ویتکاف، نمایندهٔ دولت ترامپ در مذاکرات (راست) و عراقچی، وزیر امور خارجهٔ ایران.
حمید آصفی
جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
مذاکرهای که به پایتخت برمیگردد، تصمیمساز نمیشود
اصل توفیق در مذاکرات فقط وقتی حاصل میشود که دو طرف مستقیم روبهروی هم بنشینند و اختیار واقعی تصمیمگیری داشته باشند. نه اینکه مذاکرات تبدیل شود به رفتوآمدهای بیپایان برای مشورتهای غیرمستقیم که عملاً روند را تضعیف و زمان را تلف میکند.
هر بار که تیمها از میز بلند میشوند و به پایتختهای خودشان بازمیگردند مذاکره از دست دیپلماتها خارج و وارد زمین بازی لابیها و نهادهای امنیتی میشود. در این فاصله متن مذاکره بازنویسی میشود و جایگاه میز مذاکره در برابر فشارهای بیرونی کاهش مییابد.
میانجی که قرار بود تسهیلگر باشد در عمل اغلب تضادها را رقیق و اختلافها را مبهم میکند؛ این رقیق شدن باعث میشود طرفین کمتر مجبور شوند با سختیها روبهرو شوند و هزینهٔ تصمیمگیری را نپردازند. میانجی ناخواسته به واسطهای برای فرار از مسئولیت تبدیل میشود.
مذاکرهٔ غیرمستقیم اگر ناپیوسته و وابسته به تأییدهای پیاپی باشد، هرگز نمیتواند نقطهٔ پایان اختلاف باشد یا تصمیم واقعی بگیرد.
اما مذاکرهٔ مستقیم، با وجود دشواری و هزینه، مزیت بزرگی دارد: تصمیم در همان لحظه و مکان گرفته میشود، نه در پایتختها و زیر فشار لابیها.
در مذاکرهٔ مستقیم، طرفین روبهروی هم میایستند، حرفها بیواسطه گفته میشود، و هزینهٔ عقبنشینی بالا میرود. این یعنی دیگر نمیتوان پشت سوءتفاهمها پنهان شد یا با میانجی فرار کرد.
بنابراین دفاع از مذاکرهٔ مستقیم یعنی دفاع از شفافیت، مسئولیتپذیری، و واقعگرایی در سیاست.
مذاکرهای که اختیار تصمیمگیری واقعی نداشته باشد، چه مستقیم باشد چه غیرمستقیم، تنها به تعویق انداختن بحران است؛ اما وقتی مستقیم باشد، حداقل امکان بستن پرونده وجود دارد.
مسئلهٔ اصلی این نیست که مذاکرهٔ مستقیم بهتر است یا غیرمستقیم، بلکه این است که آیا مذاکره اختیار پایان دادن به خودش را دارد یا نه. و مذاکرهٔ مستقیم بهترین فرصت برای این اختیار است.
برگرفته از کانال تلگرام نویسنده