دیدگاه
حمید آصفی
دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
تقارن نگرانکننده؛ لحظهای که مسقط و واشنگتن همزمان فعال میشوند.
سفر علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به مسقط را باید در چارچوب یک ضرورت فوری و مشخص امنیتی–سیاسی فهم کرد، نه در امتداد روابط عادی یا مناسبات روتین منطقهیی. این سفر بیش از هر چیز واکنشی است به وضعیت تعلیقشده و شکنندهای که تصمیمگیران تهران را وادار کرده مدیریت پروندههای حساس را از سطح دیپلماسی معمول فراتر ببرند و به حوزهٔ تصمیمسازی امنیت ملی منتقل کنند.
نخستین دلیل این سفر نیاز به ارزیابی دقیق فضای کنونی مذاکرات غیرمستقیم و سنجش نیت واقعی طرف مقابل دارد. در شرایطی که نه نشانهٔ روشنی از توافق دیده میشود و نه ارادهای برای تقابل آشکار وجود دارد، پیامها دیگر صرفاً فنی یا دیپلماتیک نیستند، بلکه مستقیماً به ملاحظات امنیت ملی گره خوردهاند. حضور دبیر شورای عالی امنیت ملی بهجای یک مقام اجرایی نشانهٔ روشن همین تغییر سطح و حساسیت مقطع است.
دلیل دومْ مدیریت ریسک در آستانهٔ یک مرحلهٔ پیشابحرانی است. منطقه در وضعیتی قرار دارد که هر سوءبرداشت یا اقدام محاسبهنشده میتواند بهسرعت به بحرانی پُرهزینه تبدیل شود. سفر لاریجانی را باید تلاشی پیشدستانه برای کاهش این ریسک دانست، حرکتی برای روشن نگه داشتن خطوط ارتباطی و جلوگیری از شوکهایی که هزینهٔ آنها بهمراتب سنگینتر از ادامهٔ گفتوگوهای کمسروصداست.
سومین عامل بازتنظیم خطوط قرمز و انتقال پیامهای بازدارنده در سطح امنیت ملی است. وقتی یک پرونده از وزارت خارجه به شورای عالی امنیت ملی منتقل میشود به این معناست که موضوع از مرحلهٔ گفتوگو عبور کرده و وارد فاز تعیین حدود، هشدارهای ضمنی، و ترسیم چارچوبهای جدید شده است. این سفر میتواند حامل پیامهایی باشد که هدف آنها نه پیشبرد سریع توافق، بلکه مهار سناریوهای پُرخطر و جلوگیری از لغزش ناگهانی بهسمت تقابل است.
در همین نقطه یک تقارن زمانی معنادار وزن این سفر را دوچندان میکند. همزمان با حرکت لاریجانی به مسقط، بنیامین نتانیاهو روز چهارشنبه در واشنگتن با دونالد ترامپ دیدار میکند. این همزمانی تصادف تقویمی نیست، بلکه نشانهٔ ورود پروندهٔ ایران به لحظهای فشرده و چندلایه است، لحظهای که در آن روایتها پیش از تصمیمها شکل میگیرند و پیامها باید قبل از علنی شدن، دقیق و کنترلشده منتقل شوند.
مسقط در این معادله به سکوی «تنظیم پیش از برخورد» تبدیل میشود. تهران تلاش میکند پیش از آنکه گفتوگوی ترامپ–نتانیاهو به بازتولید فشار، تهدید، یا مطالبات حداکثری منجر شود، زمین بازی را تا حد ممکن شفاف و قابل مدیریت نگه دارد. از این منظر، سفر لاریجانی نوعی دیپلماسی پیشدستانه است، دیپلماسیای نه برای امتیازگیری، بلکه برای مهار شوک.
دیدار نتانیاهو و ترامپ معمولاً نقطهٔ تزریق تنش به پروندهٔ ایران است، جایی که روایت امنیتی اسرائیل میکوشد خودش را به تصمیمسازی آمریکا تحمیل کند. در چنین شرایطی، اعزام بالاترین مقام امنیتی ایران به کانال مسقط به این معناست که تهران نمیخواهد روایتها در غیاب پیامهای مستقیم شکل بگیرد. این سفر تلاشی است برای شکستن انحصار روایت پیش از آنکه به تصمیم تبدیل شود.
از این زاویه، تقارن مسقط و واشنگتن تقارن دو مسیر است: مسیر گفتوگوی خاموش برای کنترل بحران و مسیر فشار علنی برای بالا بردن هزینهٔ دیپلماسی. لاریجانی به مسقط میرود، دقیقاً چون میداند پس از دیدار ترامپ و نتانیاهو، فضا میتواند تندتر، سختتر، و غیرقابل پیشبینیتر شود. این سفر نه واکنش پسینی، بلکه حرکت پیش از موج است.
در نهایت، سفر لاریجانی به مسقط را باید اقدامی زمانسنجیشده برای کنترل وضعیت دانست، حرکتی حسابشده در لحظهای که سیاست در منطقه نه بهسمت صلح نهایی حرکت میکند و نه بهسمت جنگ آشکار، بلکه در وضعی معلق و ناپایدار باقی مانده است. این سفر بیش از آنکه نوید تحول بزرگ باشد، نشانهٔ تلاش برای مدیریت وضع موجود است، وضعی که اگر رها شود، میتواند بهسرعت از کنترل خارج شود.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده