حمید آصفی
چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۴
پشت پردهٔ تحلیلهای رایج واقعیتی پنهان جریان دارد: کشورهای عربی، حتی با دشمنی تاریخی با جمهوری اسلامی، علاقهای به انفجار مستقیم ایران–آمریکا–اسرائیل ندارند. نه از سر صلح، بلکه از سر محاسبهٔ دقیق سود و زیان و «پازل انفجار کنترلشده» منطقهیی.
لایهٔ اول: اقتصاد. صدهامیلیارد دلار سرمایهگذاری عربی در پروژههای دانشبنیان، تکنولوژی، و زیرساختهای حیاتی در معرض «سیل ترکشهای جنگ» قرار دارد. یک درگیری فراگیر نهتنها توازن منطقهیی را به آشوب میکشاند، بلکه مسیر توسعه و جهش اقتصادی را به ویرانهای بدل میکند. جنگ؟ هزینه دارد. بازده؟ صفر.
لایهٔ دوم: امنیت و ژئوپلیتیک. کشورهای عربی، بهویژه عربستان و قطر، بدبین به اسرائیلاند. تا فرمول دو دولت میان اسرائیل و فلسطین حل نشود، هیچگاه زیر بار عادیسازی کامل نمیروند. تجربههای گذشته ثابت کرده که اسرائیل حتی در نبود ایران پروژههای گستاخانه و تصاحب خاک را دنبال میکند: اشغال بخشهایی از سوریه، تعیین مناطق خط قرمز، حملههای مستقیم، و ایجاد «نقاط انفجار» جدید.
از همین منظر، عربستان و همپیمانانش ترجیح میدهند جمهوری اسلامی محدود، بدون نیابتی قدرتمند و بدون «شاخ زدن» در منطقه، باقی بماند. جمهوریای که توانایی خلق بحرانهای فراتر از مرزها را نداشته باشد. این یک انتخاب استراتژیک است: حفظ توازن منطقه، جلوگیری از خلأ ژئوپلیتیکی، و «مهار انفجار بدون انفجار».
اما لایهٔ داخلی ایران را هم باید در نظر گرفت. اپوزیسیونی که خود را متحد اسرائیل میداند و حمایت مستقیم تلآویو را دریافت میکند، در صورت پیروزی، بهطور طبیعی وامدار اسرائیل خواهد شد. دولت آیندهٔ ایران، زیر نفوذ مستقیم اسرائیل، دیگر مستقل نخواهد بود. این همان «خط قرمز واقعی» است که عربها از آن نمیگذرند.
بنابراین صحنهٔ منطقهیی با دقتی شبیه به «ساعت بمب سوئیسی» تنظیم شده است: عربستان و متحدانش تلاش میکنند تا تقابل مستقیم ایران با آمریکا و اسرائیل شکل نگیرد. اختلافها از مسیر مصالحه، کنترلشده، و مدیریتشده حل میشوند. هدف آنها نابودی جمهوری اسلامی نیست، بلکه مهار آن در محدودهای است که اسرائیل و آمریکا نتوانند یکجانبه از آن بهرهبرداری کنند.
لایهٔ نهایی: بازی زمان و فشار. هر حرکت، هر تصمیم، هر گفتوگو باید سنجیده و محاسبهشده باشد. کشورهای عربی اکنون نه تماشاگر، بلکه «مهندس سکوت» و «کنترلکنندهٔ توازن آتش» هستند؛ تلاش میکنند میدان را طوری آماده کنند که ایران، آمریکا، و اسرائیل همه در چارچوب یک معادلهٔ کنترلشده بازی کنند.
لُب کلام، برای اعراب: جنگ فراگیر؟ نامحتمل. نابودی جمهوری اسلامی؟ نه. مسیر منطقه؟ «تعلیق انفجار» و مدیریت بحران به سبک ساعت سوئیسی. کشورهای عربی، با محاسباتی بیرحمانه و دقیق، مطمئن میشوند که زمین بازی همچنان تحت کنترل باشد و هیچ بازیکنی نتواند «خط قرمز واقعی» را یکجانبه جابهجا کند.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده