Skip to content
آوریل 18, 2026
   ارتباط با ما       در باره ما       فیسبوک       تلگرام   

احترام به تفاوت اندیشه، همیاری و تلاش مشترک در راه تحقق آزادی

  • خانه
  • ایران
  • جهان
  • ویژه اندیشهٔ نو
  • اجتماعی
    • زحمتکشان
    • جوانان و دانشجویان
    • زنان
  • اقتصادی
  • فرهنگی – ادبی
  • محیط زیست
  • تاریخی
  • علوم اجتماعی
  • دیدگاه‌ها
  • Home
  • کنش مشترک با ماتریس همکاری‌های پراتیک
  • ایران
  • دیدگاه‌ها
  • نوار متحرک
  • ویژه اندیشهٔ نو

کنش مشترک با ماتریس همکاری‌های پراتیک

آیا همکاری‌های لایه‌به‌لایه قدم اول در تشکیل ائتلاف‌های بزرگ نیست؟

الف. هوش‌یار

سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

در ادبیات سیاسیِ اپوزیسیون سال‌هاست که مفاهیمی مانند «جبههٔ متحد»، «ائتلاف نیروها» و «توافق‌نامه‌ای برای ‏همکاری» بین حزب‌ها و سازمان‌ها تکرار می‌شود. تقریباً در همهٔ این مفهوم‌ها و الگوها یک فرض مشترک وجود دارد: اینکه نیروهای ‏مختلف باید ابتدا بر سر مجموعه‌ای از اختلاف‌های ایدئولوژیک، هدف‌های کلان سیاسی، یا حتی بر سر چشم‌انداز نهایی آینده به ‏توافق برسند و سپس وارد همکاری شوند.‏

اما تجربهٔ عملی- به‌ویژه در جوامعی با سرکوب شدید و شکاف‌های تاریخی و بی‌اعتمادی اجتماعی زیاد- نشان داده است که ‏این الگو بیشتر تولید بن‌بست می‌کند تا کنش مؤثر. بدین معنی که ائتلاف‌ها یا اصلاً شکل نمی‌گیرند یا اگر شکل بگیرند، ‏به‌سرعت زیر فشار اختلاف‌ها فرومی‌پاشند. باید متوجه بود:‏

مسئله این نیست که نیروها نمی‌خواهند همکاری کنند؛
مسئله این است که هزینهٔ اتحاد کامل ممکن است بیش از توان سیاسی حزب یا سازمانی است که دعوت به اتحاد می‌‏شود.‏

بحران الگوی «همه یا هیچ» در همکاری سیاسی

الگوی کلاسیک ائتلاف معمولاً چنین منطق ساده‌ای دارد: یا بر سر کلیت یک پروژهٔ سیاسی توافق می‌کنیم یا همکاری ناممکن ‏است. اما در عمل:‏

‏ ●‏ اختلاف‌های ایدئولوژیک ممکن است عمیق‌‌تر از تصور اولیه باشد؛
‏●‏ تجربه‌های تلخ گذشته اعتماد را فرسوده کرده است؛
‏●‏ برداشت‌ها از استراتژی، ریسک، مداخلهٔ خارجی، و آیندهٔ قدرت متنوع شده و متفاوت است؛
‏●‏ احساس خطر در مورد یورش‌ تبلیغاتی نیروهای مخالف؛ این نگرانی وجود دارد که نزدیک شدن به نیرویی ‏رادیکال‌ آنها را با حمله‌ها تخریبی با روش‌های مبتنی دیوانگاری (‏Demonization) ‎مواجه کند؛
‏●‏ خطر آسیب‌پذیری در برابر نفوذ امنیتی به‌علت تمرکز یا عدم‌اطمینان به دیگری راه را سد می‌کند.‏

در چنین شرایطی، درخواست «وحدت» یا «اتحاد گسترده» اگرچه کارگشا‌تر به نظر برسد، اغلب به معنای درخواستی ‏ناممکن است. همه ممکن است حرفش را بزنند، اما واهمه‌ها قوی‌تر از انگیزه‌ها عمل می‌کنند. نتیجه چه می‌شود؟ همه ‏دیگری را مقصر می‌دانند و این وضع به فلج سیاسی، فرسایش انرژی، و بازتولید شکاف‌ها می‌انجامد.‏

تغییر پارادایم ضرور: از اتحاد کلان به همکاری عملی

ایدهٔ «ماتریس همکاری‌های پراتیک» دقیقاً در این نقطه وارد می‌شود. به‌جای این پرسش کلاسیک:‏ ‏«آیا می‌توانیم روی یک برنامه، یک هدف مشترک کلان، با هم متحد شویم؟»‏ پرسش جدیدی مطرح می‌شود:‏
‏«در کدام زمینه‌های مشخص می‌توانیم واقعاً با هم کار کنیم، و تا چه حد؟» ‏

