مینا آگاه – اندیشهٔ نو
دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
چکیده
اعمال تعرفههای تجاری (عوارض یا مالیات گمرکی بر واردات) ایالات متحد آمریکا را که از اواخر دههٔ ۲۰۱۰ آغاز و در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ بازتنظیم شد اغلب با هدف حمایت از تولید داخلی و کاهش کسری تجاری توجیه کردهاند. این مقاله با اتکا به دادههای مؤسسهٔ کیل برای اقتصاد جهانی (Kiel Institute for the World Economy) و آمارهای رسمی تجارت آمریکا نشان میدهد که نخست، بار اصلی وضع تعرفههای گمرکی بر واردات (از اینجا به بعد «تعرفهها») بهطور عمده بر دوش مصرفکنندگان و بنگاههای آمریکایی افتاده است و دوم، اثر اصلی تعرفهها نه کاهش میزان کلی واردات، بلکه تغییر ترکیب جغرافیایی آن بوده است. بهطور مشخص، سهم کشورهایی مانند چین در واردات آمریکا کاهش یافته است، در حالی که کشورهایی مانند مکزیک، ویتنام، و هند سهم فزایندهای از بازار آمریکا را به خود اختصاص دادهاند. این یافتهها حاکی از آن است که تعرفهها بیش از آنکه ابزاری صنعتی باشند، کارکردی ژئواقتصادی دارند.
۱. مقدمه
سیاست تعرفهیی آمریکا در دههٔ اخیر به یکی از محوریترین ابزارهای سیاست اقتصادی و خارجی آن کشور تبدیل شده است. اگرچه در گفتمان رسمی تعرفهها را سازوکاری برای «حمایت از تولید داخلی» معرفی میکنند، پژوهشها و مطالعات تجربی نشان میدهد که آثار واقعی آنها پیچیدهتر و در مواردی متناقض با این ادعاها است (Amiti, Redding & Weinstein, 2019).
این مقاله با تمرکز بر سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ و با استفاده از دادههای ردیاب تجاری مؤسسهٔ کیل دو پرسش اصلی را بررسی میکند:
۱) چه کسانی هزینهٔ تعرفهها را میپردازند؟
۲) تعرفهها چگونه ترکیب جغرافیایی واردات آمریکا را بازآرایی کردهاند؟
۲. انتقال بار تعرفهها: شواهدی از پرداخت هزینه از جیب مصرفکنندگان آمریکایی
یکی از نتایج تثبیتشده در پژوهشهای مؤسسهٔ کیل این است که اعمال تعرفههای گمرکی بهطور عمده به افزایش قیمتها در داخل آمریکا منجر شده است، نه کاهش متناظر قیمت از سوی صادرکنندگان خارجی (Fajgelbaum et al., 2020; Kiel Institute, 2024).
تحلیل دادههای قیمتی نشان میدهد که
● بخش اعظم افزایش تعرفهها مستقیماً در قیمت کالاهای وارداتی منعکس شده است،
● بنگاههای آمریکایی که از نهادههای وارداتی استفاده میکنند این افزایش هزینه را به قیمت نهایی منتقل/اضافه کردهاند، و
● در نتیجه، مصرفکنندهٔ آمریکایی پرداختکنندهٔ نهایی تعرفهها/عوارض گمرکی بر واردات بوده است.
برآوردهای مؤسسهٔ کیل حاکی از آن است که بین ۸۰ تا ۹۰درصد بار تعرفهها از طریق قیمتهای بیشتر را مصرفکنندگان و شرکتهای آمریکایی پرداخت کردهاند (Kiel Institute, 2025). این امر بهویژه در کالاهای واسطهیی، ماشینآلات، و کالاهای مصرفی بادوام مشهود بوده است.
۳. اعمال تعرفهها بهمثابهٔ ابزار ژئواقتصادی: تغییر ترکیب واردات آمریکا
۱.۳ کاهش سهم چین از واردات آمریکا
چین هدف اصلی سیاست تعرفهیی آمریکا است. دادههای مقایسهیی پیش و پس از افزایش و گسترش تعرفههای گمرکی نشان میدهد که سهم چین از کل واردات کالایی آمریکا بهطور معناداری کاهش یافته است.
