فروغ فکری – آتیه آنلاین
سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
بار اول حملهها کلامی بود. زهرا، افغانستانیای که در ایران متولد شده، از زبان همکارانش شنیده بود که تعدادی از کسانی که به جان مردم در روزهای مخوف دیماه آتش گشودند افغانستانی بودهاند و یکی دیگر از همکارانش گفته بود: «کاش همهٔ شما بمیرید.» او از آن روز تا حالا در کنار غم کشتهشدگان ماه گذشته، این بار را هر روز بر دوش کشیده و با خودش گفته: «ما قاتل نیستیم.» اما بار بعدی یکی از دوستانش در مترو با زنی روبهرو شد که او را از صندلی بلند کرد و به او گفت: «شما قاتلید.»
آنها متولد ایراناند. در ایران بزرگ شدهاند، درس خواندهاند، و حالا ایران برایشان خانه است: «اگر کسانی از ما آدمی کشته یا همراه گروهی فعالیت میکند، آیا این جرم همهٔ ماست؟ ما که این همه سال رنج کشیدیم، خانوادههایمان از دست طالبها فرار کردند، و حالا مخالف هر خشونتی هستیم باید تاوان بدهیم؟ تاوان چه چیز را؟»
او هنوز ۳۰ ساله نشده و میگوید بسیاری از دوستانش که در ایران متولد شدهاند خود را ایرانی میدانند: «غم ما و شما چه فرقی دارد؟ برای کشتهشدگان آن دو روز هر روز گریه میکنم.»
روایت در شهرهای مختلف زیاد است، از مشهد تا اصفهان و کرج. تعداد مهاجرانی که حالا، و بار دیگر، زندگیشان درگیر وضع عجیب کشور شده زیاد است. تعدادی از آنها جزو کشتهشدگان حادثه اخیر هم هستند و روایتهایی اندک از آنها هم وجود دارد، هرچند آمار نه.
مرد پنجاه و چند سالهای که کارگر سنگبُری است و بیش از بیست سال از حضورش در ایران میگذرد و ساکن اصفهان است یکی دیگر از آزاردیدههای این روزهاست. او شبی در هفتههای گذشته، هنگام برگشتن به خانهاش از خیابان امامزاده محمود، خیابان خلوتی که منطقهٔ صنعتی محمودآباد را به زینبیه وصل میکند، با دو موتور که هرکدام دو سرنشین داشتند روبهرو میشود. آنها مقابلش میایستند و میگویند: «شما بچههای ما را کشتید» و وسایلش را میدزدند، به او چاقو میزنند، و بعد از چند ساعت عدهای او را لخت پیدا میکنند. وقتی به بیمارستان میرود، عدهای ناشناس میگویند داستان را به کسی نگویید. او هنوز در بیمارستان بستری است و بیمارستان ۱۰۰میلیون تومان برای ادامهٔ درمان خواسته و هنوز وضعش نامشخص است.
حالا خبر این اتفاق همهجا پیچیده و در ده روز گذشته فضا میان ساکنان زینبیه سخت و غمانگیز است. این اتفاقها فقط از سوی مردم نبود. یکی دیگر از افغانستانیهای ساکن اصفهان، که در روزهای گذشته برای گرفتن سیمکارت مراجعه کرده بود، با حرفهای عجیبی از سوی مسئول روبهرو شده است: «به من گفت بسیاری از شما در اغتشاشها حضور داشتید. بانک آتش زدید. نیروهای امنیتی را کشتهاید و بعد هم به ما سیمکارت نداد.»
آنها حالا از دو سو تجربهٔ خشونت و طردشدگی را تجربه میکنند. پس از جنگ دوازدهروزه هم خشونت بسیاری تجربه کردهاند و حالا اتفاقات این روزها ادامهٔ همان وضع است.
نگران بدتر شدن اوضاع هستیم
فروغ عزیزی، پژوهشگر و فعال اجتماعی که در سازمانهای مردمنهاد مختلف با تعداد زیادی از مهاجران کار کرده، تجربههای مهاجران دیگری را تعریف میکند. کسانی که در ایران متولد شدهاند و اینجا را خانهٔ خودشان میدانند: «اغلب آنها نسبتی با نیروهایی ندارند که گفته میشود در این وضعیت در خیابانهای ایران فعال بودند. تجربههای تلخی هم در این میان شکل گرفته. حتی برخی از آنها برای اعتراض رفته بودند، در خیابان کشته شدند، اما زمان تحویل جنازه، فرد تحویلگیرنده بازداشت و بعد رد مرز شده است.»
او میگوید مسئلهٔ مهاجران در ایران سالیان سال است که با الگوهای اشتباه پیش رفته و در سالهای اخیر هم بعد از اتفاقات سیاسی و بر اثر ناامیدی گسترده و ناتوانی در مواجهه با قدرت، مقابله با فرودستان شدت گرفته است: «بعد از اعتراضهای ۱۴۰۱ هم مسئلهٔ آنها برجسته شد، بعد از جنگ دوازدهروزه هم باز صحبت از آنها به میان آمد. متأسفانه خشمی در این سالها روا داشته شده که نمیتوان آن را حل کرد. افراد محکوم میشوند، در صورتی که سیستم چیدهشده حاصلی جز این ندارد. اگر سیاست پذیرش وجود نداشت، نباید از ابتدا مرزها باز گذاشته میشد تا بیایند، و اگر آمدند، سیاست اشتباه مواجهه با آنها وضع را هر روز وخیمتر از قبل میکند.»
عزیزی روایتهایی از دختران و پسرانی داشته که به آنها گفته شده چرا شما نمیمیرید، در حالی که از ما این تعداد آدم کشته شده است: «متأسفانه در این روایتها همزیستی انکار شده است. بسیاری از مردم در شرایط خشم و فشار قرار دارند و همین هم عاملی شده تا تقصیر را بر گردن دیگری بیندازند. اصل ماجرا چیز دیگری است اما. خشم انباشته موجود به طبقهٔ فرودست دیگر تقلیل پیدا میکند و این یکی از تلخترین اتفاقاتی است که در همهٔ این سالها شاهدش بودیم و همواره نگرانیم وضع بدتر هم بشود.»
منازعات سیاسی وارد معادلات شد
مشکلات موجود با مهاجران افغانستانی از نظر آرش نصر اصفهانی، جامعهشناس و پژوهشگر حوزهٔ مهاجرت، از سال ۱۴۰۲ شکل دیگری به خود گرفت. تا پیش از آن سال، دهههای طولانی مشکل با این مهاجران بر سر ربودن فرصتهای شغلی، قاچاق مواد مخدر، دزدی، و آسیبهای اجتماعی دیگر بود اما از آن زمان به بعد منازعات سیاسی هم به این تقابل اضافه شد: «آنها وارد منازعات سیاسی شدند و در این بخش هم مقصرنمایی انجام گرفت و هر گروه، اعم از حکومت و سایرین، بنا بر منافع خودشان وارد این حوزه شدند و این بار آنها [افغانستانیها] بهشکل دیگری بهعنوان تهدید مطرح شدند.»
او به جنگ دوازدهروزه هم اشاره میکند، جایی که حکومت خودش بیش از همیشه از این ابزار استفاده کرد و بخشی از نبود کنترل امنیتی را بر دوش آنها انداخت: «همکاری نظامی هم مدام تکرار شده، اما مسئله اینجاست که در صورت بودن چنین چیزی، این مسئله به مردم عادی هم تسری پیدا کرد. در حالی که آنها امکان دفاع از خود را نداشتند و چون سابقهٔ بیگانه دانستن آنها [افغانستانیها] طی سالهای گذشته با جدیّت وجود داشت، این بیقدرتی و بیدفاعی گستردهتر شد.»
به گفتهٔ این جامعهشناس، ابتدای سال ۱۴۰۴ صحبت از اخراج افغانستانیهای غیرقانونی به میان آمد، اما بعد از جنگ اشکال دیگری به خود گرفت و مقصرنمایی به اقناع از طریق تصویر مبتنی بر اخبار جعلی بدل شد: «در این میان بد نیست بدانیم این امر فقط مسئلهٔ ایران هم نیست، وقتی قرار است علیه مهاجران کاری انجام گیرد، از این ترفندها استفاده میشود. اما آن چیزی که خطرناک است این است که جریانهایی که افغانستانستیزی را راه انداختند در عرصهٔ سیاسی هم قدرت گرفتند و نهفقط دربارهٔ مهاجران افغانستانی، بلکه دربارهٔ گروههای قومی مختلف هم این نظر را دارند و در نتیجه ابعاد ماجرا بسیار بزرگتر و پیامدهایش برای آیندهٔ سیاسی ایران غیرقابل توجیه است.»
حالا هرچه خشونت و قطبیسازی ابعاد متفاوتی در جامعهٔ ایران به خود میگیرد و درماندگی شکلهای مختلفی را تجربه میکند، جامعهٔ مهاجران هم بیش از سایر افراد جامعه در خشونت و درماندگی فرو میرود. آنها، زنان و مردان عادیای که سختی زندگی با همه توان بر زیستشان تاخته، میخواهند بدانند چرا در این معادلات تر و خشک با هم میسوزند، چرا بعضی رسانهها و نهادهای رسمی در کنار برخی از افراد جامعه میخواهند آنها مقصر مشکلات یا کشتار نشان داده شوند، و آیا اگر کسانی از آنها نقشی در کشتار داشته، دیگران هم باید مجازات شوند؟ جوابی برای این سؤالها نیست و چرخهٔ خشونت و درماندگی با شدت به کارش ادامه میدهد.