این تغییر ظاهراً ساده، اما از نظر سیاسی بسیار رادیکال است.‏

ماتریس همکاری‌های پراتیک چیست؟

در این چارچوب، هر نیروی سیاسی یا مجموعه‌ای از کنشگران اجتماعی یک نقشهٔ همکاری برای خودش می‌سازد که شامل ‏است بر:‏
‏ ●‏ حوزه‌های گوناگون کنش (حقوق بشر، اعتراض، رسانه، صلح و مبارزه با جنگ، کمک اجتماعی، سازمان‌دهی ‏کارگران و زحمتکشان در تشکیلات مستقل، اعتصاب، آموزش سیاسی، و…)‏
‏●‏ نیروها، گروه‌ها، یا شبکه‌های دیگر، و
‏●‏ میزان آمادگی یا اعتماد برای همکاری در هر حوزه

به‌جای پاسخ صفر و یک (همکاری/عدم‌همکاری)، طیفی از همکاری شکل می‌گیرد:‏
کم — متوسط — زیاد — یا ناممکن.‏
یعنی ممکن است دو نیرو در آیندهٔ سیاسی ایران کاملاً مخالف یکدیگر باشند، اما در دفاع از زندانیان سیاسی یا مقابله با سرکوب ‏بتوانند تا حدّی هم‌راستا عمل کنند. برای مثال، به ماتریس بسیار ساده و ابتدایی همکاری‌ها نگاه کنید:‏

و نه‌فقط بله/خیر، بلکه درجهٔ اعتماد + میزان آمادگی برای همکاری‎.‎

چرا این الگو واقع‌بینانه‌تر است؟

‏۱. اعتماد را پیش‌شرط نمی‌گیرد، تولید می‌کند
در الگوهای کلاسیک، اول باید اعتماد کامل ساخته شود تا همکاری ممکن شود. در شرایط بی‌اعتمادی ساختاری، این امر تقریباً ‏غیرممکن است.‏
در ماتریس پراتیک: همکاری‌های کوچک، کم‌ریسک، و مشخص می‌تواند به ایجاد تجربهٔ موفق مشترک بینجامد و تولید ‏تدریجی اعتماد واقعی کند.‏ «‎اعتماد نه با بیانیه، بلکه با عمل مشترک ساخته می‌شود.»‏

‏۲. اختلاف‌های ایدئولوژیک را فلج‌کننده نمی‌کند
در سیاست واقعی، اشتراک کامل نظری تقریباً وجود ندارد. این الگو می‌پذیرد که اختلاف‌ها باقی می‌مانند، اما اجازه نمی‌دهد ‏اختلاف‌ها تمام امکان کنش را نابود کنند. و بدین طریق، همکاری «موضوع‌محور» جایگزین «وحدت تمام‌عیار» می‌شود.‏

‏۳. امنیت‌پذیرتر و مقاوم‌تر است
ساختارهای بزرگ، متمرکز، و رسمی‏
‏●‏ به‌راحتی هدف نفوذ و تخریب قرار می‌گیرند،
‏●‏ ضربه‌پذیرند، و
‏●‏ با یورش‌های سازمان‌یافتهٔ فیزیکی و سایبری آسیب می‌بینند.‏

اما همکاری‌های لایه‌یی‏
‏●‏ پراکنده است،
‏●‏ انعطاف‌پذیر است، و
‏●‏ اگر در شکل شبکه‌یی باشد، قطع یک «گره» (‏Node‏) کل سیستم را نابود نمی‌کند.‏

به همین دلیل، دقیقاً مناسب شرایط رویارویی با اقتدارگرایی داخلی و جهانی است.‏

جمع‌بندی

‏«ماتریس همکاری‌های پراتیک» یک پیشنهاد سازمانی ساده نیست، بلکه تغییری در منطق سیاست‌ورزی است. نکتهٔ کلیدی که ‏باید در نظر داشت این است که این الگو ضد ائتلاف نیست، بلکه مسیر واقع‌بینانه‌تری برای رسیدن به هم‌سویی گسترده‌تر و در ‏نهایت تشکیل ائتلاف است. ائتلاف اگر قرار است پایدار باشد، باید بر پایهٔ اعتماد عملی و آزمون و خطاهای لازم در جریان ‏پراتیک سیاسی اجتماعی صورت گیرد؛ توافق‌ بر اساس قطعنامه نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد.‏

در شرایطی که اتحاد در میان اپوزیسیون ترقی‌خواه دچار بُن‌بست سیاسی شده و میان آرمان وحدت و واقعیت شکاف جدّی به ‏چشم می‌خورد، این چارچوب پیشنهادی می‌تواند پلی عملی میان اختلاف و کنش مؤثر بسازد.‏

چاپ 🖨

Continue Reading

Previous: ادامهٔ اعتصاب کارگران نفت در پالایشگاه دهم پارس جنوبی
Next: شما دیگر مالک روایت خود نیستید
  • تلگرام
  • فیسبوک
  • ارتباط با ما
  • در باره ما
  • فیسبوک
  • تلگرام
Copyright © All rights reserved