیتها و برای کاستن از هزینۀ حذف.
گذار دموکراتیک یعنی تغییر قاعدههای بازی، نه صرفاً تعویض بازیگران. اگر مقصد را برپایی نظمی آزاد و پاسخگو و قانونمدار بدانیم، مسیر گذار به چنین نظمی نمیتواند از دل تمرکز دوبارۀ قدرت در یک نقطه عبور کند. این مسیر فقط زمانی با مقصد سازگار است که بر توزیع اقتدار و مشارکت سامانمند نیروهای متنوع و تکوین نهادهایی پایدار و مهارکنندۀ قدرت تکیه داشته باشد.
رهبری متکثر شاید پُرزحمتتر باشد، اما دقیقاً به همین دلیل به آیندۀ دموکراتیک وفادارتر است: آیندهای که در آن قدرت نه در یک چهره، بلکه در میان شهروندان توزیع میشود.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده