عیسی سحرخیز
جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
مسعود پزشکیان: میخواهم بگویم بیاید بیرون [از بازداشت] و ادعایش که خود نظام مساجد را آتش زده، بررسی کند؛ اگر ثابت کرد، ما را دار بزنند. انصاف هم خوب چیزی است.”
اگر تمام ادعاهای گذشته جناب رئیس جمهور و وعدههای عمل نشده جناب پزشکیان را نادیده بگیریم که بر اساس آن تا کنون اگر نگوئیم باید چندبار “گردن خود را میزد” یا دستکم تا کنون بارها “استعفا” میداد، لااقل با حرفهای جدیدش باید “آزمون آخر”ش را بدهد یا از پاستور خداحافظی کند.
درست است که او فردی دستوپا بسته است و با خواهش و تمنا هم که شده نمیتواند از رهبری و یا حتی محسنی اژهای بخواهد که تمام بازداشتشدگان یا دست کم اصلاحطلبان عضو ستادهای انتخاباتیش را آزاد کند، اما او در حوزه اختیارات خود میتواند یک “کمیته حقیقتیاب نسبتا مستقل” یا در حقیقت یک “هیات منصفه مردمی” ایجاد کند.
در شرایطی که جو عدم اطمینان در کشور حاکم است و صداوسیمای میلی حتی سخنان رئیس جمهور را سانسور می کند و اوضاع بهگونهای است که به اصطلاح “حنای حکومت پیش ملت رنگ ندارد”، در انتخاب اعضای این کمیته باید به گونه ای عمل شود که حداقلی از اطمینان حاصل آید؛ دستکم کمیتهای مرکب از افراد دولتی و مستقل.
این افراد حتی میتوانند از میان حامیان پزشکیان- اعم از پشتیبانان کنونی و پشیمانان فعلی- انتخاب شوند؛ اما لازم است از حداقلی از وجاهت مردمی برخوردار باشند.
حال که قرار نیست تعدادی از دستگیرشدگان اخیر به بهانه اجرای حکم گذشته آزاد نشوند و تعدادی هم به طور موقت تا زمان تشکیل دادگاه احتمالی با سپردن وثیقه آزاد شوند، تا آن زمان میتوان از تعدادی از افراد آزاد شده استفاده شود.
مسلم است که من نمیگویم بگویم پزشکیان بیاید اعضای کمیته را از میان شخصیت های حقیقی یا حقوقی مستقل که به او رای نداده اند انتخاب کند یا حتی از نهادهای بینالمللی معتبر برگزیند، چون اطمینان دارم نه جسارتش را دارد و نه اجازه این کار را به او می دهند، اما اگر حکومت اجازه نداد برای آسودگی وجدان خودش هم که شده میتوان این “هیات منصفه مردمی” را از میان این دست افراد یا نهادها برگزیند.
پیشنهاد من این است که در این کمیته از میان شخصیتهای حقوقی نمایندگانِ “انجمن اسلامی پزشکان” ، “انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها”، “مجمع محققین و مدرسین حوزه”، “انجمن صنفی روزنامه نگاران”، “کانون وکلای دادگستری” و… همچنین از میان شخصیتهای حقیقی اعضای منتخب آقای خاتمی برای کشف قتل های زنجیرهای، به ویژه سعید حجاریان و علی ربیعی در کنار افرادی چون عبدالله نوری، مصطفی معین، محمد فاضلی، فیاض زاهد، محمد مهاجری، صادق زیباکلام، کامبیز نوروزی، جواد امام، ابراهیم اصغرزاده و… حتما حضور داشته باشند.
شرط اصلی این است که “کمیته حقیقتیاب” نقشی چون “هیات منصفه”ی در تراز دادگاههای بینالمللی ایفا کنند، درنتیجه در زمان اعلام رای و افشای حقیقت زیر فشار هیچ نهاد حکومتی قرار نگیرند و پاکت لاکومهر شده گزارش پیش از اعلام عمومی توسط هیچ فرد یا نهادی خوانده نشده و مورد جرحو تعدیل قرار نگرفته باشد.
هرچند اطمینان دارم که در جمهوری اسلامی هیچگاه اجازه تشکیل این دست “هیات منصفه” داده نمیشود، اما به آقای پزشکیان میگویم “این بار مرد باش” و چنین اقدامی را انجام بده و اگر نتوانستی یا اجازه ندادند از فردا به “پاستور” نرو و به “مطبت” باز گرد و به مداوای بیماران، به ویژه مجروحان اخیر بپرداز. این گوی و این میدان!
*کانال نویسنده