● سهم چین از واردات آمریکا:
○ حدود ۲۱–۲۲درصد در اواخر دههٔ ۲۰۱۰
○ حدود ۱۳–۱۴درصد در سال ۲۰۲۴
○ نزدیک به ۱۳درصد یا کمتر در دادههای اولیهٔ ۲۰۲۵
از نظر ارزش دلاری، واردات آمریکا از چین از بیش از ۵۴۰میلیارد دلار در دورهٔ پیش از جنگ تجاری به حدود ۴۲۰–۴۳۰میلیارد دلار در ۲۰۲۴ و به مبلغ برآوردی کمتری در ۲۰۲۵ کاهش یافته است (USITC; Kiel Institute, 2025).
۲.۳ افزایش سهم کشورهای جایگزین: مکزیک و ویتنام و هند
در مقابل کاهش سهم چین، چند کشور دیگر سهم بیشتری از بازار واردات آمریکا را به خود اختصاص دادهاند.
● واردات از مکزیک:
مکزیک در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به بزرگترین شریک تجاری آمریکا از نظر واردات تبدیل شد.
○ ۲۰۲۴: حدود ۴۷۵–۴۸۰میلیارد دلار
○ ۲۰۲۵: افزایش حدود ۵ تا ۷درصد
این روند با پدیدهٔ نزدیکسپاری (Nearshoring) و مزیتهای نهادی توافق USMCA (تجارت آزاد میان آمریکا، مکزیک، کانادا) همخوانی دارد.
● واردات از ویتنام:
ویتنام یکی از مهمترین بهرهبرندگان از جابهجایی زنجیرههای تأمین از چین به کشورهای دیگر بوده است.
○ ۲۰۲۴: حدود ۱۲۵–۱۳۰میلیارد دلار
○ ۲۰۲۵: رشد تقریبی ۸ تا ۱۰درصد
● واردات از هند:
دربارهٔ هند، اگرچه بسته به نوع دورهٔ گزارش (سال تقویمی یا ۱۲ماههٔ منتهی) اختلاف عددی وجود دارد، اما جهت تغییر روشن است:
○ ۲۰۲۴: حدود ۹۵–۱۰۰میلیارد دلار
○ ۲۰۲۵: حدود ۱۱۰–۱۲۰میلیارد دلار
این به معنای افزایش ۱۰ تا ۱۵درصدی واردات آمریکا از هند است (Kiel Institute, 2025).
۴. بحث: تعرفهها نه ضدجهانیسازی، بلکه جهانیسازی گزینشی
شواهد ارائهشده نشان میدهد که اعمال تعرفههای گمرکی جدید نه به کاهش واردات آمریکا انجامیده است و نه به احیای گستردهٔ تولید داخلی. در عوض، آنچه رخ داده است بازآرایی جغرافیایی تجارت بوده است. این روند را میتوان شکلی از جهانیسازی گزینشی دانست:
● محدود کردن روابط با رقیبان ژئوپلیتیک (مانند چین)
● تقویت روابط تجاری با کشورهای «دوستتر» یا استراتژیک
در این چارچوب، تعرفهها بیش از آنکه ابزار سیاست صنعتی باشند به ابزاری در خدمت مهندسی بلوکهای اقتصادی و ژئوسیاسی بدل شدهاند.
۵. نتیجهگیری
مطابق بررسیهای انجامشده:
۱- بار اصلی افزایش و گسترش تعرفهها را مصرفکنندگان و بنگاههای داخلی آمریکا پرداخت میکنند و در واقع مالیاتی اضافی است که از مصرفکنندهٔ نهایی گرفته میشود.
۲- اعمال تعرفههای جدید به کاهش معنادار کسری تجاری منجر نشده است.
۳- اثر اصلی اعمال تعرفههای جدید جابهجایی مبدأ واردات و تضعیف یا تقویت نسبی کشورهای صادرکننده در مناسبات تجاری با آمریکا بوده است.
از این منظر، تعرفهها را باید نه صرفاً سیاستی اقتصادی، بلکه بخشی از راهبرد کلان ژئواقتصادی آمریکا در نظم جهانی در حال گذار دانست.
منابع:
● Amiti, M., Redding, S. J., & Weinstein, D. E. (2019). The Impact of the 2018 Trade War on U.S. Prices and Welfare. NBER Working Paper.
● Fajgelbaum, P. D., Goldberg, P. K., Kennedy, P. J., & Khandelwal, A. K. (2020). The Return to Protectionism. Quarterly Journal of Economics.
● Kiel Institute for the World Economy. (2024–2025). Kiel Trade and Tariff Monitor.
● United States International Trade Commission (USITC). DataWeb.
● Bureau of Economic Analysis (BEA). U.S. International Transactions