Skip to content
ژوئن 1, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • بعد از این دی‌ماه خونین دیگر نمی‌شود مثل قبل نوشت – خیابان‌هایی که واژه‌ها را شرمنده کردند و قلم را به مکث واداشتند
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک

بعد از این دی‌ماه خونین دیگر نمی‌شود مثل قبل نوشت – خیابان‌هایی که واژه‌ها را شرمنده کردند و قلم را به مکث واداشتند

دیدگاه

حمید آصفی

یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴

بعد از دی‌ماه خونین، نوشتن دیگر عادت نیست، زیرا خیابان‌ها واژه‌ها را عقب راندند و تاریخ را جلو بردند. و با همهٔ اینها، امیدی که از زیر آوار نفس می‌کشد.

و با همهٔ اینها، هنوز چیزی هست که نمی‌گذارد قلم برای همیشه زمین گذاشته شود. چیزی سمج، نحیف، و زخمی؛ امیدی که نه آرام می‌کند و نه وعده می‌دهد. امیدی که از دل همین تاریکی سر برمی‌آورد، با زانوهای خونین، با نفسی بریده، اما ایستاده. امیدی که نمی‌گوید «خوب می‌شود»، فقط می‌گوید: هنوز تمام نشده‌ایم.

این امید را نمی‌شود در شعارها پیدا کرد. در جمله‌های برّاق و نسخه‌های فوری نیست. این امید چهره دارد، چهرهٔ مادری که با گلویی پر از بغض نام فرزندش را زنده نگه می‌دارد تا فراموش نشود. چهرهٔ جوانی که با وجود ترس، شاهد می‌ماند، می‌بیند، می‌گوید. چهرهٔ جمعی خاموش، اما مصمم، که تصمیم می‌گیرند حقیقت را- حتی اگر آهسته، حتی اگر با هزینه- از زیر آوار بیرون بکشند. اینها نشانه‌های زندگی‌اند، نه پایان.

اگر خیابان‌ها روزی خون دیدند، همان خیابان‌ها روزی حافظه خواهند شد. هیچ خونی بی‌اثر نمی‌ماند؛ یا راه را می‌بندد یا راه را باز می‌کند. تاریخ این سرزمین بارها نشان داده که رنج اگر دیده شود و گفته شود، در جایی از مسیر به آگاهی بدل می‌شود. و آگاهی، هرچقدر هم دیر، مسیر را عوض می‌کند. شاید نه آن‌گونه که آرزو می‌شود، اما آن‌گونه که ضروری است.

امیدی به بازگشت ساده به «قبل» نیست؛ آن «قبل» دیگر وجود ندارد. آنچه هست ضرورتِ ساختنِ «بعد» است. بعدی که از دانستن آغاز می‌شود، با حقیقت ادامه پیدا می‌کند، و با مسئولیت معنا می‌گیرد. در چنین افقی، نوشتن هنوز می‌تواند معنا داشته باشد، نه برای تسکین زودگذر، بلکه برای ساختن حافظه‌ای جمعی که یادش نرود چه بر ما گذشته است.

روزی خواهد آمد که کلمه دوباره بی‌لرزش روی کاغذ بنشیند، نه چون درد تمام شده، بلکه چون آموخته‌ایم با درد صادق باشیم. آن روز نوشتن فقط واکنش نخواهد بود، کنش خواهد شد. بخشی از بازسازی اخلاقیِ جامعه‌ای که زخم خورده، اما نمرده است.

و شاید مهم‌ترین نشانهٔ امید همین ماندن باشد. نرفتن. حذف نشدن. خاموش نشدن. ایستادن با بغضی در گلو و صدایی که هنوز می‌خواهد بگوید. آینده شاید آرام نباشد، شاید حتی سخت‌تر از امروز باشد، اما می‌تواند انسانی‌تر باشد. و اگر قرار است برخاستنی در کار باشد، از همین‌جا شروع می‌شود: از دیدن، از گفتن، از به‌خاطر سپردن.

از این باور ساده و دردناک که کلمه اگر درست و به‌موقع گفته شود، هنوز می‌تواند تاریکی را- حتی اندکی- عقب براند.
و در پایان، شعری کوتاه از احمد شاملو، به یاد جان‌هایی که در خیابان‌ها بی‌صدا رفتند:
«به کدامین گناه باید بمیرم؟
چه کسی برای مرگم شهادت می‌دهد؟
و اگر کسی آمد،
چه کسی صدایم را خواهد شنید؟»

برگرفته از کانال تلگرام نویسنده

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: دو قطب، یک منطق
Next: فشار معیشتی در اوج نارضایتی‌ها؛ مروری بر جدیدترین گزارش‌ها از اقتصاد ایران
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved